قرصهای مسکن اعتیاد اور هستند
قرص های مسکن اعتیادآور هستند گروهی از دانشمندان انگلیسی به تازگی اعلام کرده اند، قرص های مسکن که تقریبا در تمامی داروخانه ها یافت می شود، در صورت استفاده بیش از حد اعتیادآور هستند و عوارض جانبی دارند. به گزارش روز سه شنبه پایگاه اینترنتی بی بی سی، وجود موادی نظیر "کدئین" و "دی هیدرو کدئین" در قرص های مسکن، موجب می شود افرادی که بیش از حد از این نوع داروها استفاده می کنند به آن معتاد شوند. این دانشمندان همچنین ضمن هشدار به افرادی که به دلایل گوناگون مجبور هستند بیش از سه روز متوالی از داروهای مسکن استفاده کنند، توصیه کرده اند پس از این مدت حتما به پزشک مراجعه کنند. مصرف مداوم کدئین برای مدت طولانی (چند روز) ممکن است منجر به اعتیاد بدن به این ماده شود و پس از توقف مصرف آن، احساس خستگی مفرط، تندمزاجی و تحریک پذیری شدید به فرد مورد نظر دست خواهد داد. علاوه بر احتمال ابتلا به اعتیاد مصرف بیش از حد داروهای مسکن نه تنها ممکن است پس از مدتی دیگر تاثیری در تسکین درد از جمله سردردهای مزمن نداشته باشد، بلکه این احتمال نیز وجود دارد که موجب تشدید آن شود.
مصرف مداوم مواد مخدر باعث ناتوانی جنسی می شود
دكتر شاهین شادنیا در خصوص مسمومیت های مواد مخدر گفت: مسمومیت های مواد مخدر بر خلاف سایر مسمومیت ها كه به قصد خودكشی، تصادفی یا به علت شغل افراد ایجاد می شود به علت یك سری سرخوشی ها و كسب لذت های زودگذر است.
وی ادامه داد: چنانچه تركیبات را به دو دسته دارویی و شیمیایی تقسیم كنیم و داروها را از این مقوله كنار بزنیم مسمومیت مواد مخدر شایعترین مسمومیت های مواد شیمیایی است كه بیشتر در مردان به علت مصرف مواد مخدر دیده می شود. این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی افزود: مصرف مزمن مواد مخدر باعث ایجاد مسائل روحی و روانی همچون اضطراب و استرس می شود. چنانچه مصرف این مواد به صورت تزریقی باشد باعث بیماریهای عفونی همچون ایدز، هپاتیت و سایر مسائل و مشكلات می شود.
وی ادامه داد: مواد مخدر از نوع استنشاقی به مرور زمان باعث مشكلات ریوی، تصلب شرائین و سایر عوارض همچون كاهش میل جنسی در مردان می شود. دكتر شادنیا با اشاره به تركیبات مخدر جدید و عوارض آن به ایسنا گفت: در حال حاضر وجود ماده مخدر جدیدی به نام كراك در بازار كه یك نوع هروئین با درجه خلوص بالاست باعث شده افراد سودجو به قصد سوء استفاده به فروش این ماده پرداخته و مصرف آن را در بین جوانان افزایش دهند كه اثرات تخریبی آن نسبت به مواد سنتی مثل تریاك و مشتقات آن بیشتر بوده و مسمومیت ها و عوارض آن بر بدن نیز بیشتر است.
وی ادامه داد: در حال حاضر به علت اضافه كردن سرب در تریاك باعث شده كه موارد مسمومیت ناشی از سرب كه مهمترین عارضه آنها عوارض عصبی است و موجب از كار افتادگی و مرگ و میر فرد می شود افزایش یابد.
دبیر انجمن سم شناسی و مسمومیت های ایران در پایان خاطرنشان كرد: رواج مواد مخدر در سطح كشور تقریبا به صورت یكسان است ولی مناطقی كه از لحاظ اقتصادی ضعیف هستند بیشتر از مواد مخدر سنتی و افرادی كه از لحاظ اقتصادی وضعیت بهتری دارند از مواد مخدر جدید و گرانتر استفاده می كنند
نقش فعالیتهای بدنی در درمان اعتیاد
فردی كه اعتیاد را ترك كرده باید برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی كند در ورزش های صبحگاهی شركت كرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم داشته باشد و یكی از راههای اساس جهت مبارزه با كسالت بی حوصلگی در معتادان ورزش كردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به كار و تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی كه در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است كنترل نمود فرد ترك كرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به كار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارك ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن آشتی كرده و در كنار دیگران بودن به او كمك می كند تا بتواند دوره درمان را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگی وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در بیماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد
ترامادول چیست
خبرگزاری فارس: مدیر كل نظارت بر دارو و مواد مخدر وزارت بهداشت گفت: مصرف داروی مسكن ترامادول در كشور تا سال گذشته رو به افزایش بود و به 39 تن در سال رسید اما امسال مصرف آن كاهش یافت و تا آخر سال حدود 28 تن ترامادول در كشور مصرف میشود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، اكبر عبداللهی اصل، پنجشنبه در همایش كنترل سوء مصرف ترامادول در تالار مركز قلب تهران، افزود: نمی توان به صراحت گفت كه مصرف داروی ترامادول خوب است یا بد، زیرا ممكن است فردی از مواد مخدر سنگین به این ماده رو آورد یا اینكه فقط معتاد به ترامادول باشد.
وی اضافه كرد: داروهای مخدر دستهبندیهای مختلفی دارند، در یك دستهبندی 400 نوع داروی مخدر را در یك دسته قرار میدهند، دیازپام و داروهای مشابه آن را در دسته دوم و پیش سازهای مواد مخدر دیگر را در دسته سوم قرار میدهند در مورد ترامادول چون یك مسكن است و تركیب شیمیایی دیگری دارد، شك و شبهه وجود دارد به همین علت در دنیا آن را در هیچ یك از این 3 دسته قرار ندادهاند.
مدیر كل نظارت بر دارو و مواد مخدر وزارت بهداشت ادامه داد: ترامادول از سال 81 برای اولین بار به عنوان یك مسكن در كشور ما مورد مصرف قرار گرفت، در آن زمان فقط آمپول تزریقی100میلی گرمی آن در بازار بود كه 43 هزار ویال دارویی آن در آن سال مصرف شد، بعد از آن قرص 50 و 100 میلیگرمی آن وارد بازار شد و با ورود آمپول 50 میلی گرمی آن آمپول 100 میلی گرمی كم كم از بازار جمع شد.
وی گفت: سرانه مصرف داروی ترامادول در سال 81 حدود 54 میلی گرم بود اما بعد از آن تا سال 85 هر سال افزایش یافت و به عدد سرانه 580 میلی گرم برای هر نفر رسید اما امسال با كنترلهای بیشتر، این میزان كاهش یافت و به سرانه 400 میلیگرم رسید، به بیان دیگر در سال 82 حدود 3 هزار و 580 كیلوگرم از این دارو در كشور مصرف شد. در سال 85 این میزان به 40تن در سال رسید و در سال 86 این میزان به 39 تن كاهش یافت. امسال نیز پیش بینی میشود تا آخر سال حدود 28 تن از این دارو در كشور مصرف شود.
عبداللهیاصل افزود: در زمان حاضر 15 شركت مجوز تولید داروی ترامادول را دارند،80 درصد آنها ماده اولیه این دارو را از داخل تولید میكنند اما به علت اینكه 20درصد داروی تولید شده ترامادول در كشور از ماده اولیه خارجی است شاهد تنوع و قیمتهای متفاوت این دارو در كشور هستیم. شركتهای توزیع كننده مجاز این دارو نیز سال گذشته به 2 شركت كاهش یافت كه البته امسال یك شركت دیگر نیز به آن اضافه شد.
وی اضافه كرد: گر چه داروی مسكن ترامادول جزء داروهای بدون نسخه(OTC) نیست اما متأسفانه شاهد فروش بدون نسخه آن در كشور هستیم كه البته به علت تحت پوشش بیمه نبودن آن آمار دقیقی در این زمینه در دست نیست.
وی گفت: با تصویب كمیسیون بهداشت و درمان مجلس امسال قیمت ترامادول 2 برابر شد و قرار شد، درآمد ناشی از این افزایش قیمت برای كاهش قیمت داروهای اساسیتر هزینه شود.
وی افزود: فهرست ملی دارویی كشور ما نیز بر اساس شرایط اجتماعی مانند جوان بودن جمعیت، در حال توسعه بودن و ویژگیهای فرهنگی و مذهبی هر سال بازنگری میشود و این فهرست بر اساس فهرست دارویی سازمان ملل یا كشورهای دیگر تنظیم نمیشود.
عبدالهی اصل اضافه كرد: ترامادول اكنون مشكل دارویی كشور ما نیست، مشكلات مهمتری وجود دارد از جمله اینكه از داروی سودوافدرین به عنوان پیش ساز مواد روانگردان و اكستازی در كشور استفاده میشود، به همین علت تولید این دارو در كشور ممنوع و متوقف شده است و در تلاشیم تا جایگزینی را برای آن معرفی كنیم.
وی گفت: در تمام دنیا داروهای مسكن تنوع زیادی دارند اما در كشور ما اكنون فقط 4 نوع داروی مسكن بدون نسخه وجود دارد كه اگر مصرف هر یك از آنها مانند استامینوفن كدئین كاهش یابد، مصرف داروی دیگر افزایش مییابد، بنابراین یكی از سیاستهای وزارت بهداشت افزایش و تنوع بخشیدن به داروهای مسكن در كشور است.
اعتیاد و پیشرفت
آنچه در مورد اعتیاد و موادمخدر باید بدانیم :
اعتیاد به موادمخدر یكى از عوامل اصلى شیوع بیماریهاى ایدز و هپاتیت میباشد.
موادمخدر آنچنان آرام و بی صدا برجسم و روان مصرف كننده مستولى میگردد كه هیچ معتادى آغاز اعتیاد خود را به یاد نمی آورد.
اعتیاد سبب تباهى میلیونها مغز فعال میشود كه سرمایه هاى آینده جامعه بشرى بشمار می روند.اگر درصد كمى از كودكانى كه والدین آنها معتاد هستند به سوى بزهكارى سوق داده شوند، بعد از گذشت چندین سال تعداد بزهكاران در این مملكت به هزاران نفر خواهد رسید.
اعتیاد بیش از یك میلیارد نفر از اعضاء خانواده معتادان را در جهان بطور مستقیم با مشكلات ناشى از این آسیب مواجه نموده است.
موادمخدر منشاء وقوع بسیارى از جرائم اجتماعى نظیر قتل، تجاوز، سرقت و ... میباشد .
موادمخدر سالانه حدود 600 میلیارد دلار سود به حساب سوداگران مرگ واریز می كند كه این رقم چند صد برابر كل بودجه كشور ما و بسیارى دیگر از كشورهاى بزرگ دنیاست.
سالانه مقادیر قابل توجهى ازثروت ملى كشور به جیب سوداگران موادمخدر میرود.
قاچاقچیان بین المللى موادمخدر براى رسیدن به مقاصد شوم خود به مدرنترین تجهیزات تسلیحاتى و ارتباطى مجهز هستند.
75% از زندانیان كشور را بطور مستقیم و غیرمستقیم مجرمین موادمخدر تشكیل میدهند.
كشور ما در همسایگى بزرگترین تولیدكنندگان انواع موادمخدر جهان (افغانستان و پاكستان) موسوم به ?هلال طلائی? و در مسیر ترانزیت موادمخدر قرار گرفته است و در ین راه خود نیز قربانى آن میگردد.
كشور ما در مقابله با ورود و شیوع این مواد خانمانسوز، بمنظور كنترل و حفاظت مرزهاى شرقى اقدام به احداث بیش از هزار كیلومتر جاده، دهها پاسگاه مرزی، برجك و دیدهبانى و حفر چندین كیلومتر كانال و ... نموده است و هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم نیز به فجیع ترین وضع به شهادت رسیده اند.
مراحل اعتیاد :
1- مرحله آشنایى
این مرحله با تشویق دیگران (مخصوصاً دوستان ناباب) یا از روى غرور و كنجكاوى خود فرد شروع می شود.
2 ـ مرحله شك و تردید :
در این مرحله فرد با مبارزه با امیال خود می پردازد.
3 ـ مرحله اعتیاد واقعى :
در صورت ادامه مصرف در مرحله شك و تردید فرد به مرحله اعتیاد واقعى مى رسد. در این مرحله پدیده ?تحمل? باعث میشود كه فرد به مرور زمان بر میزان مصرف خود بیفزاید تا به نشئگى قبلى برسد.
عوامل زمینه ساز مستعد کننده اعتیاد
اعتیاد یك بیماری زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی است عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد موثر هستند كه در تعامل با یكدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شوند. عوامل موثر بر فرد، محیط فرد و كلیه علل و عوامل درهم بافته ای هستند كه بر یكدیگر تاثیر می گذارند. درك كلیه علل و عوامل زمینه ای موجب می شود تا روند پیشگیری، شناسایی، درمان و پیگیری به طور هدفمند طرح ریزی شود.
بنابراین، آشنایی با عوامل زمینه ساز مستعد كننده در مقابل آن از دو جهت ضرورت دارد:
1- شناسایی افراد در معرض خطر اعتیاد و اقدامهای پیشگیرانه لازم برای آنان؛
2- انتخاب نوع درمان و اقدامهای خدماتی، حمایتی و مشاوره ای لازم برای معتادان.
عوامل مخاطره آمیز
عوامل مخاطره آمیز مصرف مواد شامل عوامل فردی، عوامل بین فردی و محیطی و عوامل اجتماعی است.
عوامل مخاطره آمیز فردی
□ دوره نوجوانی
□ استعداد ارثی
□ صفات شخصیتی:
● صفات ضد اجتماعی
● پرخاشگری
● اعتماد به نفس پایین
□ اختلالهای روانی:
● افسردگی اساسی
● فوبی
□ نگرش مثبت به مواد
□ موقعیتهای مخاطره آمیز:
● ترك تحصیل
● بی سرپرستی
□ تاثیر مثبت مواد بر فرد
در اینجا به شرح هر یك از عوامل فوق می پردازیم:
دوره نوجوانی
مخاطره آمیز ترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد دوره نوجوانی است. نوجوانی دوره انتقال از كودكی به بزرگسالی و كسب هویت فردی و اجتماعی است. در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج می رسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزشهای خانواده را زیر سوال می برد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزشهای جدید خود دارد. مجموعه این عوامل، علاوه بر حس كنجكاوی و نیاز به تحرك، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد می نماید.
ژنتیك
شواهد مختلفی از استعداد ارثی اعتیاد به الكل و مواد وجود دارد. تاثیر مستقیم عوامل ژنتیكی عمدتاً از طریق اثرات فارماكوكینتیك و فاركودینامیك مواد در بدن می باشد كه تعیین كننده تاثیر ماده بر فرد است. برخی از عوامل مخاطره آمیز دیگر نیز تحت نفوذ عوامل ژنتیكی هستند مانند برخی اختلالهای شخصیتی و روانی و عملكرد نامناسب تحصیلی ناشی از اختلالهای یادگیری.
صفات شخصیتی
عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات بیشتر پیش بینی كننده احتمال اعتیاد هستند و به طور كلی فردی را تصویر می كنند كه با ارزشها یا ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و مذهب پیوندی ندارد و یا از عهده انطباق، كنترل یا ابراز احساسهای دردناكی مثل احساس گناه، خشم و اضطراب بر نمی آید. این صفات عبارتند از: عدم پذیرش ارزشهای سنتی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید، احساس فقدان كنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت در برابر پیشنهادهای خلاف دیگران، فقدان مهارتهای اجتماعی و انطباقی. از آنجا كه اولین مصرف مواد، معمولاً از محیطهای اجتماعی شروع می شود هر قدر فرد قدرت تصمیم گیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد، بهتر می تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند.
اختلالهای روانی
در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتیاد اختلالهای دیگر روانپزشكی نیز وجود دارد. شایع ترین تشخیصها عبارتند از: افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فوبی، دیس تایمی، اختلال وسواسی- جبری، اختلال پانیك، مانیا، اسكیزوفرنی.
نگرش مثبت به مواد
افرادی كه نگرشها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از كسانی است كه نگرشهای منفی دارند. این نگرشهای مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، كسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.
موقعیتهای مخاطره آمیز فردی
بعضی از نوجوانان و جوانان در موقعیتها یا شرایطی قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار می دهد. مهمترین این موقعیتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكی و نوجوانی، ترك تحصیل، بی سرپرستی یا بی خانمانی، فرار از خانه، معلولیت جسمی، ابتلا به بیماریها یا دردهای مزمن. حوادثی مانند از دست دادن نزدیكان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممكن است منجر به واكنشهای حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده می كند.
تاثیر مواد بر فرد
این متغیر وقتی وارد عمل می شود كه ماده حداقل یك بار مصرف شده باشد. چگونگی تاثیر یك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتی ماده مصرفی و تعامل آن با فرد و موقعیت فرد مصرف كننده است. تاثیر مواد بر فرد مصرف كننده، به میزان قابل توجهی، به مشخصات او بستگی دارد. این مشخصات عبارتند از: شرایط جسمی فرد، انتظار فرد از مواد، تجربیات قبلی تاثیر مواد و مواد دیگری كه هم زمان مصرف شده اند. مواد مختلف نیز تاثیرهای متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیك و روانی فرد دارند، مثلاً: هروئین و كوكائین سرخوشی شدید، الكل آرامش و نیكوتین مختصری هشیاری و آرامش ایجاد می كند.
عوامل مخاطره آمیز بین فردی و محیطی
□ عوامل مربوط به خانواده:
● غفلت از فرزندان
● وجود الگوی نامناسب در خانواده
● خانواده آشفته
□ عوامل مربوط به دوستان:
● دوستان مصرف كننده مواد
□ عوامل مربوط به مدرسه:
● فقدان محدودیت
● فقدان حمایت
□ عوامل مربوط به محل سكونت:
● شیوع خشونت و اعمال خلاف
عوامل مربوط به خانواده
خانواده اولین مكان رشد شخصیت، باورها و الگوهای رفتاری فرد است. خانواده علاوه بر اینكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژی است، منبعی برای تنش، شكل و اختلال نیز می باشد. نا آگاهی والدین، ارتباط ضعیف والدین و كودك، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج یا آشفته و از هم گسیخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاریها مانند سوء مصرف مواد را افزایش می دهد. همچنین والدینی كه مصرف كننده مواد هستند باعث می شوند فرزندان با الگوبرداری از رفتار آنان مصرف مواد را یك رفتار بهنجار تلقی و رفتار مشابهی پیشه كنند.
تاثیر دوستان
تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ می دهد. ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد كننده قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد است. مصرف كنندگان مواد، برای گرفتن تایید رفتار خود از دوستان، سعی می كنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند. گروه«همسالان» به خصوص، در شروع شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار موثر هستند. بعضی از دوستیها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل می گیرد. نوجوانان به تعلق به یك گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروههایی كه مواد مصرف می كنند، بسیار آسان است. هر چند پیوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پیوند او با این قبیل گروهها بیشتر می شود.
عوامل مربوط به مدرسه
از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهم ترین نهاد آموزشی و تربیتی است، می تواند از راههایی زیر زمینه ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد:
بی توجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در مدرسه، استرسهای شدید تحصیلی و محیطی، فقدان حمایت معلمان و مسئولان از نیازهای عاطفی و روانی به خصوص به هنگام بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان.
عوامل مربوط به محل سكونت
عوامل متعددی در محیط مسكونی می تواند موجب گرایش افراد به مصرف مواد شود: فقدان ارزشهای مذهبی و اخلاقی، شیوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگی و ضعف همبستگی بین افراد محل و حاشیه نشینی از جمله این عوامل هستند.
عوامل مخاطره آمیز اجتماعی
□ فقدان قوانین و مقررات جدی ضد مواد مخدر
□ بازار مواد
□ مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی
□ كمبود فعالیتهای جایگزین
□ كمبود امكانات حمایتی، مشاوره ای و درمانی
□ توسعه صنعتی، محرومیت اجتماعی- اقتصادی
مشخصات فردی و عوامل محیطی بخشی از علل اعتیاد هستند و بخش دیگر را بازارهای بین المللی مواد و عوامل اجتماعی- اقتصادی حاكم بر جامعه تشكیل می دهند. این عوامل عبارتند از:
قوانین
فقدان قوانین جدی منع تولید، خرید و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور و ارزانی آن می شود.
بازار مواد
میزان مصرف مواد، با قیمت آن نسبت معكوس دارد. هر چه قیمت مواد كاهش یابد، تعداد افرادی كه بتوانند آن را تهیه كنند افزایش می یابد. همچنین سهل الوصول بودن مواد به تعداد مصرف كنندگان آن می افزاید.
مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی
در جوامعی كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نمی شود، بلكه جزیی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخیص و وسیله احترام و پذیرایی است، مقاومتی برای مصرف مواد وجود ندارد و سوء مصرف و اعتیاد شیوع بیشتری دارد.
كمبود امكانات فرهنگی، ورزشی، تفریحی
كمبود امكانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل كنجكاوی، تنوع طلبی، هیجان، ماجراجویی، مورد تایید و پذیرش قرار گرفتن و كسب موفقیت بین همسالان، موجب گرایش آنان به كسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد و عضویت در گروههای غیر سالم می شود.
عدم دسترسی به سیستمهای خدماتی، حمایتی، مشاوره ای و درمانی
در زندگی افراد، موقعیتها و مشكلاتی پیش می آید كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار می دهد. فقدان امكانات لازم یا عدم دسترسی به خدماتی كه در چنین مواقعی بتواند فرد را از نظر روانی، مالی، شعلی، بهداشتی، اجتماعی حمایت نماید، فرد را تنها و بی پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعی رها می كند.
توسعه صنعتی جامعه، مهاجرت، كمبود فرصتهای شغلی و محرومیت اقتصادی- اجتماعی
توسعه صنعتی، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق می دهد. مهاجرت باعث می شود تا فرد، برای اولین بار، با موانع جدیدی برخورد نماید. جدایی از خانواده، ارزشهای سنتی و ساختار حمایتی قبلی به تنهایی، به انزوا و ناامیدی فرد می انجامد. كم سوادی، فقدان مهارتهای شغلی، عدم دسترسی به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدودیت در تامین نیازهای حیاتی و اساسی زندگی و تلاش برای بقا، فرد را به مشاغل كاذب یا خرید و فروش مواد می كشاند و یا برای انطباق با زندگی سخت روزمره و شیوه جدید زندگی به استفاده از شیوه های مصنوعی مانند مصرف مواد سوق می دهد
تفاوت عادت و اعتیاد
« عـادت » و « اعتــیاد » دو اصطلاح و عنوانی هستندكه در افكار عمومی به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته میشوند در صورتیـكه اختلاف كلی و اساسی با هم دارند .
« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محیط زیـست یا شرایـط جدید و بیسابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب « معمای عادت » طرح جدیـدی در مورد تعریف و تقسیمبندی آن ارئه گشته و « عادت » بر چهار گروه اصلی بشرح زیر تقسیم شدهاند :
اول - « عادت روحی » كه عبارتست از تطابق روحی و معنوی با مسائل و موضوعات و كلیه پدیدههای جدید و بیسابقهایـكه با آنها انس و عادتی از پیش وجود نداشته تا آثار معنـوی حاد آنها از بین برود ؛ از قبیل خبر خوش یا ناخوش مهمی كه در ابتدا انـسان را بشدت متأثـر نموده و تحت تأثیر خود قرار میـدهد ، مانند اثرات خبر فوت پدر یا مادر و نزدیكان مورد علاقه یا خبر موفقیت در كنكور ورودی دانشگاه و یا خبر اصابت جایـزه بزرگی در قرعهكشی و غیـره . به مرور زمان كه خبر كهنه میـشود ( انسان ضـمن انس گرفتن به آن عادت كرده ) اثرات روانی آن از بین میرود .
دوم - « عادت عضوی » عبارتست از عادت دادن عضوی از اعضاء بدن بكار و فعالیت منظم و مداوم غیرارادی معینی كه قبلاً از روی علم و آگاهی و دخالت شـعور و اراده انسان صورت میگرفته ولی پس از تمرین و تكرار كافی میتواند بطور خودبخودی و غیر ارادی و ناآگاه نیز انجام گیرد ، مانند عادت دادن انگشتان به حروف ماشین تایپ یا عادت دادن دستها و پاها بكارهای معینی مانند دوچرخه سواری و راننـدگی یا به هنرها و صنایع .
سوم - « عادت غریزی » عبارتست از عادت عضوی مشخصی كه به اقتضـای فطری و ناآموخته از بدو حیات در اعضاء وسـلولها و نسوج معینی بوجود آمده و همان خـصوصیات عادت نامبرده دو فوق را داراست مانند كار قلب و كلیـهها و ریـهها و فعالیتهای درونی اعـضاء و نـسوج و سلولهای داخلی بدن كه بطور غیر ارادی و منظم انجام میگیرد .
چهارم - « عـادت حیاتی » عبارتست از تـطابق بدن مـوجود زنده ( تطابق بیولوژیكی ) با شرایط جدید محیط زندگی بخصوص از نظر عوامل فیزیكی وشیمایی مانند تـطابق بدن با گرما و سرما ( عامل فیزیكی ) یا با رژیمهای غذائی و داروئی مختلف ( عامل شیـمیائی ) یـا با آب و هواهای مختلف ( عامل فیـزیكی و شیمیائی توأم ) .
در استعمال دارو بمدت دراز ( و هر نوع تركیبات شیـمیائی مختلف در حد تحمل بدن ) نوعی تطابق بیـولوژیكی بوجود میآید كه در صورت قطع استعمال آن دارو یا ماده شیمیائی معین و بخصوص ( مانند استعمال طولانی داروهای مسـكن یا خواب آور ) ممكنست اختلالات فیزیكی و شیمیائی و بدنبال آن اختلالات فیـزیولوژیكی و بیولوژیـكی محسوس و گاهی غیرقابل تحمل در شخص بوجود آید زیرا بدن در اثر عادت به آن دارو و تطابق با شرایـط مربوط بمصرف آن به یك اعتدال مجازی موقتی رسیـده كه با حذف آن ، اعتدال بدن بر هم میخورد و شخص موقتاًتحت فشار خاصی قرار میگیرد زیرا بدن مستقیماً به آن دارو عادت كرده و خو گرفته است كه ایـن امر در مورد مواد مخدر بسیـار سخت و از تمام انواع عادات بیـولوژیكی یاحیاتی ( تطابق بیـولوژیكی ) دردناكتر و غیرقابل تحملتر است .
« اعتیـاد » عبارتست از تطابق بدن با هر دارو یا ماده شیمیائی خارجی غیرلازمی بمدت طولانی كه یكی از انواع عادات حیاتی یا عادات بیولوژیـكی محسوب میگردد . استعمال مداوم و طولانی مواد مخدر منجر به ایـجاد سختتریـن انواع عادات حیـاتی در بدن میشود كه همان « اعتیـاد به مواد مخدر » میـباشد .
تـریـاك یا تغییر « عـادت » عموماً سهلتر و سریعتر و بـدون عوارض سخت بوده و به مانند ترك اعتیاد با مـشكلات بزرگ روبرو نمیگردد ، در حالیكه « اعـتیاد » علاوه بر لطمات سنگین جانی و خـسارات مالی بسیـار و آماده كردن بـدن به انـواع بیـماریهای جسمی و روحی گوناگون ، از نظر تـرك و رهائی با مشكلات بزرگ و گاهی با زحمات و مشقات و سختـیها و نامـلایمات بیشتری همراه است ولی البته نباید فراموش كنیم كه « ترك اعتــیاد غیر ممكن نیست » و چون عنوان « اعتــیاد » از طرفی اكثراً با « عادت »قابل اشتباه بوده و در تمام موارد نمیتواند مطابق با واقعیـت امر در استعمال طولانی داروهای مختلف و مواد ، صدق و تطابق نمایـد از اینروست كه در سالهای اخیر از طرف محافل علمی و پزشكی تعاریف دیگری انتخاب گردیده كه بیش از هعمه تعاریـف سازمان بهداشت جهانی كاملتر و جامعتر و مطمئنتر و نیز قابل استفاده در تمام جهات استعمال مداوم داروها ( اعم از مخدر و غیره ) بوده و آن انتخاب عنوان « وابستگی به دارو » است.
الکل
در شیمی به هر ترکیب شیمیایی که یک گروهِ هیدروکسیل (-OH) متصل به کربن یک آلکیل داشتهباشد، الکل گویند. فرمول کلی یک الکل سادهٔ عیر حلقهای CnH2n+1 است. در شیمی الکلها در شمار گروه مهمی از ترکیبهای شیمیایی هستند و در واکنشهای گستردهای شرکت میکنند و بسیاری از ترکیبهای شیمیایی از آنها به دست میآیند، به طوری در کتاب شیمی آلی موریسن و بوید آمدهاست که اگر به شیمیدانی بگویند او را با ده ترکیب شیمیایی دریک جزیره تنها خواهند گذاشت الکل یکی از آنها خواهدبود.
به طور کلی، زمانی که نام الکل به تنهایی به کار میرود، معمولاً منظور اتانول است که همان الکل گرفتهشده از جو یا عرق یا همان مشروبات الکلی میباشد. اتانول مایعی بیرنگ و فرار وبا بویی بسیار تند است که از تخمیر شکرها به دست میآید. همچنین گاه به هر گونه نوشیدنی که الکل داشتهباشد، الکل میگویند. هزاران سال است که معمولاً الکل به عنوان یکی از عاملهای اعتیادآور به شمار میآید.
الکلهای دیگر بیشتر با صفتهای مشخصکنندهٔ ویژهٔ خود میآیند مانند الکل چوب (که همان متانول است) یا ایزوپروپیل الکل. پسوند «ول» نیز در پایان نام شیمیایی همهٔ الکلها میآید.
فهرست مندرجات[نهفتن] |
[ویرایش] تاریخچه
الکل را نخستین بار ابوبکر محمد بن زکریای رازی پزشک و شیمیدان ایرانی از تقطیر شراب تهیه کرد.[۱] وی آنرا الکحل نامید. بعدها یک آمریکایی بنام دکتر واندیک آن را الکل نامید.
گرچه تاریخ تهیه شراب در به هزاران سال پیش در ایران نیز میرسد اما تا زمان رازی کسی الکل را خالص نکرده بود.[نیازمند منبع]
[ویرایش] ریشهشناسی
نظریهٔ غالب بر این است که از آنجا که نخستین بار که زکریای رازی الکل را کشف کرد، آن را با نامِ تازیِ «الکحل» خواند و از آنجا آن را اعراب «الکحول» نامیده و سرانجام در فارسی الکل نام گرفت ولی از آنجا که در عربی «الکحول» نمیتواند از «الکحل» مشتق شدهباشد این احتمال وجود دارد که این واژه از واژهٔ «الغول» که در قرآن آمدهاست گرفته شدهباشد و ریشهای اروپایی داشته باشد.[۲]
[ویرایش] ساختار و دستهبندی
الکلها بسته به نوع کربن[۳] که به گروه OH- پیوند دارد، به سه دسته نوع اول، نوع دوم یا نوع سوم طبقهبندی میشوند: ![]()
[ویرایش] نمایش کلی انواع الکل
- الکل نوع اول CR(H)۲-OH.
- الکل نوع دوم C(R)۲H-OH.
- الکل نوع سومC(R)۳-OH.
[ویرایش] خواص فیزیکی الکلها
[ویرایش] دمای جوش
الکلها در میان هیدروکربنهای هم وزن خود دمای جوش بالاتری دارند که آن را میتوان به پیوند هیدروژنی الکلها دانست که سبب میشود انرژی بیشتری برای شکستن پیوند بین مولکولی آنها نیاز باشد.
[ویرایش] حلالیت
با توجه به این که پیوند بین الکلها مانند آب، پیوند هیدروژنی است به هر اندازهای در آب حل میشود. همچنین با توجه به این که الکلها از یک سو بخشی آلی داشته و از سوی دیگر گروه هیدروکسید دارند بسیاری از مواد آلی را نیز حل میکنند.
محلول ید در محلول آب و الکل را تنتورید میگویند و برای گندزدایی به کار میروند.
[ویرایش] زهرآگینی
الکلها بیشتر بویی تند و زننده دارند و اتانول از دوران پیش از تاریخ به دلیلهای گوناگون بهداشتی، رژیمی، مذهبی و تفریحی به عنوان نوشیدنی الکلی به کار میرفتهاست. هرچند استفادهٔ کم و گهگاه الکل میتواند بیزیان باشد، اندازههای بیشتر آن سبب مستی شده و در مقدارهای بیشتر میتواند به اختلالات تنفسی و حتی مرگ نیز بینجامد.[۲]
الکلهای دیگر بیشتر از اتانول سمیتر هستند، که این نیز بیشتر به دلیل نیاز به زمان بیشتر برای تغییر در فرایند سوخت و ساز است و حتی گاه در فرآیندهای دگرگشت(متابولیسم) مادههایی سمی میسازند. برای نمونه متانول، که همان الکل چوب است، به وسیلهٔ آنزیمها در جگر اکسایش مییابد و مادهٔ سمی فرمالدهید تولید میکند که میتواند سبب کوری یا مرگ شود.
یکی از راههای کارا در پیشگیری از سمیت فرمالدهید، فراهم آوردن اتانول در کنار آن است چون آنزیمهای هیدروژنزدایی که از متانول فرمالدهید میدهند بر اتانول اثر بیشتری دارند، بدین گونه از پیوند و عمل بر روی متانول پیشگیری میکند. در این زمان متانول باقیمانده وقت دفع از راه کلیهها را پیدا کرده و فرمالدهید باقیمانده نیز به فرمیک اسیدتبدیل میشود.
[ویرایش] نامگذاری
خماری
خماری حالت عمومی است که در اکثر مواقع پس از میان رفتن اثر نشئهجات و یا مسکرات به فرد دست میدهد.
[] عوارض عمومی خماری :
- بی حوصلگی
- سردرد
- خستگی و ضعف
- رنگ پریدگی
خماری را در مقابل نشئگی به کار میبرند و دو تضاد عینی و واقعی که عبارت از ناراحتی و خوشی است را پدید میآورند.
[] عوارض حاد
- حالت تهوع
- پرخاشگری
- ضعف مفرط
- دل درد و یبوست(در پاره ای موارد اسهال - بیشتر در مورد الکل)
- تحلیل رفتن موقت بینائی
- سوزش شدید در پنجههای پا خصوصا در مصرف تریاک یا مشتقات مرفین.[نیازمند منبع]
- بی اشتهائی.
- ازدیاد مصرف سیگار.
- اسهال شدید و روان شدن شکم.
تغییر مسیر از معتاد
اعتیاد یک بیماری روانی، اجتماعی و اقتصادی [۱] است که از مصرف غیرطبیعی و غیرمجاز برخی مواد مانند الکل، تریاک، حشیش و... ناشی میشود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا (معتاد) به این مواد میشود و در عملکرد جسمی، روانی و اجتماعی وی تأثیرات نامطلوب بر جای میگذارد. [۲] بررسی پدیده اعتیاد در قالب علوم پزشکی، روانشناسی و جامعهشناسی صورت میگیرد. از سال ۱۹۶۴ میلادی، سازمان بهداشت جهانی استفاده از عبارت وابستگی دارویی یا وابستگی به دارو را به جای اصطلاح اعتیاد توصیه نمودهاست، اما استفاده از اصطلاح اعتیاد هنوز رایج است. [۳]
ser un yonki es lo mjor k ai gente, no vea con la paranoia k llevo encima puto moro de mierda come webos اعتیاد حالتی است که ناشی از استعمال مداوم بعضی از داروها (موسوم به مواد مخدر) میباشد، بهطوری که قطع استفاده از این مواد باعث بروز اختلال در عملکرد بدن انسان میشود. [۴] این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد میگردد و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات سبب جستجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن میشود. [۲] در این حالت فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا میکند و مجبور است به تدریج مقدار ماده مصرفی را افزایش دهد. [۵]
دوز بالای مصرف متادون منجر به مسمومیت وحتی مرگ می شود
حامد اختیاری مسئول آزمایشگاه ارزیابی شناختی، مرکز ملی مطالعات اعتیاد، دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی برناگفت: ارزیابی متادون یک ماده صناعی است که با اتصال طولانی مدت به گیرنده های اپیوئیدی نوع مو می توانید به عنوان یک داروی نگهدارنده در درمان وابستگی به مواد افیونی مورد استفاده قرار گیرد. کاربرد دوزهای کمتر از مقدار مورد نیاز موجب حفظ ولع مصرف و علائم محرومیت و ادامه مصرف غیر قانونی مواد می گردد و دوزهای بالاتر نیز علاوه بر ایجاد عوارض مانند اختلات شناختی و اختلالات خواب می توانند منجر به مسمومیت و حتی مرگ گردد.
اختیاری اذعان داشت: نظریات مختلفی در مورد دوز مورد نیاز متادون در بازده 60 تا 120 میلی گرم و حتی کمتر یا بیشتر ارائه گردیده است. پروتکل های کشور های مختلف سرعت های متفاوتی را برای رسیدن به این سطح دارویی مورد نیاز ارائه نموده اند اما نکته بسیار مهمی در اینجا وجود دارد: میزان دوز نگهدارنده متادون، دوز تحمل پذیر اولیه و همچنین شیب تحمل پذیری برای افزایش دوز رسیدن به مقادیر نگهدارنده کاملا تحت تاثیر عوامل شخصی و فردی قرار می گیرد.
وی در خاتمه گفت: پژوهش های چند سال اخیر مراجع بین الملی و مولف مقاله نشان می دهد. خلوص ماده مصرف اثرات مثبت ومنفی طول دوره سوء مصرف دفعات ترک طول دوره های درمانی قبلی میزان ولع مصرف، سابقه دردهای مزمن، سابقه مشکلات روحی وروانپزشک سابقه مصرف آرامبخش ها و ... می تواند از عوامل مهم پیشگیری در مورد دوز نگه دارنده متادون باشد.
«اظهارات فوق بیانگر دیدگاههای منبع خبری بوده و لزوما" دیدگاه رسمی و پذیرفته شده مركز ملی مطالعات اعتیاد نمی باشد»
ترامادول یک تریاک مدرن است
حسن احمدیان دبیر کل جمعیت رهایی از آسیبهای اجتماعی گفت: متأسفانه ترامادول در سالهای اخیر در حوزه مواد مخدر و به خصوص بین روانگردانها به مشکلی عمومی در سطح کشور و جهان تبدیل شده است. وی تصریح کرد: با بیتوجهی داروخانهها به بخشنامه وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی مبنی بر این که داروخانهها داروی ترامادول را بدون نسخه پزشک به بیمار تحویل ندهند، این دارو مثل نقل و نبات در اختیار بیماران قرار میگیرد و این کار یک آفت خطرناک در جامعه است.
دبیر کل جمعیت رهایی از آسیبهای اجتماعی اظهار داشت: قرص ترامادول مسکنی قوی است؛ که فقط طبق نظر پزشک معمولاً برای بیمارانی که بعد از عمل جراحی دردهای سختی دارند، تجویز میشود.
وی با اشاره به گزارش وزارت بهداشت و درمان مبنی بر این که پارسال در کشور بالغ بر 30 میلیارد عدد استامینوفن کدئین مصرف شده است که این میزان مصرف در جهان بیسابقه است، تصریح کرد: در کشور ما سوءمصرف قرص ترامادول در میان برخی از جوانان ناآگاه، شایع و اغلب اعتیادآور است.
احمدیان با اشاره به وجود دو مشکل اساسی در زمینه مصرف دارو در کشور تأکید کرد: فرهنگ مصرف دارو و خوددرمانی در کشور ما بسیار شایع و مشکلساز است مثلاً اعضای خانواده داروهایی را که پزشک برای مداوای آنها تجویز کرده و معلوم نیست که روی دیگران چه تأثیری بگذارد به راحتی به هم توصیه و تجویز میکنند.
دبیر کل جمعیت رهایی از آسیبهای اجتماعی خاطرنشان کرد: افراد بیاطلاعی که داروها را به دیگران توصیه و تجویز میکنند، طبق نظر قانون مجرم محسوب میشوند.
دبیر کل جمعیت رهایی از آسیبهای اجتماعی افزود: در واقع وزارت بهداشت و درمان، صدا و سیما، جراید و مطبوعات باید هر چه سریعتر با یاری یکدیگر، فرهنگسازی عمومی کنند تا کسی در آن چه تخصص ندارد، دخالت نکند.
احمدیان تأکید کرد: ترامادول قرصی مفید است که باید در شرایط خاص و زیر نظر پزشک تجویز شود، اما آمار مصرف این قرص در جوانان گاه به 30 خشاب در روز میرسد، که این سوءمصرف برای فرد به مراتب مهلکتر از تریاک، حشیش، مواد مخدر سنتی وحتی قرص اکستازی و آمفتا است.
وی از عواقب سوءمصرف این قرص به روانپریشی و اختلال مغزی، دوبینی شخصیتی، ناتوانی در تصمیمگیری، عدم تعادل در راه رفتن و خشکیدهان اشاره کرد و گفت: عموماً مصرفکنندگان این قرص به افرادی تهاجمی، غیرقابل کنترل و پرخاشگر تبدیل میشوند.
وی با بیان این که ترامادول یک ماده مخدر نشئه کننده یا به عبارتی تریاک مدرن است، دلیل مصرف زیاد این قرص را در دسترس بودن آن دانست و خاطرنشان کرد: میزان مصرف ترامادول در تهران به دلیل وجود تراکم جمعیت بیش از سایر شهرستانها است.
دبیر کل جمعیت رهایی از آسیبهای اجتماعی ادامه داد: همه معتقدند که پیشگیری بهتر از درمان است و هزینهاش کمتر است اما بسیاری از مردم به دلیل ناآگاهی این دارو را مصرف میکنند، چون نتایج تحقیق و پژوهشها درباره خطرات مصرف این قرص به اطلاع عموم نرسیده است و سوء مصرف ترامادول را مانند تریاک، هروئین و سایر مواد افیونی ناپسند نمیدانند.
احمدیان با اشاره به اینکه تمام کسانی که برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی تلاش میکنند؛ باید مانع شوند تا دارویی بدون دستور پزشک در اختیار مردم قرار گیرد، تصریح کرد: واحد پزشکی و وزارت بهداشت و درمان و حتی ستاد مبارزه با مواد مخدر باید با فرهنگسازی و معرفی داروخانههای متخلف به مردم به شدت این موضوع را کنترل کنند؛ ولی متأسفانه آنها این وظیفه را به خوبی انجام نمیدهند.
«اظهارات فوق بیانگر دیدگاههای منبع خبری بوده و لزوما" دیدگاه رسمی و پذیرفته شده مركز ملی مطالعات اعتیاد نمی باشد»
یك بار مصرف هروئین وكراك باعث اعتیاد می شود
رئیس مركز تحقیقات و وابستگی به مواد مخدر دانشگاه علوم بهزیستی با بیان اینكه افزایش عرضه مواد مخدر در كشور باعث آلوده شدن افراد بیشتری در جامعه می شود، گفت: افراد با یك بار مصرف هروئین و كراك معتاد می شوند.
فرهودیان افزود: دسترسی جوانان به مواد مخدر بسیار مهم است اما هر اندازه مواد مخدر سنگین باشد دسترسی به مواد باعث می شود فرد بیشتر در معرض اعتیاد قرار بگیرد. وی ادامه داد: اصولادسترسی به مواد مخدر نقش تعیین كننده ای برای شیوع اعتیاد در كشور دارد، هرچند كه عوامل دیگری وجود دارند كه در این زمینه موثر هستند. این روانپزشك با بیان اینكه در واقع عوامل تعیین كننده اعتیاد در كشور را باید به 2 دسته عرضه و تقاضا تقسیم بندی كرد، اظهار داشت: دسترسی به مواد مخدر همان عرضه است، هر اندازه عرضه در كشوری افزایش یابد احتمال آلوده شدن افراد نیز به مواد مخدر بالامی رود.
وی خاطر نشان كرد: مواد مخدری مانند هروئین، كراك یا دیگر مواد مخدر سنگین با یك بار مصرف احتمال معتاد شدن را افزایش می دهند، به همین دلیل است كه مواجه شدن با این مواد خطرات بیشتری را به همراه خواهد داشت.
«اظهارات فوق بیانگر دیدگاههای منبع خبری بوده و لزوما" دیدگاه رسمی و پذیرفته شده مركز ملی مطالعات اعتیاد نمی باشد»
هروئین اثرات مخربی بر سلول های عصبی دارد
حامد اختیاری مسئول آزمایشگاه ارزیابی شناختی، مرکزملی مطالعات اعتیاد، دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: یافته های جدید نشان می دهد هروئین نیز مانند ویروس HIVمی تواند اثرات مخرب مشابهی ایجاد نماید. حامد اختیاری مسئول آزمایشگاه ارزیابی شناختی، مرکزملی مطالعات اعتیاد، دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت و گو با برنا بیان کرد: ویروس نقض ایمنی انسانی (HIV )علاوه بر آثار تخریبی خود در سیستم ایمنی، منجر به تخریب سلول های عصبی و ایجاد یک وضعیت زوال عقلی (دمانس) اختصاص می نماید.
وی ادامه داد: یافته های جدید نشان می دهد هروئین نیز می تواند اثرات مخرب مشابهی ایجاد نماید.
حامد اختیاری اظهار داشت:با توجه به اینکه عمده بیماران مبتلا به ایدز در ایران سوء مصرف کننده مواد افیونی هستند بررسی این آثار ترکیبی در این نمونه ها خواهد توانست درک صحیح تری از دمانس ناشی از ایدز و همچنین اثرات تخریبی موادافیونی بر مغز و شیوه های کنترل این تخریب ایجاد نماید.
مسئول آزمایشگاه ارزیابی شناختی، مرکزملی مطالعات اعتیاد، دانشگاه علوم پزشکی تهران بیان کرد: نوروتروفینها موادی هستند که نشانگر ترمیم تا تخریب بافت عصبی می باشند.
ملکول هایی نظیر BDNF وNGF می توانند در بیماری های مختلفی به عنوان شاخص بهبودی با تغییرات ساختاری در مغز به کار روند بررسی مقدار این مولکول ها در بافت ها و خون می تواند به عنوان یک فن آوری ارزشمند مورد توجه قرار گیرد امکان بررسی وضعیت ترمیم عصبی در روش های مختلف درمانی می تواند از نتایج ارزشمند اجرای این پروژه در ایران است.
«اظهارات فوق بیانگر دیدگاههای منبع خبری بوده و لزوما" دیدگاه رسمی و پذیرفته شده مركز ملی مطالعات اعتیاد نمی باشد»
عوارض سوء مصرف داروی «ترامادول» خطرناکتر از تریاک است
متخصص بیماریهای اعصاب وروان با ابراز تاسف از این که مواد مخدر صنعتی و قرصهای روانگردان به سهولت در دسترس جوانها قرار دارد، گفت: استفاده از مواد مخدر صنعتی و قرصهای روانگردان به علت قیمت پایین و تغلیظ با هرویین موجب آسیبهای شدید جسمی و روحی مصرفکنندگان میشود. متخصص بیماریهای اعصاب و روان: سوء مصرف«ترامادول» به مدت سه روز به آسیب جبرانناپذیر مغز منجر میشود
متخصص بیماریهای اعصاب وروان با ابراز تاسف از این که مواد مخدر صنعتی و قرصهای روانگردان به سهولت در دسترس جوانها قرار دارد، گفت: استفاده از مواد مخدر صنعتی و قرصهای روانگردان به علت قیمت پایین و تغلیظ با هرویین موجب آسیبهای شدید جسمی و روحی مصرفکنندگان میشود.
دکتر علیرضا حاج سید جوادی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین در گفتوگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) با اشاره به اهمیت آشنایی مردم و پزشکان باعوارض داروی ترامادول و قرصهای روانگردان افزود: شایعترین نوع این قرصها از نوع محرک و توهم زایی به نام اکستازی از گروه متامفتامینهاست که 45 دقیقه پس از استفاده از این قرصها، علایم آن بروز کرده و سه تا شش ساعت پس از مصرف آثارش در بدن باقی میماند.
وی با اشاره به عوارض خطرناک مصرف قرصهای روانگردان، گفت: با مصرف این قرصها، فرد دچار توهم بینایی و شنوایی شده و در ادراکات و حواس پنجگانه وی اختلاتی ایجاد میشود. همچنین افزایش فشارخون و بالا رفتن درجه حرارت بدن باعث فشار به اعصاب و قلب شده و منجر به سکته های قلبی و مغزی میشود.
وی در ادامه به خطرات سوء مصرف داروی ترامادول اشاره کرد وگفت: سوء مصرف این دارو عوارضی خطرناکتر از تریاک دارد.
حاج سید جوادی بیان داشت: این دارو در اثر مصرف بدون دستور پزشک اعتیاد آور و تشنج زا بوده که در بعضی موارد سم زدایی بسیار مشکل انجام میشود.
این متخصص بیماریهای اعصاب وروان به مشکل بودن سم زدایی در این افراد اشاره کرد و گفت: بسیاری از مردم و حتی پزشکان نیز از عوارض خطرناک ترامادول آگاهی کاملی ندارند.
وی در خصوص استفاده از داروهای روانگردان به ایسنا گفت: فرد حتی با یک بار استفاده از این دارو معتاد شده و اگر به مدت سه روز استفاده کند، دچار آسیبهای ماندگار مغزی میشود.
به گفته این متخصص، استفاده پیاپی این دارو باعث تخریب سلولهای مغزی و ایجاد سندروم بی انگیزگی در فرد شده و از بعد روانی مشکلات جدی را به دنبال خواهد داشت.
«اظهارات فوق بیانگر دیدگاههای منبع خبری بوده و لزوما" دیدگاه رسمی و پذیرفته شده مركز ملی مطالعات اعتیاد نمی باشد»
نیمی از زنان در خانواده معتاد میشوند
كانون زنان ایرانی- ترانه بنی یعقوب: نیمی از معتادان زن نخستین پیشنهاد مصرف مواد مخدر را از سوی اعضای خانواده و بستگان نزدیك خویش دریافت می كنند.
نتایج یك پژوهش نشان می دهد كه اولین پیشنهاد مصرف موادمخدر به زنان از طرف اعضای خانواده و بستگان نزدیكشان است.
این پژوهش كه به سفارش سازمان بهزیستی و در ده استان كشور با جمعیت نمونه 1456نفر كه 97نفر آنها را زنان معتاد تشكیل می دهند انجام شده نشان می دهد، بیش از نیمی از معتادان زن 61/52درصد برای نخستین بار در منزل شان اقدام به مصرف مواد مخدر كرده اند. و پس از آن در مكانهایی چون میهمانی های دوستانه و خانوادگی به ترتیب 7/23و 5/17درصد به مصرف مواد مخدر پرداخته اند.
بررسی 62معتاد زن كه در این پژوهش با آنها گفت و گو شده نشان می دهد كه میانگین سن شروع مصرف مواد مخدر در میان زنان معتاد در 27سالگی است ، امامیانگین سن شروع مصرف مخدردر مردان 21سالگی است كه به نحو معناداری تفاوت دارد.
همچنین بررسی سن شروع به مصرف مواد مخدر در زنان معتاد نشان می دهد كه 8/36درصد آنان مصرف مواد را از سن 29 سالگی و بالاتر آغاز كرده اند و 9/16درصد نیز در سنین كمتر از 18سالگی به مصرف آن مبادرت ورزیده اند 9/63درصد از زنان معتاد نیز تریاك را به عنوان نخستین ماده مورد مصرف خود و 5/16درصد هروئین 6/14درصد حشیش را ازاولین مواد مورد مصرف خود دانسته اند.
بر طبق یافته های این پژوهش عوامل فردی و خانوادگی در شروع مصرف مواد مخدر بین زنان مهم ترین عامل است اما بیش از دو سوم 5/77درصد از كل معتادان مرد به طور مستقیم تحت تاثیرعوامل اجتماعی مبادرت به آغاز مصرف مواد مخدر كرده اند. اما در زنان سهم عوامل فردی با 9/62درصد نقش بارزی را در سوق دادن آنان به اعتیاد بازی می كند و همچنین بسیاری از زنان تنش ها و مشكلات موجود در خانواده و عوامل خانوادگی و عدم كنترل و نظارت اعضای خانواده بر رفتارهای خود را از مهم ترین علل روی آورن به مواد مخدر ذكر كرده اند.
بررسی مصرف الكل در زنان جمعیت نمونه هم نشان داده است كه از 97زن معتاد جمعیت نمونه 3/76درصد فاقد سابقه مصرف الكل، 3/11درصد دارای سابقه چنین مصرفی در گذشته و 4/12درصد نیز در حال حاضر به مصرف آن مبادرت می كنند. كه با توجه به این نتایج حدود یك سوم معتادان زن دارای سابقه مصرف الكل 2/30درصد، مصرف الكل را در سنین كمتر از 19سالگی آغاز كرده اند و میانگین سن شروع مصرف الكل بین معتادان زن 2/22سال است كه در مقایسه با میانگین مشابه برای معتادان مرد 8/18 سال به گونه ای معنادار بیشتر است.
همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهدكه میانگین سن شروع به سیگار در میان معتادان زن بیشتر از مردان است یعنی میانگین سن شروع به سیگار در بین زنان معتادی كه سابقه مصرف سیگار دارند 9/24سال است كه در مقایسه با میانگین مشابه برای مردان سیگاری 4/18تفاوت معناداری به چشم می خورد.
این پژوهش در مجموع و با اشاره به الگوی شروع مصرف مواد مخدر در میان زنان و مردان مصرف موادی مانند: سیگار، الكل رادر گرایش به سوی مصرف مواد مخدر مهم می داند و همچنین خانواده، گروه همسالان و برخی محیط های اجتماعی پارك ها، را ... در گرایش به اعتیاد وآسیب پذیری در برابر گرایش به مصرف مواد مخدر مهم عنوان می كند.
یافته های این پژوهش همچنین حاكی بر آن است كه برخی تفاوت های كلی بین الگوی شروع به مصرف مواد مخدر بین زنان و مردان به چشم می آید بدین صورت كه مردان بیشتر تحت تاثیر عوامل اجتماعی و زنان تحت تاثیر عوامل فردی به مصرف مواد مخدر روی می آورند و شدت آسیب پذیری زنان در محیط های خانوادگی در قبال اعتیاد به مواد مخدر بیشتر از مردان است.
افراد معتاد و خانواده آنها
تحقیقات انجام شده بیانگر آن است که در خانواده معتادان عملا یک طرح کلی حکم فرما است که در آن پدران پوشالی و مادران سلطه جو وجود دارند.
دکتر غلامعلی لیاقت ، متخصص خانواده درمانی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر ، اظهار داشت: در خانواده های معتادان مادر یک عضو مسلط بوده که در عین حال نسبت به فرزند خود سهل انگاری روا داشته و بیش از اندازه به فرزند خود آزادی داده است.
به گفته وی ، این گونه مادران نسبت به فرزند خود در دوران کودکی بیش از اندازه توجه نشان می دهند و او را به اصطلاح " عزیز دردانه " تربیت می کنند. عضو سابق هیئت علمی دانشگاههای نیویورک ، درباره خصوصیات فرزندان معتاد افزود: دختران معتاد در خانواده در رقابت و ستیز آشکار با مادران شان هستند. این افراد قدرت طلب و دارای پدران بی کفایت و سهل انگار هستند.
لیاقت ، پدران افراد معتاد را مردانی کناره گیر ، بی تفاوت ، ضعیف و در بعضی موارد غایب در خانواده دانست و گفت: پدران این عده نسبت به فرزندان خود در مقایسه با پدران افراد غیر معتاد ، روابط پدر فرزندی کاملا سرد ، سخت و یکنواخت دارند که این روابط در معتادانی که هروئین تزریق می کنند به نسبت آنانی که هروئین می کشند ، بیشتر است.
تماس با دود سیگار بطور غیر مستقیم
* آنچه باید درمورد تماس با دود سیگار بدانید.
-دود سیگار حاوی بیش از 40 نوع ماده سرطانزا می باشد که شامل ، سیانید، آرسنیک ، آمونیاک و مونوکسید کربن است. فرد سیگاری تنها 15 درصد از دود سیگار را استنشاق می کند و مابقی وارد هوا می شود.
-دودی که از قسمت در حال سوختن بلندمی شود خیلی بیشتر از دودی که خود سیگاری استنشاق می کند حاوی مواد سمی است.
- تماس با دود سیگار 30 برابر بیشتر از سایر آلاینده های هوا منجر به مرگ ناشی از سرطانها می شود.
- کودکان افراد سیگاری 2 برابر بیشتر از سایرین احتمال دارند دچار سندرم مرگ ناشی از سرطانها شوند.
- اتاقی که پر از دود سیگار می باشد، 6 برابر بیشتر از یک بزرگراه شلوغ آلودگی هوا دارد.
* چگونه می توانید از خود در برابر این پدیده محافظت کنید؟
- اگر شما نزدیک فردی هستید که سیگار می کشد خیلی مؤدبانه از وی بخواهید که سیگار خود را کنار گذارد.
- از افراد بخواهید که در اطراف یا نزدیک بچه ها سیگار نکشند.
- از افراد خانواده و وابستگان و دوستان بخواهید که در خانه یا ماشین سیگار نکشند. سیگاریها را به یک محیط خارج از خانه خود راهنمائی کنید تا سیگار بکشند.
- از مکانهای پر از دود سیگار اجتناب کنید.
- به رستورانهای سیگار ممنوع مراجعه کنید.
- خانه ای داشته باشید که عاری از هرگونه دود سیگار باشد. قرار دادن و فرستادن سیگاریها به یک اتاق دیگر، یا باز کردن پنجره ها به اندازه کافی برای حفاظت شما و کودکانتان مناسب نمی باشد.
* اثرات سیگار برای کودکان
سیگار کشیدن در زمان حاملگی بسیار خطرناک می باشد. زمانیکه سیگار می کشید مواد حاصله بصورت مستقیم به کودک شما رسیده و مانع از رسیدن غذا و اکسیژن کافی جهت رشد وی می شود. احتمال بروز تولد با وزن کم کودکان زنان حامله سیگاری بسیار بیشتر خواهد بود. بعلاوه کودکانی که در معرض دود سیگار می باشند با احتمال بیشتری مریض خواهند شد. یک محیط پر از دود سیگار می تواند منجر به مسائل بهداشتی ذیل برای کودکانی که در معرض دود سیگار هستند شود :
- افزایش احتمال ابتلا به سرماخوردگی
- افزایش احتمال عفونتهای گوش
افزایش تعداد عفونتهای تنفسی نظیر ذات الریه و برونشیت
- انتقال مواد شیمیایی حاصل از دود سیگار از طریق شیر مادر می تواند منجر به بروز قولنج اطفال، استفراغ، اسهال و افزایش ضربان قلب در اطفال می شود.
- سرفه های شدید
-افزایش احتمال بروز آسم
ا-فزایش احتمال سندرم مرگ ناگهانی اطفال
- افزاش تولید خلط
* چگونه از کودکان خود در برابر خطرات ناشی از سیگار محافظت کنیم؟
- اگر سیگار می کشید آنرا ترک کنید.
- اگر شما نمی توانید فعلاً آنرا ترک کنید مکانی را در خارج از خانه دور از دسترس اطفال جهت سیگار کشیدن انتخاب کنید.
- از همسر خود و سایر اعضاء خانواده و دوستان بخواهید که سیگار را ترک کنند.
- اگر اعضای خانواده و دوستان همچنان به کار خود ادامه دادند از آنها بخواهید خارج از خانه سیگار بکشند.
- مطمئن باشید کسانی که از کودکان شما محافظت می کنند سیگاری نباشند.
- در ماشین اجازه کشیدن سیگار به کسی ندهید.
* نکاتی که به شما کمک می کنند زمانیکه حامله هستید سیگار را ترک کنید.
- تصمیم به ترک سیگار بگیرید. لیستی از دلائل خود برای انجام این کار تهیه کرده و آنرا درجائی بگذارید که بتوانید آنرا ببینید.
- برای خود یک برنامه داشته باشید، تا زمانی که احساس می کنید نیاز به سیگار کشیدن دارید کارهای دیگر نظیر پیاده روی ،نوشیدن یک لیوان آب یا جویدن آدامس را انجام دهید.
- برای خود یک روز مقرر کنید که در آن روز حتماً سیگار را ترک کنید.
- تمامی سیگارهای خود را دور بریزید.
- روزانه شش تا هشت لیوان آب بنوشید.
- همواره دست خود را مشغول انجام کاری کنید. تشک و پتوی کودک خود را جمع کنید یا آلبوم تماشا کنید.
- از حمایتهای خانواده و دوستان خود بهره ببرید.
- به خود جایزه بدهید. برای پولی که بخاطر ترک سیگار برای شما باقی خواهد ماند برنامه ای داشته باشید، با این پول برای خود یا کودک خود هدیه بگیرید.
- اگر نتوانستید ترک کنید از نو سعی کنید.
نقش مذهب در اعتیاد
در این مقاله به طور مختصر گزارش برخی تحقیقات در زمینه شکل گیری مصرف مواد و ارتباط آن با مذهب و نهادهای مذهبی ارائه می شود.
کار فقیه تحقیق و جستجوی دقیق در منابع چهارگانه « کتاب، سنت، عقل و اجماع » برای دست یابی مطمئن به احکام الهی برای موضوعات متنوعی است که آدمیان در زندگی فردی و اجتماعی خود با آنها روبرو هستند. در این چارچوب یکی از جدی ترین موضوعات و معضلات جامعه ی نوین ، بحث اعتیاد و مصرف مواد مخدر است.
شاید از جهت شکل گیری ، بروز، و شیوع مصرف مواد ارتباطی با حوزه ی کار فقیه نداشته باشد اما فقه پویا حکم می کند که برای یک معضل جامعه ی معاصر که از بیماری اخلاقی اجتماعی اعتیاد رنج می برد ، احکام الهی را جستجو کند. به نتیجه پژوهش های مرتبط به تأثیر مذهب در پیشگیری از اعتیاد توجه کنید:
1) یکی از پژوهشگران در کشور مصر پس ازانجام تحقیقی در آن جامعه به این نتیجه رسید که: 5/63 درصد افراد مورد بررسی بر این باور بودند که مواد مخدر حرام است و 5/22 درصد آن را مکروه و 14 درصد حلال می پنداشتند. اما دسته ی اول تأکید داشتند چون مصرف مواد برای مقاصد پزشکی و درمانی است، پس حلال می شود. یعنی راه توجیه برای عملشان را فراهم می نمایند.
2) دو تن از پژوهشگران عضویت در گروه های مذهبی را به عنوان نکته ای که در بیشتر پژوهش ها به عنوان پیش بینی کننده ی مصرف است ، آورده اند. به این معنا که عضویت در گروه های مذهبی می تواند در پیشگیری از اعتیاد بسیار مؤثر باشد.
3)تعدادی از پژوهشگران طی پژوهشی درباره ی خانواده های پر خطر و کم خطر در ارتباط با مصرف مواد ، اهمیت نقش مذهب را نشان داده اند. به عنوان مثال خانواده های با خطر بالای مصرف مواد در باره ی اعتقاداتشان به خدا مطمئن نیستند و اجازه می دهند کودکان آنها خود اعتقاداتشان را تعیین کنند. با این حال هم چنان که کودکان به مرحله ی نوجوانی می رسند، والدین نگران می شوند و شروع به اعمال زوربه بچه ها برای قبول مذهب رسمی می کنند. بر عکس ، خانواده های با خطر پایین مصرف مواد، اعتقاد محکم به وجود خدا را در طی سال های اولیه ی کودکی تأیید می کنند ، اما بعد از نوجوانی اهمیتی به داشتن مذهب نمی دهند . آنها احساس می کنند که بنیان های اعتقادی را پی ریزی کرده اند و دغدغه ی مشارکت مذهبی ندارند.
4)در پیمایشی بر روی قریب به 8000 دانشجو در دانشگاه های سراسر آمریکا، یکی از پژوهشگران دریافت که میان مصرف ماری جوآنا، مواد روان گردان، تریاک و آمفتامین با نگرش های ضد فرهنگی همبستگی مثبتی وجود دارد.
5) و بالاخره این که، برای افراد معتاد زندگی حول به دست آوردن ، مصرف و بهبودی از اثرات مواد متمرکز است. آنها ممکن است احساس کنند که از دیگران جدا شده اند و چیز زیادی از زندگی اشان نمانده است. احساس می کنند زندگی شان بدون معنا است و هیچ هدف متعالی یا معنوی برای آن وجود ندارد. آنها احساس می کنند که هیچ قدرتی بزرگ تر از خودشان برای کمک به آنها وجود ندارد.
6) شواهد نشان می دهد ، رابطه ی معنادار و با ثباتی بین مذهب و معنویت از یک طرف و سلامت افراد از سوی دیگر وجود دارد.
7) صرف نظر از این که مذهب و دین داری چگونه سنجیده شود (به وسیله ی میزان حضور در مسجد یا کلیسا، اعتقاد به خدا، علایق مذهبی و فرقه ای) و حتی پس از کنترل مناسب متغیرهای مداخله گر، باز هم بین مذهب و سلامت رابطه ی مثبت وجود دارد.
8) اکثر تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که دین داری مانع از بزهکاری و سوءمصرف الکل و داروهای مخدر در جوانان می شود. همچنین در پژوهشی دیگر مشخص شد ، دین داری رابطه منفی با افسردگی ، پریشانی روانی ، بزهکاری ، رفتارهای منحرف و سوءمصرف الکل و دارو، دارد.
با توجه به گزارشات فوق به نظر می رسد بایستی نگاه ویژه و تخصصی به نقش مذهب در شکل گیری اعتیاد داشته باشیم .
قاچاق مرگ به ان سوی میله های زندان
حسام تاكنون ۲۹ بار به اتهام انتقال موادمخدر به داخل زندان دستگیر و محاكمه شده است. سابقه او در انتقال موادمخدر به زندان باعث شده به یك حامل حرفه ای تبدیل شود. آخرین بار پس از محاكمه در دادگاه انقلاب كرج به اعدام محكوم شد و اكنون شمارش معكوس برای مرگ او آغاز شده است.
حسام یكی از ده ها زندانی است كه به اتهام انتقال موادمخدر به داخل زندان به مجازات های سنگین محكوم شده است. این دسته از قاچاقچیان پس از چند بار ورود و خروج به زندان با نقاط كور آشنا شده و اقدام به انتقال موادمخدر به داخل می كنند. اكثر آنها در جریان ملاقات با خانواده های خود و یا هنگام انتقال به دادگاه مواد را دریافت كرده و به داخل زندان منتقل می كنند. البته در این میان زنانی نیز هستند كه قربانی توطئه های همسران خود شده و هنگام انتقال موادمخدر به زندان شناسایی و به اعدام یا حبس های طولانی مدت محكوم می شوند.
ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی كه در منطقه داراست، از یك سو در همسایگی خود بزرگترین تولیدكننده تریاك و هروئین را دارد و از سوی دیگر گذرگاه اصلی عبور محموله های موادمخدر به اروپا است.
براساس آمارها براین اساس حدود ۴۸ درصد زندانیان را افرادی تشكیل می دهند كه یا اعتیاد دارند و یا به جرم خرید وفروش موادمخدر دستگیر شده اند. گزارش های كشفیات موادمخدر در زندان ها نیز تا اندازه ای نشانگر مصرف آن در داخل زندان ها است. در حالی كه هنوز پژوهشی درزندان های ایران كه میزان مصرف موادمخدر را برآورد كند، انجام نشده است، گزارش ها نشان می دهد میانگین میزان كشفیات موادمخدر كه عمدتاً در بدو ورود به زندان كشف شده در یك بررسی یك ماهه به شرح زیر است: تریاك ۳۹۰ گرم، هروئین ۱۸۰۶ گرم و حشیش ۵۷۰ گرم.
همچنین تحقیقی كه ازسوی ستاد مبارزه با موادمخدر بر روی ۱۱۹۳ زندانی درباره نحوه مصرف موادمخدر در زندان صورت گرفته است نشان می دهد، 5/44 درصد روش كشیدن، 3/22 درصد روش خوردن، ۶/۵ درصد تزریق و ۳/۲ درصد روش تودماغی را ترجیح می دهند.
از سوی دیگر 9/29 درصد معتقدند كه بهترین زمان و محل مناسب رد و بدل كردن موادمخدر، شب و داخل بندهاست، 4/14درصد هنگام اعزام به دادگاه را مناسب می دانند و 5/30 درصد نیز در این مورد اطلاعی ندارند.
به گفته زندانیان اكثر آنها شب ها را به دلیل رفت و آمد كم ماموران، خلوت بودن و كاهش احتمال لو رفتن را برای مصرف موادمخدر انتخاب می كنند.
در حالی در چند ماه اخیر شاهد افزایش تشكیل پرونده های كشف موادمخدر در زندان ها هستیم كه موسی آصف الحسینی رئیس دادگاه های انقلاب كرج معتقد است، افزایش تشكیل پرونده ها به دلیل افزایش ورود موادمخدر به داخل زندان نیست در چند سال اخیر سازمان زندان ها اقدامات مؤثری را برای كشف ورود موادمخدر به زندان انجام داده است كه افزایش پرونده ها به دلیل افزایش كشفیات است.
وی می گوید: راه های بسیاری برای ورود موادمخدر به داخل زندان وجود دارد كه علت آن ورود و خروج زیاد زندانیان به فضای خارج از زندان و سوء استفاده آنها از امتیازاتی است كه برای رعایت حال آنها و خانواده هایشان در نظر گرفته شده است.
یكی از راه هایی كه برخی زندانیان به موادمخدر دسترسی پیدا می كنند انتقال آن از سوی خانواده ها به خصوص همسرانشان است.
از چندی قبل برای رفع مشكلات زندانیان، برای آنها و همسرانشان ملاقات هایی در نظر گرفته شده است كه این ملاقات ها یكی از راه های ورود موادمخدر به زندان است.
این زنان آگاه یا بی اطلاع در اثر وسوسه های شوهران خود موادمخدر را كه عمدتاً هروئین است از فروشندگان گرفته و اقدام به انتقال موادمخدر به داخل زندان می كنند.
این زنان كه نخستین حلقه این انتقال هستند در جریان ملاقات، موادمخدر را به همسران خود تحویل می دهند. زندانیان با گرفتن موادمخدر به عنوان دومین حلقه، موادمخدر را بلعیده و به داخل بندهای زندان منتقل می كنند.
یكی دیگر از راه های انتقال موادمخدر، از سوی معتادان سابقه دار است. این افراد پس از آموزش مسیرهای زندان، با انبار كردن موادمخدر در شكم و حمل مقدار كمی موادمخدر در جیبشان خود را در معرض دید ماموران مبارزه با موادمخدر قرار می دهند.
آنها می دانند پس از انتقال به زندان و گذراندن حبس های كوتاه مدت آزاد خواهند شد. معتادان پس از ورود به زندان و گذشتن از حلقه های امنیتی موادمخدر را از بدن خود خارج كرده و به عوامل توزیع می دهند.
به گفته رئیس دادگاه انقلاب كرج، حاملان موادمخدر به زندان بیشتر هروئین و كراك را به داخل زندان منتقل می كنند. این نوع از موادمخدر حجم كم و سود بیشتری دارد. مصرف آنها هم برای زندانیان آسانتر است.
وی عنوان می كند: بیشترین كشفیات موادمخدر مربوط به زندان قزل حصار است زیرا اكثر زندانیان آن به دلیل جرایم موادمخدر زندانی هستند.
در حالی شاهد انتقال و مصرف موادمخدر به داخل زندان هستیم كه قانونگذار برای حاملان موادمخدر اشد مجازات را در نظر گرفته است. براساس ماده ۱۲ قانون مبارزه با مواد مخدر، واردكردن آن به داخل بازداشتگاه ها اشد مجازات را دارد و اگر كارمندان دولت یا كاركنان زندان دخالت داشته باشند علاوه بر مجازات به انفصال دائمی از خدمات دولتی نیز محكوم می شوند.
همچنین بند ۶ ماده ۴ این قانون مجازات حمل پنج كیلوگرم تریاك و ۳۰ گرم هروئین را اعدام و مصادره اموال متهم در نظر گرفته است.
كارشناسان اعتقاد دارند، جداكردن قاچاقچیان خرده پا از قاچاقچیان حرفه ای به طوری كه با یكدیگر ارتباط نداشته باشند و نیز برخوردهای شدید با این مجرمان می تواند در كاهش ورود موادمخدر به زندان مؤثر باشد.
محمود سالاركیا معاون دادستان تهران در امور زندان ها در این رابطه می گوید: در حال حاضر با توجه به پیشرفت تكنولوژی باید زندان ها نیز به تجهیزات مدرن و پیشرفته مجهز شوند. دیگر نمی توان با استفاده از روش های سنتی به مقابله با این مجرمان پرداخت. پیش از این وقتی زندانیان از مرخصی می آمدند به آنها پرمنگنات داده می شد و ۴۸ ساعت در قرنطینه بودند تا در صورت بلع موادمخدر آن را دفع كنند.
باید در این زمینه پیشگیری كرد و از دستگاه های ایكس ری برای كشف موادمخدر استفاده شود.
همچنین باید مجرمان دسته بندی شده و محل های نگهداری آنها متفاوت باشد. نباید معتادان را در كنار قاچاقچیان در یك بند نگهداری كرد تا راحت با روش های انتقال موادمخدر آشنا شوند.
از سوی دیگر كارشناسان اعتقاد دارند، مشاوره و آموزش راه های كاهش تقاضا و كاهش سوء مصرف موادمخدر، كاهش آسیب درمان روانی و عصبی، درمان نگهدارنده معتادان و مصرف كنندگان و كاهش خطر بالای تزریق مشترك و هپاتیت و ایدز باید در اولویت برنامه های بهداشتی، درمانی، امنیتی، آموزشی و پژوهشی قرار گیرد تا بتوان ورود موادمخدر به داخل زندان را مهار كرد
كاهش دو درصدی شیوع تزریق مواد مخدر در سال جاری
|
كاهش دو درصدی شیوع تزریق مواد مخدر در سال جاری |
|
عباس دیلمیزاده اعلام نمود : با تاكید بر این كه همچنین شدت اعتیاد در معتادان پرخطر نیز كاهش یافته است، افزود: همكاری مشترك سازمان بهزیستی و سازمانهای مردم نهاد در حوزه كاهش آسیب و استفاده مناسب از بهبودیافتگان در مراكز كاهش آسیب، باعث كاهش شیوع تزریق طی شش ماهه نخست امسال در معتادان تزریقی شده است. وی با بیان این كه موفقیتهای حاصل در حوزه كاهش آسیب در حالی به دست آمده است كه تمامی مراكز سرپناه شبانه موجود در كشور با حمایت سازمان بهزیستی و سازمانهای مردم نهاد راهاندازی و اداره میشود، گفت: وجود این سرپناهها باعث شده است كه امسال هیچگونه گزارشی در مورد خیابانخوابی معتادان در فصل سرما نداشته باشیم. مدیرعامل جمیعت خیریه تولد دوباره با اذعان بر این كه شواهد نشان میدهد، میزان شیوع تزریق در معتادان تا پایان سال جاری به كمترین میزان در 10 سال اخیر خواهد رسید، تصریح كرد: این نتایج با مشاركت و همكاری مشترك سازمان بهزیستی و جمعیتهای مردمی به دست آمده است. دیلمیزاده ادامه داد: جمعیت خیریه تولد دوباره، 25 درصد از مراكز كاهش آسیب كشور را اداره میكند و غالب این مراكز با همكاری سازمان بهزیستی راهاندازی شده است. وی همچنین اعلام كرد: به زودی و با شبكهسازی مراكز كاهش آسیب سازمانهای مردم نهاد در كشور، سطح دسترسی خدمات به معتادان با رفتارهای پرخطر افزایش مییابد و همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مراكز جدید كاهش آسیب جمیت تولد دوباره در كشور از جمله در شهرستان كرج افتتاح میشود. |
كاهش قیمت شگرد تازه مافیای مواد مخدر
|
كاهش قیمت شگرد تازه مافیای مواد مخدر |
|
گروه جامعه -روزنامه جام جم، مریم یوشیزاده: گوش كنید! صدای پا را نمیشنوید؟ افزایش 547 درصدی كشفیات شیشه در تهران، از جنبه تلاش نیروی انتظامی در مبارزه با مواد مخدر قابل اعتناست، اما از پس سطرهای این خبر صدای پای فاجعهای به گوش میرسد كه نزدیك میشود و هشدار میدهد افزایش كشفیات این مخدر به معنای سیر صعودی در تولید و توزیع آن است.
كشفیات شیشه به گفته سرهنگ كشفی، معاون مبارزه با مواد مخدر فرماندهی انتظامی تهران، تا آبان امسال در تهران حدود 86 كیلوگرم بوده است و در پی آن بیش از 3500 نفر دستگیر شدهاند كه نسبت به تعداد دستگیرشدگان در سال گذشته 35 درصد رشد داشته است، حال اگر این آمار و ارقام از كشفیات را با تعداد جنایتهای ناشی از مصرف شیشه در یك سال گذشته مقایسه كنیم شاید وجوه تازهای از فاجعهای كه در راه است روشن شود. شگرد كهنه جواب داد؟ بررسی سیاستهای مافیای مواد مخدر در طول سالهای پیشین و نگاهی به نوسانات قیمت انواع مخدرها در كشورمان، گویای آن است كه افزایش هر مخدری معمولا پس از اجرای شگرد كهنه كاهش قیمت برای افزایش مشتری، از سوی عرضهكنندگان مواد اجرا میشود و به نظر میرسد همین معادله درباره شیشه نیز صدق میكند. به طوری كه قیمت شیشه در ماههای اخیر كاهشی چشمگیر داشته كه حاصل رقابت تولیدكنندگان آمفتامینهایی مانند شیشه با قاچاقچیان تریاك و مشتقات آن، برای قبضه بازار مصرف در ایران است. شیشه روی موج شایعه از دیدگاه فرزین رحیم نظری، مشاور دبیركل ستاد مبارزه با مواد مخدر از دیگر دلایل گسترش طیف مصرفكنندگان شیشه، ایجاد شایعات غیرواقعی درباره آن است. سلطان را بشناسید دكتر رابرت فرنام، روانپزشك و متخصص در ترك اعتیاد با معرفی شیشه به عنوان یكی از انواع آمفتامینهای محرك اعصاب، میگوید: شیشه مخدری است كه هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ جسمی فرد را وابسته میكند، اما اعتیاد روانی آن قویتر است. این درد دارو ندارد هیچ دارویی برای درمان معتادان به شیشه وجود ندارد و متادون و شربت تریاك یا داروهای روانپزشكی كه برای درمان انواع دیگر معتادان استفاده میشوند، بر معتادان به شیشه بیاثر هستند. |
چقدر زود دیر میشود
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
اقدام برای ترک دادن و رهنمودهایی جهت ارجاع دانشجوی معتاد
تمام معتادان مستقیما برای ترك اعتیاد مراجعه نمی كنند. بسیاری از آنان ممكن است برای حل مشكلات طبی ، روانی ، اجتماعی ثانویه اعتیاد به مراكز درمانی مراجعه نمایند. شما باید به این نشانه های غیرمستقیم آگاه بوده و در شناسایی معتادان هوشیار باشید. وجود هر یك از علایم زیر می تواند نشان دهندهٌ سوء مصرف مواد باشد.
ابتلاء به علایم جسمی و یا بیماریهایی كه ممكن است از سوء مصرف مواد ناشی شوند. مانند : یبوست مزمن ، تپش قلب ، عفونت های پوستی ، التهای معده ، بیماریهای كبدی .مسمومیت دارویی (اقدام به خودكشی و یا مسمومیت اتفاقی )حوادث و تصادفات مكرر
علایم خاص روانپزشكی مانند : تغییرات رفتاری ، پرخاشگری ، افسردگی ، بی تفاوتی ، ناتوانی جنسی ، توهم و یا هذیان ، كاهش سطح هوشیاری مشكلات قانونی مكرر،انجام ندادن وظایف خانوادگی ، افت كاركرد شغلی فرد و یا تغییرات شخصیتی درخواست بی دلیل یا بیش از حد برای تحویز داروهای آرامبخش و مسكن .
چگونه میتوانم با دانشجویی كه سوء مصرف مواد یا الكل دارد، صحبت كنم؟
بدون شك این كار از مشكلترین وظیفههای شماست. بدانید بعضی از افراد مشكل را نادیده میگیرند و بر این گمانند كه مشكل خودبخود حل میشود. بخاطر داشته باشید كه مشكلات مربوط به سوء مصرف و وابستگی به مواد هر روز بدتر و بدتر میشوند. و این مسوولیت شماست كه به این مشكل رسیدگی كنید. افراد جهت تغییر از مراحلی میگذرند. بنابراین بدانید تغییر براحتی صورت نمیگیرد.
مراحل تغییر
1ـ مرحله پیش تامل: افراد در این مرحله درباره مصرف مواد نگرانی ندارند و تغییر رفتارشان را مدنظر قرار نمیدهند.در این مرحله شما میتوانید دو كار انجام دهید.
الف ـ شك دانشجو را در مورد این باور كه مصرف مواد بیضرر است برانگیزید.
ب ـ این باور را در دانشجو ایجاد كنید كه سوءمصرف مواد در حال حاضر یا اینده نتایج منفی در پی خواهد داشت.
2ـ مرحله تامل: در مرحله تامل، افراد مایلند كه به مشكلات آنها توجه شود ولی باز هم احتمال ندارد كه با اراده خود به قطع مصرف فكر كنند.
در این مرحله شما میتوانید كارهایی زیر انجام دهید:
الف: در مورد سود و زیانها و پیامدهای همراه با سوء مصرف مواد برای مراجع بازخورد سازنده فراهم سازید.
ب: مراجع را تشویق كنید تا الگوی رفتاری منفی (سوء مصرف مواد) را تغییر دهد.
ج: موانع عاطفی و عینی دانشجو را جهت تغییر مورد شناسایی قرار دهید.
د: دانشجو را نسبت به منابع سازگاری و فردی و سبك زندگی عاری از مواد آگاه كنید.
3ـ مرحله آمادگی: در مرحله آمادگی، افراد قصد دارند به منظور قطع مصرف دارو یا مواد به اعمالی دست بزنند ولی به توانایی پیشرفت در این مسیر اطمینان ندارند.
در این مرحله شما میتوانید كارهایی زیر را انجام دهید:
1ـ هدفهای دانشجو و استراتژیهای او برای تغییر روشن كنید.
ب: درباره درمانهای مختلف و منابع كمك دهی كه در اختیار دانشجو میتواند قرار گیرد صحبت كنید.
ج: با اجازه دانشجو تجربه و توصیه خود را ارائه كنید.
د: از او بپرسید كه چه كسی میتواند به او كمك كند.
هـ: مشكلات عمده مثل مسائل قانونی، مالی یا سلامتی او را جویا شوید.
4ـ مرحله اقدام: دراین مرحله افراد مصرف مواد را كاهش میدهند.شما میتوانید در این مرحله اقدامات زیر را انجام
دهید:
الف: دانشجو را تشویق كنید كه برنامه درمانی را ادامه دهد و اهیمت بهبودی را به او گوشزد كنید.
ب: مشكلات مراجعان را در مراحل اولیه درمان به آنها گوشزد كنید.
ج: به دانشجو كمك از موقعیتهای پرخطر جهت مصرف مواد پرهیز كند.
د: به دانشجو كمك كنید تقویت كنندههای جدید در زندگی خود پیدا كند.
هـ: از حمایت عاطفی و خانوادگی او مطلع شوید و به او كمك كنید این حمایت را بدست آورد.
در این مرحله شما میتوانید اقدامات زیر را انجام دهید.
الف: به دانشجو كمك كنید كه او منابع لذتی غیر از مصرف مواد پیدا كنید.
ب: از تغییر سبك زندگی دانشجو بعد از ترك مواد حمایت كنید.
ج: كفایت شخصی دانشجو و اینكه میتواند بدون مصرف مواد نیز زندگی كند تائید كنید.
د: تماس حمایتی خود را با او حفظ كنید.
در برخورد اول با دانشجویی كه گمان میكنید مواد مصرف میكند نكات كلی زیر باید مدنظر قرار دهید.
همیشه در یك جلسه رویارو با دانشجو صحبت كنید. سعی كنید جلسه را محرمانه و خصوصی نگه دارید.
با احترام با دانشجو رفتار كنید.
بسیاری از افراد به هنگام صحبت كردن عصبانی و پرخاشگر هستند. سعی كنید خشم خود را كنترل كنید تا موضوع تحت الشعاع قرار نگیرد
آرام باشید.
قضاوت نكنید.
بر عملكرد تحصیلی دانشجو تمركز كنید.
به طور مستند و مستدل برای دانشجو مثال بیاورید.
در مورد قوانین تهدید نكنید.
در ارتباط خود با دانشجو علاقه خود را جهت كمك به او بیان كنید.
در همین وقت از محدودیتهای خود در جهت كمك به او واقف باشید.
آشنایی خود را با سرویسهای حمایتی و مراكز مشاوره و درمانی نشان دهید.
آگاه باشید كه ارزشهای شخصی و اعتقادات شما بر دانشجو تأثیر گذار نباشد و در این بین طرفی شما خدشهدار نشود.
بدانید كه دانشجو ممكن است احساسی غیر واقعی در مورد قدرت شما و دانشگاه داشته باشد و تصور كند كه شما زندگی و آینده او را میخواهید كنترل كنید. این احساس او را بفهمید.
اعتماد و اطمینان او را جلب كنید. اتحادی كه بین شما و دانشجو ایجاد میشود پایه و اساس اعتماد او را فراهم میسازد و همین اعتماد به او كمك میكند تا رفتار سوء مصرف خود را تغییر دهد.
در هنگام اشاره به مشكل و صحبت راجعبه سوء مصرف مواد، دانشجو ممكن است مكانیسمهای دفاعی زیر را مورد استفاده قرار دهد:
انكار: دانشجو وجود مشكل را انكار میكند و اظهار میدارد شما و دیگران اشتباه میكنید.
كارهایی كه میتوانید بدین هنگام انجام دهید:
آرام بمانید.
بر عملكرد تحصیلی یا شغلی دانشجو در این اواخر اشاره كنید.
فقط بر موضوعات شغلی و تحصیلی او اشاره كنید و تمركز خود را بر این موضوعات قرار دهید.
* نكته: ممكن است در این هنگام دانشجو بخواهد درباره موضوعات شخصی كه باعث افت عملكرد او شده است صحبت كند.
تهدید: دانشجو ممكن است شما را تهدید به شكایت كند. یا اینكه بگوید اگر او را به حال خود وانگذاری در محل دانشكده یا خوابگاه قشقرق به راه میاندازد.
1ـ به دانشجو بگوئید كه او ممكن است هركاری میخواهد بكند اما شما به عنوان یك استاد یا كارمند وظیفه دارید خط و مشی دانشگاه را رعایت كنید و راهحلی پیدا كنید كه هم دانشگاه و هم دانشجو متقابلاً سود ببرند.
2ـ اگر فكر میكنید كه در حال از دست دادن بی طرفی خود هستید، یا برای حل تمارض بوجود آمده نیاز به كمك دارید. از فرد دیگری كمك بخواهید.
دلیل تراشی: دانشجو به منظور اجتناب از موضوع اصلی، عذر و بهانههایی میآورد.
اگر این ترم این قدر درسهایم سخت نبودند، من اینقدر گرفتار نمیشدم، یا اینكه شبها مجبورم بخاطر اینكه بیدار بمانم مواد مصرف كنم.
2ـ بر عملكرد تحصیلی یا شغلی دانشجو در این اواخر اشاره كنید.
3ـ به شخص كمك كنید بداند كه راهحلی جهت كمك و درمان او وجود دارد.
خشم: دانشجو خشمگین میشود. فریاد میكشد تا شما از عنوان كردن مطلب درست بردارید كارهایی كه میتوانید بدین هنگام انجام دهید.
واكنش نشان ندهید.
اجازه دهید دانشجو آرامش خود را بازیابد.
پس از آرامش دوباره، از آن جایی كه مطلب را قطع كردهاید، مجدداً شروع كنید.
اگر ضروری است، ترتیب جلسه دیگر بدهید.
* نكته: نادر است كه یك دانشجو در بار اول صحبتهای شما را قبول كند و به درمان مراجعه كند.
رهنمودهایی كلی جهت ارجاع دانشجو
1ـ وقتی فكر میكنید دانشجویی ممكن است از خدمات مشاورهای یا درمانی بهره ببرد، مستقیماً به او بگوئید.
سعی نكنید دانشجو را فریب دهید.
مثال: بنظر میرسد كه این وضعیت برای شما استرسآمیز باشد بطوری كه سلامتی شما را تهدید میكند و به پیشرفت تحصیلی شما نیز لطمه وارد میكند، بسیاری از افراد از اینكه به چنین مراكزی مراجعه كردهاند، آنرا مفید یافتهاند.
2ـ روشن سازید كه توجه شما به علت نگرانی از وضعیت اوست. فقط الگوهای رفتاری او رامدنظر قرار دهید واز برچسب معتاد بودن به او بپرهیزید.
مثال: شما تقریباً در این ماه در اكثر كلاسها غیبت داشتهای و به نظر میرسد مشكلاتی داشتهاید چنین جملهای نگوئید: تو قبلاً دانشجوی خوبی بودی اما اكنون غیر قابل اعتمادی، تو معتاد شدهای.
3ـ عجله نكنید. بجز درموارد اورژانس، به دانشجو اجازه دهید حق انتخاب داشته باشد كه مراجعه بكند یا خیر. اگر دانشجو شكاك است یا به هر دلیلی مایل نیست، بپذیرد. تا دانشجو احساس آزادی كند بدون اینكه شما را طرد كند. به دانشجو فرصت دهید تا خود فكر كند. اگر دانشجو با صحبت امتناع كرده به تصمیم او احترام بگذارید. اما موضوع را در زمان مناسب دیگر پیگیری كنید. اگر شما سماجت كنید در گشوده شده را برای همیشه میبندید و جایی برای توصیههای بیشتر باقی نمیگذارید و دانشجو احساس میكند برای حفظ استقلالش توصیههای شما را نپذیرد.
مثال: بسیاری از افراد از رفتن به مركز مشاوره بی میل هستند و درباره آن فكر نمیكنند. تا اینجا صحبت در این باره كافی است و ما میتوانیم در فرصت دیگر در این باره صحبت كنیم.
* نكته: به خاطر داشته باشید تصمیم نهایی جهت مراجعه با دانشجوست نه با شما. گرجه این مساله برای شما دردناك است.
4ـ اگر دانشجو رفتن به مركز مشاوره یا بیمارستان با پذیرفت، به هر سوال یا نگرانی كه او در مورد مشاوره دارد توجه كنید. (موضوع اعتماد، یا اینكه او دیوانه نیست). اطلاعاتی كه بین شما رد و بدل میشوند بسیار مهم هستند.
بعد از اینكه با دانشجو در مورد لزوم رفتن به مركز مشاوره صحبت كردید شما میتوانید چنین جملهای به او بگوئید:
ما میتوانیم به مركز زنگ بزنیم و آمدن شما را اطلاع دهیم. آیا دوست داری من زنگ بزنم یا خودتان اینكار را انجام میدهید.
5ـ به دانشجو بگوئید اگر او مایل باشد شما مشتاق هستید اطلاعاتی در مورد ماهیت سوء مصرف مواد به او بدهید.
اگر دانشجو در آن زمان برای تماس با مركز مشاوره آماده نیست او را تشویق كنید كه به زودی تماس برقرار كند.
6ـ علاقه خود را نشان دهید و حمایت مداوم فراهم آورید.
7ـ ممكن است شما به مركز مشاوره زنگ بزنید و بپرسید كه آیا دانشجو مراجعه كرده یا خیر. مراكز مشاوره یا درمانی به خاطر مساله رازداری ممكن است چیزی به شما نگویند. این مساله نباید شما را ناامید كند.
نكته: موضوع اعتماد یك نقش مهم در پذیرفتن درمان از سوی دانشجو دارد. گاهی لازم است درمان در مركزی دور از دانشكده یا خوابگاه صورت گیرد. گاهی نیز لازم است فرد در ساعاتی در برنامه درمانی حضور یابد و بقیه لحظات در دانشكده و خوابگاه حاضر باشد.
وقتی دانشجویی در محیط دانشگاه یا خوابگاه تحت تأثیر مواد است شما چه كار میتوانید انجام دهید؟
اگر حدس زدید كه دانشجو مواد یا الكل مصرف كرده است، شما وظیفه دارید هم دانشجو و هم بقیه افراد را از خطرات احتمال مواظبت كنید.
1ـ دانشجو را با این مطلب كه آیا او الكل نوشیده یا تحت تاثیر مواد است، رویارو نكنید. در این موقع بهتر است او به مركز بهداشت یا بیمارستانی جهت ارزیابی اعزام گردد.
وقتی احساس كردید كه به دانشجو اخیراً وظایف و عملكرد تحصیلی خود را به درستی انجام نمیدهد، بهترین كار ارجاع او جهت ارزیابی پزشكی است. بعد از اینكه شما مشكل را تشخیص دادید بهترین كار ارجاع است و تلف كردن زمان معقولانه نیست. وقتی دانشجو بنظر میرسد نمیتواند وظایف و عملكرد خود را بدرستی انجام دهد، شما
بهتر است فوراً در مورد بیماری جسمی پرس و جو كنید. بدانید كه بعضی از علائم جسمی مربوط به سوءمصرف مواد و الكل ممكن است به دیگر مشكلات بهداشتی نیز مربوط باشند.
اگر به نظر شما، دانشجو اخیراً وظایف خود را بدرستی انجام نمیدهد، شما باید قدمهای زیر را بردارید:
1ـ اگر دانشجو در انجام تكالیفش ناتوان است. او را فوراً به مراكز درمانی ارجاع دهید. اگر دانشجو از رفتن به مركز درمانی امتناع میورزد. از اعضای خانواده دانشجو بخواهید ترتیب اینكار را بدهند. بستگی به شرایط ممكن لازم باشد آمبولانس یا پلیس خبر كنید.
2ـ خیلی مفید است قبل از بردن و یا رفتن دانشجو به مركز درمانی، شما خبر دهید.
3ـ بعد از انجام معاینات فیزیكی، پزشك مركز شما یا سرپرست دانشگاه یا خوابگاه را مطلع خواهد كرد كه آیا دانشجو:
الف ـ میتواند به دانشكده برگردد.
ب ـ باید درمركز جهت اقدامات درانی بیشتر نگه داشته شود.
ج ـ مستقیماً به یك مركز بستری ارجاع داده شود.
د ـ یا اینكه به خانه برود.
4ـ اگر دانشجو نیاز است به خانه برود، وظیفه شما است كه ترتیب اعزام ایشان را به خانه بدهید به او اجازه رانندگی یا كار با ابزار دقیق نباید داده شود. این مطلب در طی تماس حضوری یا تلفنی یا خانواده دانشجو باید گفته شود.
ایدهآل این است كه یك عضو خانواده دانشجو همراه دانشجو باشد.
5ـ وقتی دانشجو سفارش شد به خانه برود، پزشك مركز نباید این دلیل كه چرا دانشجو باید به خانه برود افشاء كند.
بلكه فقط میتواند اظهار كند فعلاً دانشجو نمیتواند در دانشكده باشد. بعد از اینكه ترتیب انتقال دانشجو به خانه داده شد هر اقدام مشاورهای یا هرگونه مداخلهای بعدی باید مشخص شود.
6ـ مهم است كه دانشگاه وضعیت دانشجو را پیگیری كند و با او صحبت كند.
7ـ قبل از اینكه دانشجو به دانشكده برگدد باید جلسه ارزیابی وضعیت سلامت ایشان انجام گیرد.
* نكته: یك قانون سرانگشتی بسیار مهم اینست كه شما به هنگام رویارویی با دانشجویی كه فكر میكنید الكل یا مواد مصرف كرده نباید حدس خود را اظهار كنید. شما در موقعیتی نیستید كه بتوانید ارزیابی كنید. وظیفه شما این است كه عملكرد و وضعیت تحصیلی آنها را ارزیابی كنید و كاری كنید كه آنها احساس كنند به كمك نیاز دارند. اگر آنها دست نیاز به سوی شما دراز كنند مطمئناً ارزیابی آنها نیز در یك زمینه مناسب انجام میشود. بسیاری از افراد بیشتر راحت خواهند بود كه در مركز درمانی در مورد مصرف مواد یا الكل خود صحبت كنند.به هنگام تماس با یك مركز یا بیمارستان موارد زیر را در نظر بگیرید.
نام دانشجو، خودتان و دانشكده
موقعیت خود را شرح دهید و نوع كمكی كه مورد نیاز است توضیح دهید.
اگر شخص خطرناك است یا امكان فرار ناگهانی او وجود دارد توصیف دقیق شخص لازم است
آگاه باشید كه پاسخ پزشك یا فرد پاسخ دهنده به تلفن شما ممكن است كوتاه باشد.
(به پیوست لیست مراكز درمان ضمیمه میباشد)
برنامه پیشگیری اولیه از سوء مصرف مواد در محیطهای دانشگاهی
1ـ بر مبنای بررسیهای انجام گرفته (دی جونگ و همكاران، 1998؛ آستین، 1997)، راهبرد پیشگیری سه بخشی (Tree-Pronged Prevention Strategy)، كه از سه برنامه موفق پیشگیرانه مبتنی بر محیط دانشگاه (College - Based Prevention) به دست آمده، تأییدات بسیاری به دست آورده است، این سه برنامه عبارتند از:
1ـ برنامه ادغام در برنامه درسی (Curriculum infusion program)
2ـ فعالیت رسانهای در زمینه هنجاری اجتماعی (Social norms media campaign
3ـ طرح آموزش همگنان (Peer-education project)
1ـ برنامة ادغام در برنامه درسی
در این برنامه، موضوعات پیشگیری از سوء مصرف مواد و الكل درون برنامههای درس، در طیفی از دروس ارائه شونده از سوی دانشكدهها گنجانده میشود. خصوصاً رشتههایی چون روانشناسی، جامعه شناسی، علوم ارتباطات، حقوق و علوم سیاسی، تاریخ، اقتصاد و مدیریت كه قابلیت بهترین برای جذب محتواهای پیشگیرانه دارند و میتوانند در دروس خود به انتقال و ادغام موضوعات در زمینه پیشگیری از مصرف مواد بپردازند. برای مثال، در دانشكده علوم اجتماعی و جامعه شناسی، طی یك یا چند هفته میتوان از این موضوع بحث كرد كه چگونه هنجارهای اجتماعی بر رفتار مصرف مواد اثر میگذارد یا در كلاسهای دانشكده حقوق، راههایی را كه مصرف مواد و الكل بهاقدامات خشونت بار یاجنایی میانجامـد، موضوع بحث قرار گیرد. در نتیجه هر رشته به فراخور محتوای ویژه خود، دانشجویان را در معرض پیامهایی در ارتباط با سوء مصرف مواد قرار میدهد. این مدل بر این فرض استوار است كه مشكلات مرتبط با سوء مصرف مواد ناشی از بی توجهی دانشجویان نسبت به خطرات مصرف است.
2ـ فعالیت رسانهای در زمینه هنجارهای اجتماعی در این برنامه، به منظور مبارزه با سوء فهمهای گسترده دانشجویان در زمینه هنجارهای اجتماعی مربتط با سوء مصرف مواد تلاش میشود. هدف اصلاح سوء فهمها است. در این زمینه از طریق مجلات، مقالات دانشجویی، تبلیغات، سمینارهای دانشجویی، پوستر و بروشور، در زمینه پیشگیری از مصرف اقدام صورت میگیرد.
اقدامات رسانهای در بوفهها، كافهها و دیگر فضاهایی كه دانشجویان در آن گردهم میآیند، انجام میگیرد و تصحیح نگرش و باورهای فرد، هدف قرار میگیرد.
3ـ طرح آموزش همگنان
در این برنامه دانشجویانی با شرایط خاص (برای مثال، ورزشكار بودن، عضو انجمن خاص بودن و موفق در تحصیل بودن انتخاب می شوند و آموزش میگیرند تا روی سایر دانشجویان خصوصاً اعضای انجمنهایی كه خود عضوی از آن هستند، برنامههای پیشگیرانه و حمایتی را به كار بگذارند. از جمله وظایف این مربیان بهداشتی، فراهمسازی زمینه برای گردهم آییهای سالم اجتماعی، تشكیلشبهای فیلم، كنسرت، كارگاههای آموزشی با هدایت متخصصان بالینی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف و نیز تشخیص به هنگام دانشجویان دارای مشكل اعتیاد و ارجاع آنها به مراكز خدمات بهداشتی است. میتوان با تدوین و اجرای این طرح توان عملی مداخله پیگشیرانه را افزایش داد.
اجرای همزمان سه برنامه فوق زیر چتر واحد و تحت عنوان راهبرد پیشگیری سه بخشی، گام مؤثری در عرصه دانشگاهها به حساب میآید و دانشجویان را در برابر مخاطرات رو به افزایش سوء مصرف مصونیت میبخشد.
اهداف كلی برنامه
بالا بردن سطح دانش دانشجویان نسبت به خطرات مصرف مواد
تغییر در نگرشهای دانشجویان نسبت به مصرف مواد
كاهش مصرف مواد در دانشجویان
پیشرفت در عملكرد تحصیلی دانشجویان
پیشرفت در وضعیت جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی كلیه دانشجویان
پیشرفت در رشد تحصیلی و اجتماعی كلیه دانشجویان و بالا بردن سطح سلامت محیط دانشگاه و جامعهپیشرفت در آمادگیهای دانشجویان در مسیر شهروند مناسبی شدن و توسعه جامعه مدنی
اهداف خاص
با توجه به سه مؤلفه مندرج در راهبرد پیشگیرانه سه بخشی، اهداف خاص را میتوان به قرار زیر صورت بندی كرد:
افزایش مشاركت اساتید دانشگاه بعنوان هدایتكنندگان پیشگیری از سوء مصرف مواد.فراهم سازی زمینه برای دانشجویان جهت دریافت آموزش دربارة خطرات سوء مصرف مواد و پیشگیری از آن.
اصلاح نظر دانشجویان دربارة شیوع سوء مصرف مواد در دانشگاه.
افزایش نقش حمایتی محیط دانشگاهی در زمینه پرهیز و امساك از سوءمصرف مواد.
افزایش نقش رهبری مسئولان ورزشی، مربیان و دانشجویان موفق در پیشگیری از سوء مصرف موادافزایش مشاركت پیشگیرانه دانشجویان در زمینه سوء مصرف مواد.
افزایش نقش دانشجویان ورزشكار، دانشجویان موفق و دناشجویان عضو انجمنهای دانشجویی در زمینه فراگیری از خطرات سوء مصرف و نحوه پیشگیری از آن.
افزایش حمایت محیطی در زمینه امساك از مصرف در میان دانشجویان.
آماجها
1ـ ادغام آموزشی
1-1 در اولین سال، با همیاری دانشكدهها، دست كم یك دوره درسی با برنامه درسی پیشگیری از سوء مصرف مواد اجرا (infusion) شود. دانشجویان سال اول لازم است یك مقاله در زمینه پیشگیی از سوء مصرف مواد ارائه كنند
2-1 در اولین سال، 50 درصد از دانشجویان در سمینار سوء مصرف مواد در ترم اول ثبت نام كنند و 50 درصد دیگر در ترم دوم آن.
3-1 در دومین سال، دانشكدهها دومین دوره درسی را به موضوعات پیشگیری به اجرا گذارند.
2ـ فعالیتهای رسانهای
1-2 دو سر مقاله از مجله دانشجویی در هر ترم تحصیلی به موضوعات پیشگیری از سوء مصرف مواد اختصاص یابد.
2-2 دو مقاله از مجله دانشجویی در هر ترم تحصیلی به موضوعات پیشگیری از سوء مصرف مواد اختصاص یابد.
3-2 در هر ترم تحصیلی 10 صفحه از صفحات آگهی مجلات دانشجویی به تبلیغ پیشگیری از سوء مصرف اختصاص یابد.
4-2 نصب پوسترهایی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد در هر طبقه خوابگاهها و مكانهایی كه دانشجویان در آن گردهم میآیند.
5-2 آموزش به درصدی از دانشجویان تا مسابقات آموزشی را در زمینه موضوعات پیشگیری در سراسر سال تحصیلی به اجرا درآورند.
6-2 اجرای 5 مسابقه آموزشی در ترم تحصیلی در محیطهایی كه دانشجویان گردهم میآیند.
3ـ آموزش همگنان
1-3 آموزش درصدی از دانشجویان (به نسبت 1 به 20) در محیط خوابگاهها به عنوان مربی بهداشتی همگنان.
2-3 آموزش دست كم 5 دانشجوی زن ورزشكار و 2 مربی ورزشی در فضای ورزشی دانشگاه.
3-3 اجرای دست كم دو كارگاه آموزشی پیشگیرانه از سوء مصرف مواد با تیمهای ورزشی و دو كارگاه آموزشی در میان انجمنهای دانشجویی یا خوابگاههای دانشجویی در ترم تحصیلی.
4-3 حمایت و فراهم سازی زمینه برای گردهمآیی سالم اجتماعی در سال، در هر گردهمآیی سالم دست كم 50 دانشجو لازم است شركت داشته باشند.
راهكار و روش
در ابتدا برنامه لازم است دانشكدهها و رشتههایی كه در ترم آتی در دورههای درسی خود، موضوع پیشگیری از مواد را ادغام میكنند مشخص شوند و با همیاری ریاست دانشكدهها معاونتهای آموزشی و دانشجویی فرهنگی و اساتید درباره تعداد جلسات و محتوای مواد آموزشی اجماع صورت گیرد.
در ترم اول و دوم سال تحصیلی، دانشكدههای مختلف دو سمینار در زمینه پیشگیری از مواد اجرا كنند و دانشجویان جدیدالورود به نسبت مساوی در یكی از دو سمینار ثبت نام كنند.
در ترم اول و دوم سال تحصیلی، دو سرمقاله و دو مقاله در مجلات دانشجویی به موضوع پیشگیری از مواد اختصاص یابد و در سطح وسیع توزیع گردد.
در طول سال تحصیلی، از طریق تهیه پوستر، بروشور، و... تبلیغات وسیع در زمینه مضووع پیشگیری از مواد صورت گیرد.
در هر دانشكده به كمك انجمنهای خود جوش دانشجویی، درصدی از دانشجویان در زمینه اجرای مسابقات آموزشی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد در ترم اول سال آموزش دیده و در دو ترم تحصیلی 10 مسابقه آموزشی با جوایز به اجرا درآید.
در ترم نخست سال تحصیی بر مبنای سوابق تحصیلی دانشجویان سال دوم یا سوم تحصیلی دانشجویانی به نسبت 1 به 20 انتخاب و مورد آموزش قرار گیرند. (بعنوان مربی بهداشتی همگن) و زیر نظر مركز مشاوره به ارائه خدمات (برگزاری كارگاهها، گردهم آییهای سالم، ارجاع به هنگام، حمایت، توزیع اطلاعات و..." می پردازند. روند شكل گرفته در سال اول در سالهای آتی تكرار میشود.
پیشگیری چیست؟
|
عوارض مصرف طولانی مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه
مصرف طولانی مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمی روانی فرد میشود كه با بروز بسیاری از بیماریهای مزمن وخطرناك همراه است. به علاوه از آنجا كه اعتیاد بیشتر به هنگام ایجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترین سالهای زندگی، از نظر میزان كارآیی، بیشترین تأثیر را بر زندگی خانوادگی و شغلی فرد میگذارد.
مواد مخدر تنها به فرد مصرفكنده آسیب نمیرساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسیب میرساند؛ و زمانی كه تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه میبیند.
اعتیاد خسارات و هزینههای بسیاری را به جامعه تحمیل میكند. بنابراین، عوارض ناشی از اعتیاد شامل عوارض فردی، خانوادگی، شغلی، اجتماعی و اقتصادی میباشد.
1) عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد
آسیبهای عضلانی
اختلالات كبدی و كلیوی
عفونتهای خطرناك (ایدز، هپاتین، كزاز)
بیماریهای مزمن تنفسی
اختلالات قلبی ـ عروقی
سكتههای قلبی و مغزی
آتروفی مغزی
ناتوانی جنسی و عقیمی
اختلالت خواب
افسردگی
اختلالات روانی شدید و پایدار
2) عوارض خانوادگی
خشونت در خانواده شامل كودكآزاری و همسر آزاری
عفلت از فرزندان
مشكلات تحصیلی، اختلالات روانی و خودكشی فرزندان
نابسامانی و آشفتگی خانواده
محدودیت در روابط سالم خارج از خانواده
افت سطح اقتصادی و اجتماعی خانواده
بی كفایتی در سرپرستی خانواده
طلاق
3) عوارض شغلی
افت اعتبار فردی و موقعیت شغلی
سوانح و حوادث حین كار
غیبت از كار
كاهش كارایی
اخراج و بیكاری
4) عوارض اقتصادی
خسارات ناشی از كاهش نیروی مولد و افزایش نیروی مصرف كنندة جامعه
هزینههای تحمل شده به نیروهای انتظامی و جمعآوری امكانات لازم برای مبارزه با جرایم مستقیم و غیر مستقیم ناشی از مواد مخدر
صرف وقت دادگاهها و نیروهای قضایی
هزینة نگهداری مجرمین مواد مخدر و معتادان در زندانها
هزینة مراكز بازپروری و درمانگاههای ترك اعتیاد
هزینه و خسارات ناشی از مراقبتهای بهداشتی ثانیه شامل بیمارستانها و درمانگاهها
5) عوارض اجتماعی
ضعف پایبند به اصول اخلاقی و مذهبی
انواع جرایم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل
افزایش مشاغل كاذب و بیكاری
بی خانمانی و فقر
عوامل خطر ساز و محافظت كننده در سوء مصرف و وابستگی به مواد
تبیین سوء مصرف و وابستگی به مواد از دیدگاه عوامل خطرساز و محافظتكننده از این جهت سودمند است كه افقی نو در برنامههای پیشگیری اولیه بازمیگشاید و هزینههای سرسامآور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگی را به میزان زیادی كاهش میدهد.
عوامل خطرساز ویژگیها یا اتفاقاتی هستند كه اگر در شخصی وجود داشته باشند، كمتر احتمال دارد كه او به اختلال یا بیماری معینی مبتلا شود.عامل خطرساز محافظتكننده در دو قطب یك پیوستار قرار دارند.
داشتن عوامل خطرساز به این معنی نیست كه حتماً فرد به یك اختلال مبتلا میشود، بلكه احتمال خطر در این فرد افزایش مییابد. همینطور وجود عوامل محافظتكننده به این معنی نیست كه حتماً فرد به یك اختلال مبتلا نمیشود بلكه احتمال مصونیت در مقابل بیماری برای فرد افزایش مییابد.عوامل خطرساز و محافظتكنندة بیشماری برای سوء مصرف و وابستگی به مواد وجود دارد قبل از برشمردن این عوامل، ویژگیهای آنها در زیر آمده است:
1ـ افزایشی عمل میكنند. به این معنی كه عوامل میتوانند با همدیگر جمع شدن آنها احتمال خطر یا مصونیت افزایش مییابد. مثلاً وجود افسردگی و اضطراب و دسترسپذیری به مواد در یك شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزایش میدهد.
2ـ از نظر كمیت و كیفیت متفاوتند. به این معنی كه هریك از عوامل خطرساز و محافظتكننده به لحاظ كیفیت و كمیت با همدیگر فرق دارند مثلاً كیفیت و چگونگی اضطراب از افسردگی متفاوت است.
3ـ اهمیت آنها در اشخاص یا گروهها متفاوت است. در اشخاص یا گروههای نژادی ممكن است این عوامل به شكل متفاوتی عمل كننده مثلاً در گروهی دسترسپذیری به مواد اهمیت بیشتر داشته باشد. در حالی كه در گروه دیگری نداشتن نگرشهای مذهبی به عنوان عامل خطرساز عمده عمل میكند.
4ـ تأثیرشان در زمانهای مختلف در چرخه زندگی متفاوت است. این عوامل بسته به اینكه فرد در چه سنی به سر میبرد و چه دورانی را پشت سر میگذارد به لحاظ تأثیر و خطرزایی یا محافظتكنندگی متفاوت هستند.
5ـ اهمیت آنها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پیامدهای مرتبط با آن متفاوت است. هریك از عوامل خطرساز و محافظت كننده میتوانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و متفاوت عمل كنند و پیامدهای متفاوتی داشته باشند. مثلاً افسردگی به عنوان یك عامل خطرسازی می تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصی ایجاد كند و پیامدهای متفاوتی برای فرد باعث شود.
6ـ این عوامل میتوانند در معرض تغییر قرار گیرند. به این معنی كه با مداخلات پیشگیرانه میتوان افسردگی با اضطراب را در افراد یا جمعیتی خاص كاهش داد و از این طریق احتمال خطر را كاهش داد. همینطور در افراد میتوان عوامل محافظت كننده مثل نگرشهای مذهبی، مهارتهای مقابلهای را افزایش داد و احتمال مصونیت را بیشتر كرد.در زیر به عوامل خطرساز و محافظت كننده در سوءمصرف و وابستگی به مواد اشاره میشود.
عوامل مخاطره آمیز:
دوره نوجوانی
استعداد ارثی
صفات شخصیتی:
صفات ضد اجتماعی
پرخاشگری
اعتماد به نفس پایین
� اختلالات روانی:
افسردگی اساسی
فوبی
نگرش مثبت به مواد:
� موقعیتهای مخاطرهآمیز:
ترك تحصیل
بیسرپرستی
� ثیر مثبت مواد بر فرد
دوره نوجوانی: مخاطرهآمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد دورة نوجوانی است. نوجوانی دورة انتقال از كودكی به بزرگسالی و كسب هویت فردی و اجتماعی است.در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج خود میرسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزشهای خانواده را زیر سوال میبرد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزش های جدید خود دارد. مجموعة این عوامل، علاوه بر حس كنجكاوی نیاز به تحرك، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد مینماید.
ژنتیك: شواهد مختلفی از استعداد ارثی اعتیاد به الكل و مواد وجود دارد. تأثیر مستقیم عوامل ژنتیكی عمدتاً از طریق اثرات فارماكوكینتیك و فاركودینامیك مواد در بدن میباشد كه تعیین كنندة تأثیر ماده بر فرد است. برخی از عوامل مخاطرهآمیز دیگر نیز تحت نفوذ عوامل ژنتیكی هستند مانند برخی اختلالات شخصیتی و روانی و عملكرد نامناسب تحصیلی ناشی از اختلالات یادگیری.
صفات شخصیتی: عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات بیشتر پیشبینی كنندة احتمال اعتیاد هستند و به طور كلی فردی را تصویر میكنند كه با ارزشها یا ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و مذهب پیوندی ندارد و یا از عهدة انطباق، كنترل یا ابزار احساسات دردناكی مثل احساس گناه، خشم و اضطراب برنمیاید. این صفات عبارتند از: عدم پذیرش ارزشهای سنتی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید به استقلال،صفات ضد اجتماعی، پرخاشگری شدید، احساس فقدان كنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارتهای اجتماعی و انطباقی. از آنجا كه اولین مصرف مواد، معمولاً از محیطهای اجتماعی شروع می شود هر قدر فرد قدرت تصمیمگیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد، بهتر میتواند در مقابل فشار همسالان مقاومت كند.
اختلالات روانی: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتیاد اختلالات دیگر روانپزشكی نیز وجود دارد. شایعترین تشخیصها عبارتند از: افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فوبی، دیس تایمی، اختلال وسواسی ـ جبری، اختلال مانیك، مانیا، اسكیزوفرنیا.
نگرش مثبت به مواد: افرادی كه نگرشها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از كسانی كه نگرشهای منفی دارند. این نگرشهای مثبت معمولاً عبارتند از: كسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، كسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.
موقعیتهای مخاطرهآمیز فردی: بعضی از نوجوانان و جوانان درموقعیتها یاشرایط قرار دارند كه آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار میدهد. مهمترین این موقعیتها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران كودكی و نوجونی، ترك تحصیل، بیسرپرستی یا بی خانمانی، فرار از خانه، معلولیت جسمی، ابتلا به بیماریها یا دردهای مزمن. حوادثی مانند از دست دادن نزدیكان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممكن است منجر به واكنشهای حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای كاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده میكند.
تأثیر مواد بر فرد: این متغیر وقتی وارد عمل میشود كه ماده حداقل یك بار مصرف شده باشد. چگونگی تأثیر یك ماده بر فرد، تابع خواص ذاتی مادة مصرفی و تعامل آن با فرد و موقعیت فرد مصرف كننده است. تأثیر مواد بر فرد مصرف كننده، به میزان قابل توجهی، به مشخصات او بستگی دارد. این مشخصات عبارتند از: شرایط جسمی فرد، انتظار فرد از مواد، تجربیات قبلی تأثیر مواد و مواد دیگری كه همزمان مصرف شدهاند، مواد مختلف نیز تأثیرات
متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیك و روانی فرد دارند، مثلاً: هروئین و كوكائین سرخوشی شدید، الكل آرامش و نیكوتین مختصری هشیاری و آرامش ایجاد میكند.
عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولین مكان رشد شخصیت، تشكیل باورها و الگوهای رفتاری فرد است. خانواده علاوه بر اینكه، محل حفظ و رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژی است، منبعی برای تنش، مشكل و اختلال نیز میباشد. ناآگاهی والدین، ارتباط ضعیف والد و كودك، فقدان انضباط در خانواده، خانوادة مشتنج یا آشفته و از هم گسیخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاریها مانند سوء مصرف مواد را افزایش میدهد. همچنین والدینی كه مصرف كنندة مواد هستند باعث میشوند فرزندان با الگوبرداری از رفتار آنان، مصرف مواد را یك رفتار بهنجار تلقی كرده، رفتار مشابهی پیشه كنند.
تأثیر دوستان: تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد بدنبال تعارف دوستان رخ میدهد. ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعدكنندگان مواد برای گرفتن تایید رفتار خود از دوستان، سعی میكنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند. گروه "همسالان" به خصوص در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار مؤثر هستند. بعضی از دوستیها، صرفاً حول محور مصرف مواد شكل میگیرد نوجوانان به تعلق به یك گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروههایی كه مواد مصرف میكنند، بسیار آسان است. هرچه پیوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پیوند او با این قبیل گروهها بیشتر میشود.
عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا كه مدرسه بعد از خانواده، مهمترین نهاد آموزشی و تربیتی است، میتواند از راههای زیر زمینهساز مصرف مواد در نوجوانان باشد:
بیتوجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در مدرسه، استرسهای شدید تحصیلی و محیطی، فقدان حمایت معلمان و مسئولان بهنگام نیاز عاطفی و روانی زمان بروز مشكلات و طرد شدن از طرف آنان.
عوامل مربوط به محل سكونت: عوامل متعددی در محیط مسكونی میتواند موجب گرایش افراد به مصرف مواد می شود:
فقدان ارزشهای مذهبی و اخلاقی، شیوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل كاذب، آشفتگی و ضعف همبستگی بین افراد محل و حاشیهنشینی از جمله این عواملند.
مشخصات فردی و عوامل محیطی بخشی از علل اعتیاد هستند و بخش دیگر را بازارهای بینالمللی مواد و عوامل اجتماعی ـ اقتصادی حاكم بر جامعه تشكیل میدهند. این عوامل عبارتند از:
قوانین: فقدان قوانین جدی منع تولید، خرید و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور وارزانی آن میشود.
بازار مواد: میزان مصرف مواد، با قیمت آن نسبت معكوس دارد. هرچه قیمت مواد كاهش یابد، تعداد افرادی كه بتوانند آن را تهیه كنند افزایش مییابد. همچنین سهلالوصول بودن مواد به تعداد مصرفكنندگان آن میافزاید.
مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی: در جوامعی كه مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نمیشود، بلكه جزئی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخص و وسیلة احترام و پذیرایی است، مقاومتی برای مصرف مواد وجود ندارد و سوءمصرف و اعتیاد شیوع بیشتری دارد.
كمبود امكانات فرهنگی، ورزشی، تفریحی: كمبود امكانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل كنجكاوی، تنوع طلبی، هیجانخواهی، ماجراجویی، مورد تأیید و پذیرش قرار گرفتن و كسب موفقیت بین همسالان، موجب گرایش آنان به كسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد وعضویت در گروههای غیر سالم میشوند.
عدم دسترسی به سیستمهای خدماتی، حمایتی، مشاورهای و درمانی: در زندگی افراد، موقعیتها و مشكلاتی پیش میآید كه آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار میدهد. فقدان امكانات لازم یا عدم دسترسی به خدماتی كه در چنین مواقعی بتواند فرد را از نظر روانی، مالی، شغلی، بهداشتی و اجتماعی حمایت نماید، فرد را تنها و بیپناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعی رها میكند.
توسعة صنعتی جامعه، مهاجرت، كمبود فرصتهای شغلی و محرومیت اقتصادی ـ اجتماعی: توسعة صنعتی، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق میدهد. مهاجرت باعث میشود تا فرد، برای اولین بار، با موانع جدیدی برخورد نماید. جدایی از خانواده، ارزشهای سنتی و ساختار حمایتی قبلی به تنهایی، انزوا و ناامیدی فرد میانجامد. كم سوادی، فقدان مهارتهای شغلی، عدم دسترسی به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدودیت در تأمین نیازهای حیاتی و اساسی زندگی و تلاش برای بقاء، فرد را به مشاغل كاذب یا خرید و فروش مواد میكشاند و یا برای انطباق با زندگی سخت روزمره و شیوة جدید زندگی به استفاده از شیوههای مصنوعی مانند مصرف مواد سوق میدهد.
عوامل شخصیتی: داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارتهای اجتماعی، علاوه بر كاهش استرسهای محیطی ناشی از ارتباط با دیگران، باعث توانایی مقاومت در مقابل خواستههای خلاف دیگران و اصرار دوستان برای مصرف میشود. همچنین مهارتهای انطباقی موجب میشود كه فرد هنگام برخورد با استرس، برای حل مشكلات و تطابق با آن از شیوههای مناسبی استفاده نماید.
باورها وارزشها: اعتقادات و باورهای راسخ دینی و مذهبی، فرد را در مقابل مصرف مواد محافظت میكند. نگرش منفی به مواد، شامل باور به اعتیاد آور بودن و اثرات تخریبی مواد، احتمال مصرف آن را كاهش میدهد.
موفقیتها: موفقیتهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی با افزایش اعتماد به نفس، ایجاد ثبات و هدفمندی در مسیر زندگی و كسب حمایتهای لازم، فرد را از خطر مواد مخدر حافظت مینماید.
داشتن خانوادهای سالم و همبسته: پیوند و تعامل مثبت بین فرد و والدین از سنین كودكی موجب ارضای نیازهای عاطفی ـ روانی كودك میشود. این افرد، با تجربة روابط منطقی و قابل پیشبینی، كمتر دچار انحرافات شخصیتی میشوند و مهارتهای گوناگونی را كه لازمة برقراری روابط سالم بین فردی و اجتماعی است میآموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگی، كمتر احساس تنهایی و انزوا نموده و به دامن اعتیاد كشیده نمیشوند.
هشیاری و حمایت خانواده، مدرسه و اطرافیان: هشیاری و آگاهی والدین از خطر مصرف مواد مخدر و احتمال اعتیاد فرزندان، كنترل و مراقبت كافی و تأمین حمایت و راهنمایی لازم از طرف خانواده، مدرسه، اطرافیان و دوستان سالم و صمیمی، به هنگام نیاز، احتمال مصرف مواد و یا سوء مصرف و اعتیاد را كاهش میدهد.
ضد ارزش بودن مصرف مواد: در محیطها و جوامعی كه به وضوح هرگونه مصرف مواد نهی میشود و اعتبار موقعیت فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی افراد مصرف كننده تنزل مییابد، نگرش منفی افراد به مواد كاهش شیوع اعتیاد میانجامد.
دسترسی به خدمات: دسترسی به خدمات حمایتی (هنگام بروز مشكلاتی مانند بیسرپرستی و از دست دادن شغل)،خدمات مشاورهای (هنگام بروز مشكلات عاطفی یا اتخاذ تصمیم مهم) و خدمات درمانی (برای بیمارانی كه تمایل به ترك اعتیاد دارند)، موجب میشود تا عوامل مخاطرهآمیزی كه فرد ممكن است در طی زندگی با آنها روبرو شود، تشدید نشده و یا ازمان نیابند.
عدم دسترسی به مواد: هر قدر مواد در محیط زندگی فرد نایابتر و یا گرانتر باشد، احتمال مواجهه و مصرف كاهش مییابد.
معتاد كیست؟
ما به تجربه آموخته ایم كه باید معتاد بودنمان را با تمام وجود بپذیریم . این اوّلین قدم بهبودی است و این تصوّر نادرست كه ما با دیگران تفاوت نداریم و یا در حال حاضر نداریم ، باید درهم شكند .
ما معتادان مردان و زنانی هستیم كه اختیار خود را از دست داده ایم و میدانیم كه هیچ معتاد واقعی ، هرگز نمیتواند این اختیار را دوباره بدست آورد . ما گاه تصوّر میكردیم كه در حال بدست آوردن جنبه كنترل مصرف خود هستیم امّا این فواصل كوتاه هر بار با از دست رفتن كنترلِ بیشتری همراه بود و بالاخره زندگی ما را به وضع خجالت آور ، رقّت انگیز و غیر قابل تصوّری كشاند . ما مجاب شده ایم كه معتادِ نظیر ما ، در چنگال بیماری پیشرونده اعتیاد گرفتاراست . ما در هر فاصله زمان قابل ملاحظه ای كه این بیماری را در نظر بگیریم می بینیم كه همیشه بدتر شده و هیچوقت بهتر نشده است .
ما مانند انسانهائی هستیم كه پایشان را از دست داده اند و دیگر آنرا هرگز باز نخواهند یافت و هیچگونه درمانی هم كه بتواند ما را بحالت عادی بازگرداند هنوز پیدا نشده است . ما بهر گونه علاجی كه به تصوّر آید متوسّل شده ایم و در بعضی موارد بهبودی كم دوامی هم پیدا كرده ایم امّا همیشه لغزش بمراتب شدیدتری بدنبال آن بوده است . پزشكانی كه با این بیماری آشنائی دارند ، میدانند كه هرگز نمیتوان یك معتاد واقعی را به یك مصرف كننده عادی تبدیل كرد . علم و دانش ممكن است روزی باین مهّم دست یابد امّا تا كنون این چنین نشده است . علی رغم مطالبی كه گفته شد ، معتادینی وجود دارند كه معتقدند از این قاعده كلّی مستثنی هستند و سعی میكنند با توسّل به انواع آزمایشها و خود فریبی ها ، ثابت كنند كه معتاد واقعی نیستند . ما در مقابل معتاد كنترل باخته ای كه بتواند مانند یك جنتلمن مصرف كند سر تعظیم فرود میآوریم . خدا میداند كه ما هم چقدر وقت و سعی خود را بكار برده ایم تا بلكه بتوانیم مانند مردم عادی كه شاید چند سال یكبار و به مناسبتی مصرف میكند ؛ مصرف كنیم .
اینها روشهائی است كه ما آزمایش كرده ایم : فقط مصرف موّاد از انواع سبك و محدودیّت در مصرف ، خودداری از مصرف در تنهائی ، خودداری از مصرف در ابتدای روز و صبح ، اجتناب از مصرف در ساعات كار ، كلوپ بازی نكردن و مصرف در منزل ، مصرف در مجالس ، قول و قرار و قسم ، رفتن به مسافرت ، نرفتن به مسافرت ، توبه های ابدی با قسم و بی قسم ، اشتغال به فعّالیّت های ورزشی ، مطالعه كتاب های مفرّح روح ، رفتن به دهكده های تندرستی و آسایشگاه ها ، كارهای داوطلبانه در تیمارستانها . این فهرست را میتوان تا بی نهایت ادامه داد .
ما مایل نیستیم كسی را معتاد خطاب كنیم و این شما هستید كه میتوانید در مورد خود قضاوت كنید . برای انجام اینكار به نزدیكترین مكان مصرف بروید و سعی كنید كه مصرف نكنید و یا مصرف خود را كنترل كنید . مصرف و قطع ناگهانی آنرا امتحان كنید و این كار را بیش از یكبار انجام دهید ، اگر با خود صادق باشید در مدّت كوتاهی متوجّه خواهید شد كه معتاد واقعی هستید ، یا نه . اگر این آزمایش كمك كند كه شما از وضعیّت خود اطّلاع پیدا كنید ، ارزش درد سرش را دارد.
ما هر چند كه نمیتوانیم ثابت كنیم ولی یقین داریم كه اكثرمان قادر بودیم در مراحل ابتدائی اعتیاد خود را متوقف كنیم امّا متأسفانه معدودند معتادینی كه تا زمان باقی است، تمایل كافی به ترك مصرف از خود نشان دهند . ما در چند مورد كسانی را دیده ایم كه علائم اعتیاد در آنها كاملاً مشهود بوده است امّا از آنجا كه واقعاً میخواستند ترك كنند و مؤفق شدند و مدّتهای دراز بدون مصرف زندگی كردند .
این داستان مردی سی ساله است كه به اعتیاد ادواری مشغول بود و چنان در مصرف افراط میكرد كه در صبح روز بعد هم ناچار بود با مصرف بیشتری اعصاب ملتهب خود را آرام كند. این مرد كه آرزوی مؤفقیّت در كسب و كار خود را داشت ، سرانجام متوجّه شد در صورتیكه به مصرف همچنان ادامه دهد ، هرگز بجائی نخواهد رسید ، زیرا به مجرّد شروع مصرف كنترل خود را از دست میداد . بنابراین تصمیم گرفت تا زمانیكه در كسب توفیق نیافته است و بمرحله بازنشستگی نرسیده است از
مصرف موّاد خودداری كند . این مرد استثنائی بمدت بیست و پنچ سال در تصمیمش استوار ماند و در سنّ پنجاه و پنج سالگی پس از مؤفقیّت در كسب ، بازنشسته شد . امْا او نیز مانند تمام معتادین دیگر قربانیء این خیال باطل شد كه پس از سالها دوری از مصرف ، قادر خواهد بود مانند مردم عادی مصرف كند ، لیكن بیش از دو ماه طول نكشید كه مبهوت و سرافكنده كارش به بیمارستان كشیده شد . او چند بار دیگر هم سعی كرد مصرف خود را كنترل كند كه نتیجهِ آن تیمارستان بود. سرانجام با تمام وجود كوشش كرد از كلیّه نیروهای خود مدد گیرد تا بلكه بتواند بیكباره و برای همیشه مصرف خود را متوقف كند ، لیكن متوجّه شد كه نمیتواند ، او هرگونه راه حلّی را كه با پول میتوان خرید آزمایش كرد امّا نتیجه ای عایدش نشد و با اینكه مرد نیرومندی بنظر میرسید ظرف چهارسال بتدریج بنیّه خود را از دست داد و سرانجام راهی گورستان شد . این داستان محتویِ درس پر ارزشی است . بیشتر ما تصوّر میكردیم كه پس از یك پرهیز درازمدّت از مصرف ، خواهیم توانست بطور عادی مصرف كنیم امّا داستان این مرد بما نشان داد كه اینگونه نیست زیرا او در سن 55 سالگی سالگی دریافت بیماریش در همان مرحله است كه در سنّ سی سالگی بوده است . این حقیقت بارها به اثبات رسیده است كه« معتاد برای همیشه یك معتاد باقی میماند. » و اگر ما پس از مدْتی هشیاری مصرف خود را از سر بگیریم ، طولی نخواهد كشید كه وخامت حالمان دوباره بوضع سابق برمیگردد. در صورتیكه خیال ترك اعتیاد را داریم ، باید هرگونه تردید را كنار بگذاریم و این خیال مرموز و باطل را كه روزی در مقابل موّاد مصون خواهیم بود ، فراموش كنیم .
ممكن است بعضی از جوانان پس از خواندن داستان بالا تشویق شوند و فكر كنند كه آنها هم مانند این مرد میتوانند پرهیز از مصرف را تجربه كنند. ما شكّ داریم كه تعداد زیادی بتوانند اینكار را انجام دهند زیرا آنها واقعاً مایل بدست كشیدن از مصرف نیستند . افكار اینگونه افراد به نحو عجیبی به انحراف كشیده شده است و حتّی یكی از آنها هم بسختی ممكن است بتواند در این امر مؤفق شود. گروهی از اعضای جمعیّت ما كه سنشان كمتر از سی سال است ظرف مدّت كوتاهی به همان مرحله ای رسیدند كه بعضی ها پس از بیست سال بآن میرسند.
برای ابتلا شدید به این بیماری لزومی ندارد كه سالها مصرف كنیم و یا مانند بعضی ها موّاد زیادی مصرف كرده باشیم . این حقیقت بیشتر در مورد زنان صدق میكند ، آنها اگر مستعد باشند در مدّت كوتاهی به یك معتاد واقعی تبدیل میشوند. و دیگر راهی برای بازگشتشان وجود نخواهد داشت . گروه دیگری نیز وجود دارند كه معتاد خطاب شدن را توهینی بخود میدانند و در عین حال تعجّب میكنند كه چرا نمیتوانند مصرف خود را متوقّف كنند . ما كه با علائم اعتیاد آشنائی داریم ، همه روزه ما دربین جوانان عدّه زیادی را كه مبتلا به این بیماری هستند مشاهده میكنیم امّْا متقاعد كردن آنها كار بسیار دشواری است . ما وقتی گذشته خود را مرور میكنیم متوجّه میشویم مصرف مان سالها قبل ، از مرزی كه دیگر اراده در آن نقشی داشته باشد گذشته بود اگر كسی هنوز در این مورد شكّی برایش باقی مانده است ، سعی كند بمدّت یكسال مصرف خود را متوقف كند . در صورتیكه معتاد واقعی بوده و بیماریش پیشرفته باشد، شانس چندانی برای مؤفقیّت ندارد. ما در اوائل مصرف خود گاه میتوانستیم بمدّت یكسال و یا بیشتر هشیار بمانیم امّا پس از مدّتی دوباره با شدّتی بیشتر، آنرا از سر میگرفتیم . با آنكه ممكن است شما برای مدّت چشمگیری دست از مصرف بردارید امّا هنوز ممكن است استعداد این بیماری را در خود داشته باشید . ما فكر میكنیم از جمع كسانیكه این مطالب برایشان جالب توجّه است عدّه كمی قادر باشند بمدّت یكسال از مصرف دوری كنند ، بعضی از آنها حتّی یكروز هم نمیتوانند ، امّا اكثر آنها ممكن است چند هفته ای دوام بیاورند .
برای آنهائیكه قادر نیستند بطور متعادل مصرف كنند ، مسئله این است كه چگونه آنرا كنار بگذارند . با در نظر گرفتن این حقیقت كه خواننده تمایل به ترك دارد . باید دید كه آیا میتواند بدون بهره گیری از طریقه روحانی مؤفق شود؟ جواب این مطلب بستگی مستقیم بآن دارد كه او تا چه حدّ قدرت انتخاب خود را در مورد مصرف از دست داده است .
بسیاری از ما تصوّر میكردیم شخصیّت نیرومندی داریم امّا با وجود تمایل شدید به ترك دائمی ، انجامش برایمان مقدور نبود. بنظر ما این ، همان خصوصیّت مبهوت كننده موّاد است كه علیرغم نیاز و تمایل شدیدمان ، كوچكترین قدرتی برای دوری از آن در خود پیدا نمیكنیم.
حال چگونه به خوانندگان خود كمك كنیم تا با رأی درون ، دریابند كه از ما هستند یا نه؟ آزمایش خودداری از مصرف بمدّت یكسال بسیار سودمند است امّا تصوّر میكنیم بتوانیم خدمت بمراتب بزرگتری در حقّ معتادینی كه در عذاب هستند و همچنین جامعه پزشكی انجام دهیم.
ما مایلیم بعضی از شرائط فكری یك معتاد را كه مدّتی از مصرف بدور بوده است ، درست قبل از شروع دوباره آن، برایتان تشریح كنیم زیرا بطور وضوح مشخّص است كه شرائط فكری قسمت اعظم گرفتاری را تشكیل میدهد. ما میخواهیم بدانیم چگونه افكاری در مخیله یك معتاد وجود دارد كه او را مجبور میكند آزمایش مذبوحانه شروع درباره را تكرار كند. دوستان و آشنایان یك معتاد از اینكه می بینند دوستشان كه در آستانه طلاق و ورشكستگی است، چرا اینكار را میكند؟ چگونه افكاری در او وجود دارد؟
اوّلین مثال ما دوستی است بنام جیم، این مرد همسر و خانواده بسیار خوبی دارد. یك بنگاه فروش اتومبیل پر منفعت به ارث برده است و سابقه درخشانی در جنگ جهانی داشته است. او مردی باهوش و در كار خود از مهارت ویژه ای برخوردار است و مردم همگی او را دوست دارند. تاآنجا كه ما میدانستیم گذشته از خوی عصبی ، طبیعی و عادی بنظر میرسید. او تا سن سی و پنجسالگی دست به مشروب نزده بود امّا پس از شروع به مشروبخواری، ظرف چند سال آنچنان اختیار خود را از دست داد كه اجباراً او را تحویل آسایشگاه روانی دادند. در زمان خروج از بیمارستان ما با او آشنا شدیم .
ما آنچه را در مورد بیماری اعتیاد و راه حلّ آن میدانستیم با او در میان گذاشتیم و او زندگی خود را از سر گرفت ، خانواده خود را جمع آوری كرد و بكار فروش اتومبیل در جائی كه خود قبلاً صاحب آن بود پرداخت . تا مدّتی همه چیز بخوبی پیش میرفت امّا او كه در توسعه شعاع روحانی زندگی خویش اقدامی نكرده بود ناگهان غافلگیر شد و در فاصله كوتاهی چندین بار، كارش به مصرف كشید، ما در جریان این لغزشها مرتباً با او در تماس بودیم و با دقّت آنرا بررسی میكردیم . او اعتراف میكرد كه یك معتاد واقعی است و وضع وخیمی دارد و میدانست اگر باین كار ادامه دهد دوباره روانه تیمارستان خواهد شد و خانواده خود را كه شدیداٌ دوست دارد از دست خواهد داد اما با این تفاصیل دوباره كارش به مصرف كشیده شد. ما از او خواستیم اتّفاقی را كه برایش افتاده بود دقیقاً برایمان تشریح كند . او گفت :« من روز سه شنبه به محلّ كارم رفتم.آنروز بخاطر كار در مؤسسه ایكه قبلاٌ خود صاحب آن بودم احساس ناراحتی میكردم. چند كلامی بین من و رئیسم ردّ و بدل شد كه چندان مهّم نبود. تصمیم گرفتم برای دیدن یكی از مشتریان احتمالی ، به حومه شهر سری بزنم. در راه احساس گرسنگی كردم و در یك رستوران كنار جادّه كه یك (بار) هم داشت توقف كردم .هیچگونه قصدی برای خوردن مشروب نداشتم و فقط در فكر خریدن یك ساندویچ بودم. فكر كردم در این محلی كه سالهاست در آن رفت و آمد دارم ، امكان یافتن یك خریدار اتومبیل هم وجود دارد. من در طول چند ماهی كه هشیار بودم بارها در این رستوران غذا خورده بودم. در پشت میزی نشستم و یك ساندویچ و لیوان شیر سفارش دادم. هنوز فكری از مشروبخوری در سرم نبود. دوباره ساندویچ وشیر دیگری سفارش دادم. ناگهان این فكر مثل برق از سرم گذشت كه اگر یك استكان ویسكی را در لیوان شیر خود مخلوط كنم، چون معده ام خالی نیست و این ذهنیّت خیالم را راحت كرد. این آزمایش آنقدر خوب پیش رفت كه ویسكی دوم را سفارش دادم و آنرا بداخل لیوان شیر سرازیر كردم و چون بنظر نمیرسید كه ایرادی در كار باشد بار دیگر سفارش خود را تكرار كردم .
بدین ترتیب یكبار دیگر دوست ما كارش به تیمارستان كشیده شد . او با آنكه رفتن به تیمارستان تهدیدش میكرد، از دست دادن خانواده و شغل برایش محرز بود، زجرهای شدید جسمی و روحی حاصل از مصرف پیشین را فراموش نكرده بود و اطّلاعات جامعی در مورد خود بعنوان یك معتاد داشت. با این حال تمام دلائلش برای نخوردن براحتی بسوئی رانده شدند و این فكر احمقانه كه اگر ویسكی را با شیر مخلوط كند مشكلی پیش نمی آید، پیروز شد.
ما نمیدانیم توجیه و تعریف دقیق این رفتار چیست، ما نام آنرا دیوانگی میگذاریم.چطور میتوان عدم توازن فكری تا بدین حد را ، چیز دیگری نامید؟
ممكن است فكر كنید این یك مورد افراطی و استثنائی است امّا نه برای ما! زیرا اینگونه افكار در یك یك ما وجود دارد و بعضی از ما در این مورد حتی از جیم هم پای فراتر گذارده اند. در ما همیشه بموازات قوه عقلانی یك حالت فكری عجیب و غیر قابل تفسیری وجود داشته است كه عاقبت بهانه ای من در آوردی و دیوانه وار برای مصرف اوّلین بار ، پیش پایمان گذارده است.در این خصوص قوه عقلانی ما همیشه در برابر ایده های دیوانه وار شكست خورده است و روز بعد، ما صادقانه و از همه جا بی خبر از خود میپرسیدیم چطور ممكن است این اتفاق افتاده باشد؟
در بعضی موارد ما به بهانه اعصاب خراب ، خشم ، اضطراب ، افسردگی یا حسادت عمداً به مصرف روی می آوردیم و تصور داشتیم كه دلائل بجا و درستی داریم اما باید اقرار كنیم كه حتی در آن شرائط هم ، هیچگونه دلیل موجهی برای مصرف مجددمان وجود نداشت، زیرا تجربه به ما نشان داده بود كه چه نتیجه ای را باید از آن انتظار داشت. ما حالا متوجه میشویم كه وقتی با قصد قبلی مصرف را شروع میكردیم، برای در نظر گرفتن عاقبت كار ، افكار چندان جدی و مؤثری در ما وجود نداشت. رفتار ما در مورد اولین بار مصرف بسیار عجیب و غیر قابل فهم است و درست مانند داستان عابر پیاده ایست كه گذر كردن از مناطق عبور ممنوع عرض خیابان را دوست دارد و از جا خالی دادن در مقابل اتومبیل هائیكه با سرعت در حال حركت هستند لذت میبرد و بر خلاف هشدارهائیكه كه در این مورد به او داده شده است سالها به این تفریح ادامه میدهد. تا اینجا شما ممكن است او را فرد سبك سری بنامید كه ایده احمقانه ای برای تفریح دارد اما پس از مدتی بخت از او برمیگردد و چند بار پشت سر هم تصادف میكند و زخم های مختصری بر میدارد. بنظر میرسد كه اگر حتّی فقط یك جو عقل در او باشد باعث شود كه دست از این تفریح احمقانه خود بردارد، لیكن دوباره این عمل را تكرار میكند و اینبار جمجمه اش میشكند. پس از چند هفته از بیمارستان مرخص شده و در بین را تصادف دیگری باعث شكستن دست او میشود. میگوید تصمیم گرفته است كه برای همیشه این عمل را بكنار بگذارد اما ظرف چند هفته دو پای خود را نیز بهمین ترتیب میشكند او در طول سالهائیكه به این عمل ادامه میدهد بارها عهد وپیمان میبندد كه آنرا متوقف كند و یا بطور كلی دیگر پایش را به خیابان نگذارد اما مؤفق نمیشود و بالاخره شغل و همسر خود را از دست میدهد و زندگیش به افتضاح كشیده میشود. او تمام كوشش خود را بكار میبرد كه فكر این تفریح خانمان برانداز را از مغز خود بیرون كند و مدتی نیز خود را در یك آسایشگاه روانی بستری میكند تا بلكه باعث دگرگونیش شود اما در همان روزی كه از آسایشگاه مرخص میشود بجلوی ماشین آتش نشانی میپرد و اینبار كمر خود را میشكند. آیا این چنین فردی دیوانه نیست؟
ممكن است مثال فوق بنظر مسخره باشد لیكن ما كه خود در مخمصه اعتیاد گرفتار بوده ایم ، باید اقرار كنیم كه اگر فقط بجای عابر پیاده لغت معتاد را بكار برید درست داستان ما را بیان كرده اید . ما هر چقدر هم كه در مورد مطالب مختلف زندگی خود عاقلانه رفتار كرده باشیم، در مورد موّاد رفتار شدیداً دیوانه واری داشته ایم، این حرف ممكن است قدری تند بنظر برسد اما آیا حقیقت ندارد؟
بعضی از شما ممكن است بگوئید : « بله، آنچه كه شما میگوئید واقعیت دارد امّا در مورد من بطور كامل صدق نمیكند و با آنكه قبول دارم بعضی از مشخصاتی كه شما میگوئید، در من وجود دارد اما اندازه شما افرط نكرده ام و در آینده هم نمیكنم. من زندگی خود را فدای موّاد نكرده ام و خیالش را هم ندارم ، مضافاً مطالبی كه شما با من در میان گذاردید آنچنان چشمهای مرا باز كرده است كه هرگز اتفاقی كه برای شما افتاد برای من تكرار نخواهد شد و من از بابت این اطلاعات « بینهایت سپاسگذارم.»
مطلب فوق در مورد افرادی كه در اعتیاد افراط میكنند امّا معتاد نیستند ممكن است صحّت داشته باشد و چون هنوز به جسم و فكر آنها مانند ما صدمه ای نخورده است ممكن است قادر باشند مصرف خود را تعدیل و یا تعطیل بكنند امّا بدون استثنإ قادر نخواهند بود به اتكإ معلومات خود دست از مصرف بردارند. این نكته ایست كه ما مایلیم بارها و بارها تأكید كنیم تا شاید خوانندگان معتاد ما متوجّه آن چیزی شوند كه تجربه تلخ ما را روشن كرده است.
حال اجازه دهید مثال دیگری برایتان بیاوریم . فرد یكی از شركای یك مؤسسه معروف حسابداری است . درآمد خوب و خانه زیبائی دارد . در زندگی خانوادگی مؤفق است و فرزندانش به دانشگاه میروند و آتیه خوبی در انتظارشان است . او مرد خوش مشربی است و همه را به سادگی به خود جذب میكند، او نمونهِ یك مرد مؤفق و متعادل است . ما در حدود یكسال قبل فرد را در بیمارستان ملاقات كردیم ، برای اوّلین بار بخاطر تشنج ناشی از مصرف بستری شده بود و از این بابت احساس خجالت میكرد . او تا مرحله اعتراف به اعتیاد فاصله ها داشت و وانمود میكرد برای تسكین اعصاب به بیمارستان آمده است . دكتر معالج ، مصرانه سعی داشت به او بفهماند كه وضعیّتش از آنچه كه خود فكر میكند بسیار وخیم تر است، این مطلب چند روزی باعث افسردگی او شد امّْا بالاخره تصمیم خود را گرفت و با خود قرار گذاشت كه مصرف را برای همیشه كنار بگذارد و اصلاً به فكرش خطور نكرد كه ممكن است قادر نباشد كه از عهده انجام اینكار برآید و شخصیّت بارز و موقعیّت خوب اجتماعی اش هم در این مورد هیچ كمكی به او نكند . فرد، معتاد بودن خود را باور نداشت و در نتیجه راه حلّ روحانی ما را هم نمی توانست برای رفع مشكل خود قبول كند . ما آن چه را كه در مورد اعتیاد میدانستیم با او درمیان گذاشتیم، با علاقه گوش داد و برایش مسلّم بود كه بعضی از علائم این بیماری در او وجود دارد امّا هنوز مایل نبود اقرار كند كه در مورد آن كاری از دستش ساخته نیست . او اطمینان داشت كه تجربه تحقیر آمیز بیمارستان و هم چنین اطّلاعاتی كه كسب كرده بود تا آخر عمر هشیار نگاهش خواهد داشت و تصوّر میكرد معلومات و آگاهی فردی ، حلّال مشكل او است.
از فرد تا مدّت ها خبری نداشتیم . روزی خبر دار شدیم كه دوباره كارش به بیمارستان كشیده شده است. این بار خیلی تكان خورده بود و اشتیاق داشت ما را ملاقات كند. داستان بسیار آموزنده ای داشت زیرا این مرد در لزوم ترك موّاد، كاملاً مجاب شده بود و بهانه ای هم برای ادامه مصرف نداشت و با آنكه در تمام موارد دیگر زندگی قدرت تصمیم گیری و قضاوت خوبی از خود نشان میداد امّا با این تفصیل دست از پا درازتر روی تخت بیمارستان افتاده بود.
داستان را از زبان خودش بشنوید ، او گفت : مطالبی كه در مورد اعتیاد با من در میان گذاشتید در من بسیار اثر كرده بود و حقیقتاً باور نداشتم كه ممكن است دوباره روی بمصرف بیاورم، مخصوصاً حرف های شما راجع به دیوانگی نهفته ای كه همیشه قبل از اولین بار مصرف در معتاد وجود دارد برایم بسیار جالب بود امّا مطمئن بودم با وجود اطلاعاتی كه شما در اختیارم گذاردید ، هرگز امكان ندارد برای من اتّفاق بیفتد . من تصوّر میكردم وضعم هنوز به وخامت حال اكثر شما نیست و چون معمولاٌ در طول زندگی مؤفق به حلّ اكثر گرفتاریهای خود شده ام، بنابراین خواهم توانست بر آنچه كه شما در آن شكست خورده اید غلبه كنم . با در نظر گرفتن این مطالب ، پیش خود فكر كردم كه من واقعاً حقّ دارم آنقدر بخود مطمئن باشم، تنها كاری كه باید انجام بدهم اینست كه اراده خود را بكار برم و حواسم را جمع كنم.
با یك چنین طرز تفكری، زندگی خود را از سر گرفتم و برای مدتی همه چیز خوب بود و من برای نه گفتن به موّاد مصرفی هیچ مشكلی نداشتم. بمرور این فكر در من پدید آمد كه شاید قضیّه را زیادی جدّی گرفته ام . روزی برای تحویل چند مدرك حسابداری به یك دایره دولتی به واشنگتن رفتم . بار اوّلی نبود كه پس از ترك به شهر دیگری سفر میكردم . از لحاظ جسمی حالم بسیار خوب بود و هیچگونه نگرانی و یا گرفتاری مهمّی نداشتم، از نتیجه كارم در واشنگتن راضی بودم و میدانستم كه شُركایم را هم خوشحال خواهد كرد. روز بسیار قشنگی بود و حتّی یك لكه ابر در آسمان دیده نمی شد.. به هتل رفتم و لباس راحتی برای شام بتن كردم. در راهرو رستوران هتل این فكر بمغزم آمد كه یكی دو گیلاس مشروب با شام بسیار لذّت بخش خواهد بود . البته فقط یكی دو گیلاس، نه بیشتر. در طول شام دو گیلاس مشروب سفارش دادم. پس از شام قدری قدم زدم. وقت برگشتن به هتل فكر كردم قبل از خواب بد نیست یك گیلاس دیگر هم بزنم. به بار هتل رفتم و گیلاسی سفارش دادم. یادم میاید كه آنشب چند گیلاس دیگر هم خوردم و فردایش هم خیلی بیشتر و بعد بطور بسیار مبهمی بیاد میاورم كه به مقصد نیویورك در هواپیما بودم. در فرودگاه بجای همسرم یك راننده تاكسی خوش مشرب را پیدا كردم كه چند روزی مرا این طرف و آن طرف برد. درست به خاطر ندارم چه كارهائی كردم، چه حرف هائی زدم و چه اتفاق هائی افتاد، بعد خود را در بیمارستان پیدا كردم و درد و شكنجه طاقت فرسای روحی و جسمی شروع شد.
در بیمارستان به مجرد آنكه قدرت فكر كردن را بدست آوردم، بدقت مسائل عصر آنروز واشنگتن را بررسی كردم آنروز نه تنها من غافل گیر شده بودم بلكه هیچگونه مقاومتی هم در مقابل اوّلین گیلاس از خود نشان نداده بودم و فكر عاقبت كار اصلاً به مغزم خطور نكرده بود. من چنان بی محابا و بی فكر شروع به مصرف كرده بودم كه گوئی آب میخوردم. در این جا بیاد آن دوستان معتاد كه تمام این مطالب را به من گوشزد كرده بودند افتادم. آن ها پیش بینی كرده بودند كه اگر مغزم یك مغز معتاد باشد، روزی خواهد رسید كه دوباره به مصرف برمیگردم. آنها گفته بودند با آنكه خود را برای مقابله آماده كرده بودم امّا روزی نیروی مقابله ام در برابر دلیل مسخره ای برای مشروب خوردن شكست خواهد خورد. ولی بالاخره تمام آن داستان و حتّی قدری بیشتر از آنچه آنها پیش بینی كرده بودند برایم اتفاق افتاد و مطالبی كه در مورد اعتیاد آموخته بودم اصلاً بخاطرم خطور نكرد. از آن لحظه به بعد فهمیدم كه مغزم یك مغز بیمار است و متوجه شدم در آن لحظات عجیب و پیچیده ای كه خلإ وجود دارد و افكار تاریك است نیروی اراده و دانش و معلومات بشری هیچ گونه كمكی نمیتواند به ما بكند. من تا آنروز حرف كسانیكه را كه میگفتند مشكلی آنان را شكست داده است نمی فهمیدم امّا در آن لحظه به مفهوم آن بخوبی پی بردم و چقدر ضربه سختی بود.
در بیمارستان دو نفر از اعضای الكلی های گمنام بدیدنم آمدند. از پوز خندی كه زدند زیاد خوشم نیامد. سئوال كردند كه آیا این بار فكر میكنم كه معتاد هستم و آیا واقعاً سرم به سنگ خورده است؟ پذیرفتن هر دو مطلب ضروری بود. آنها دلائلی فراوانی ارایه دادند كه بطور وضوح مشخّص میكرد، با توجّه به رفتاری كه در واشنگتن از خود نشان داده بودم دیگر برای مغز معتاد من امیدی نبود آنها از تجربه های خود ، ده ها مورد مختلف را مثال زدند و این جریان باعث شد كه آخرین بند سماجت من در اینكه خود میتوانم از عهده این مشكل برآیم از هم گسیخته شود.
آنها راه حلّ روحانی و طریقه اجرای برنامه خود را كه صد نفر از آن ها (امروزه میلیونها نفر) با مؤفقیِت دنبال كرده بودند برایم تشریح و مشخّص كردند، با آنكه من فقط اسماً اهل كلیسا بودم امّا درك فكری پیشنهاد آن ها زیاد هم برایم مشكل نبود لیكن برنامه اجرائی آنها، هر چند معقول، ولی بسیار افراطی بنظر میرسید و مفهومش این بود كه میبایست مقداری از عقائد و ایده های قدیمی خود را بدور ریزم. این اصلاً آسان نبود اما بمجرد این كه تصمیم گرفتم خود را بدست این جریان بسپارم احساس عجیبی به من دست داد و حسّ كردم سنگینی اعتیاد از دوشم برداشته شده است و در واقع این چنین هم شد.
مسئله مهم دیگر، كشف این مطلب بود كه اصول روحانی، حلّال تمام مشكلات من است. از آن زمان تا بحال من براهی كشیده شده ام كه زندگی در آن بمراتب ارضإكننده تر و انشاء الله مفید تر از زندگی گذشته من است. با آنكه زندگی گذشته من اصلاً زندگی بدی نبوده است امّا با این تفصیل حاضر نیستم حتی بدترین لحظات زندگی كنونی ام را با بهترین لحظه های زندگی قبلی عوض كنم و حتی اگر بتوانم، دیگر مایل نیستم كه هرگز به آن زندگی برگردم.
داستان فرد داستان گویائی است و امیدواریم بدل هزاران مردمی كه مانند او هستند راه پیدا كند. فرد فقط به خوان اوّل بدبختی رسیده بود، بیشتر معتادان باید به خوان هفتم آن برسند تا واقعاً بدنبال راه نجاتی بگردند.
بسیاری از پزشكان و روان پزشكان با نتیجه گیری های ما مؤافقند. یكی از اطبإ كادر پزشكی یك بیمارستان معروف، اخیراً نظر خود را در اینمورد با ما درمیان گذاشت و گفت : « مطلبی كه شما در مورد بیچارگی و لاعلاجی معتادین عنوان میكنید، بنظر من صحّت دارد و در مورد دو نفر مردی كه داستانشان را در این فصل خواندم، بدون هیچ شكّی باید بگویم آنها صد در صد بیچاره و لاعلاج بوده اند و تنها راه نجاتشان رحمت الهی بوده است. اگر آنها برای معالجه به بیمارستان من رجوع كرده بودند، در صورت امكان سعی میكردم از پذیرفتن آنها خودداری كنم. این افراد قلب انسان را بدرد میاورند. من با آنكه مذهبی نیستم اما نهایت احترام را برای روش روحانی چون روش شما قائل هستم، زیرا برای بیشتر شما راه حلّ دیگری وجود ندارد.
یك بار دیگر تكرار میكنیم : در بعضی مواقع معتاد هیچگونه دفاع فكری مؤثری برای مقابله با اوّلین بار مصرف در خود ندارد و بجز مواردی استثنائی، معتاد و یا هیچ انسان دیگری قادر نیست یك چنین قدرت مقابله ای را در او ایجاد كند. قدرت دفاع او باید از یك نیروی مافوق سرچشمه گیرد.
| معتاد
کشیده اردوی غم پیش چشمانم جوان آرزومندی میان این جوانانم شدم قربانی این اجتماع فاسد و ننگین فنا ز شهوت خواهی بالا نشینانم تو ای مادر چه می شد می گذشتی از شبی لذّت که یک شب لذّت تو کرد عمری پشیمانم دلم خوش بود بوقت کودکی در مکتب استاد که نسل رستم و زائیده مهد دلیرانم کنون بنگر که از نسل دلیران لاشه ای بی جان به جا مانده که درهم ریخت تاریخ نیاکانم شده وافور گرز دست من سیگار شمشیرم هروئین باده بی ساغر و تریاک پیکانم |
یك میلیونو دویست هزار معتاد؟
او که همیشه خاکستر سیگارش، فرش، پتو و ملحفه ها را می سوزاند، در آن حالت نشئگی نمی توانست حتی چایش را بنوشد، قاشق غذا را هزار بار به سروصورتش می زد، موقع غذا خوردن روی سفره تا کمر خم می شد طوری که هر لحظه ممکن بود با صورت وسط سفره بیفتد.
شاید آن روزها تنها دلخوشی من و خواهرم تصویر زندگی گذشته پدر بود، تصویر مردی با چشمانی سالم و هوشیار و اندامی محکم و کشیده و نه سست و لرزان که با تلنگری نقش زمین شود! تصویری از زندگی گذشته او در آلبوم قدیمی خانواده، در رخت و لباس ورزشی یا با کت و شلوار دامادی!
این عکس ها اما هیچ شباهتی به سایه خمیده پدر نداشت، سایه ای که خیلی شب ها به خانه نمی آمد و وقتی هم که می آمد از بوی تعفن مواد باید بینی ات را می گرفتی! سایه ای که هیچ چیز در دنیا برایش مهم نبود حتی گوشواره های طلای خواهر کوچکم و چرخ خیاطی کهنه و قدیمی مادرم که تنها منبع درآمدمان بود، برایش هیچ فرقی نداشت همه را می توانست شب هنگام پنهانی از خانه بیرون ببرد و آنها را به چند نخ سیگار یا بسته کوچک گردی بفروشد.
می دانی درباره چه کسی با تو حرف می زنم؟ سایه شومی که بودنش درد بود، نبودنش دلواپسی و بازآمدنش مصیبت!
به یاد می آورم هر چند ماه یکبار صحنه تکراری را که همراه مادر و خواهرم جلوی در مراکز بازپروری معتادان، منتظر چهره دگرگونی بودیم که به ظاهر ترک کرده بود، سرحال و قبراق و کمی شبیه به همان تصویر آلبوم خانوادگی اما طولی نمی کشید دوباره همه چیز به حالت اول برمی گشت و آن گرد لعنتی دوباره زندگی مان را سیاه می کرد.
چشمهایم به مادر که می افتد، غم دنیا در دلم جمع می شود، اگر او را ببینی نمی شناسی اش، پیرو فرتوت با هزار درد و بیماری، رنج و مصیبتی که در این سالها کشیده او را بیست سال از سن واقعی اش بزرگتر نشان می دهد.
اما حالا که پس از گذشت سالها وقتی به آن سالهای سیاه فکر می کنم، می بینم من و خواهرم باز هم خوشبخت بودیم چون لااقل سایه مادر را بالای سرمان داشتیم، صبور، شکیبا و امیدوار... اما حالا...
***
ایران به لحاظ جغرافیایی همسایه بزرگترین کشور تولید کننده خشخاش و مخدرهای طبیعی است که به طور متوسط سالانه حدود سه هزار تن مواد مخدر تولید می کند و در سال جاری نیزبنا بر اطلاعات دریافتی با کمک و همکاری بیشتر کشورهای مستقر در افغانستان کشاورزان خشخاش کار توانستند این میزان را به پنج هزار تن برسانند، لذا با توجه به فرهنگ اعتقادی اسلامی ایرانیان و ناهنجار شناختن مصرف مواد مخدر، جامعه ایران در بعد مبارزه با عرضه و تقاضا هر ساله هزینه های هنگفتی صرف می کند به طوری که طی این سالها سهم ایران از این مبادلات به شهادت رسیدن ۳ هزار و ۴۸۶ نفر از بهترین جوانان ایرانی در راه مبارزه با باند های قاچاق مواد مخدر، وجود دو میلیون معتاد رسمی و تفننی، ۳۰۰ هزار معتاد تزریقی، ارتباط مستقیم ۶۰ درصد طلاق های کشور با اعتیاد، وارد آمدن سالانه بین ۴ تا ۵ هزار میلیارد تومان خسارت مالی از این طریق به کشور و مرگ روزانه ۱۰ تا ۱۲ معتاد و صدها معضل و مشکل دیگر است.
قائم مقام سازمان بهزیستی کشور از وجود ۱۸۵ میلیون معتاد و ۱۰ میلیون قاچاقچی در جهان بر اساس آمارهای رسمی خبرداده و می گوید: در حالی که اعتیاد عامل ۴۰ درصد سرقت ها۵۵، درصد طلاق ها، ۶۵ درصد کودک آزاری و همسر آزاری ها و بیش از ۷۰ درصد ابتلا به ایدز در کشور است، روزانه ۴ تن مواد مخدر در کشور مصرف می شود.
دکتر محمد خباز با بیان این مطلب به وجود بیش از ۲ میلیون معتاد در کشور و ضرورت اقدامات پیشگیرانه و علمی برای مقابله با آن اشاره و اظهار می دارد: روزانه ۴ تن مواد مخدر در کشور مصرف می شود و هر فرد معتاد قادر است ۱۰ نفر دیگر را نیز به اعتیاد آلوده کند.
وی همجواری ایران با کشور افغانستان را تهدید بزرگی در زمینه مصرف مواد مخدر دانست و افزود: سالانه بیش از ۴ هزار تن مواد مخدردر افغانستان تولید می شود که کشور ما بهترین راه توزیع و یا عبور مواد مخدر به دیگر کشورهای مصرف کننده است.
وی با بیان اینکه در طول ۲۵ سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، تاکنون ۴۶ هزار تن تریاک در افغانستان تولید شده که این رقم در۲۵ سال گذشته آن ۲۶۵ تن بوده است، اظهار می دارد: مواد مخدر امروزه به عنوان اولین و مهمترین منبع درآمد اقتصادی جهان است، به طوری که سالانه ۱۶۰۰ میلیارد دلار درآمد مالی از این بخش تأمین می شود.
وی می افزاید: اگرچه امروز آمریکا بر افغانستان حاکم است اما نه تنها مانع تولید مواد مخدر در این کشور نمی شود بلکه کشاورزان آنها را نیز به کشت مواد مخدر تشویق می کند که همین لزوم هوشیاری مسؤولین و متولیان امر را نسبت به این خطر بزرگ که تهدید جدی برای نسل های آینده این کشور به شمار می رود، هر روز بیش از روز گذشته آشکارتر می سازد.
هر دقیقه یک معتاد می میرد
یکی از مسؤولان ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور در این باره می گوید: در ایران هر دقیقه یک معتاد می میرد و طی چند سال اخیر نیز حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار معتاد دستگیر شده اند که سن آنها بین ۱۰ تا ۱۰۰ سال بوده است.
درحالی که این مسؤول از مصرف روزانه دو تن مواد مخدر به ارزش ۴۵ هزار میلیارد ریال در کشور خبر می دهد برخی کارشناسان و دستگاهها معتقدند که روزانه بین دو تا شش تن مواد مخدر توسط معتادان ایرانی مصرف می شود و ۱۲ میلیون نفر نیز به نوعی درگیر با مشکل مواد مخدر هستند و به طور متوسط هر فرد معتاد در طول زندگی خود حدود ۱۰ نفر را به کام اعتیاد می کشاند که البته با توجه به ادامه روند رشد ۱۳/۲۰ درصدی بیکاری در سال می توان حدس زد که اغلب آنها جوانان بیکار یا فاقد هر گونه مهارت اجتماعی هستند.
در این میان سردار مهدی ابویی نیز در تشریح برخی از اقدامات و هزینه های صرف شده در امر مقابله با عرضه مواد مخدر در کشور به کشف ۲۰۱ تن و ۵۰۰ کیلو گرم مواد مخدر در سال گذشته اشاره می کند و می افزاید: این میزان کشفیات با انجام یک هزار و ۱۸۵ فقره عملیات با گروههای مسلح قاچاق مواد مخدر و با به شهادت رسیدن ۲۵ تن از مأموران نیروی انتظامی صورت گرفته است.وی همچنین به گوشه ای از تبعات شیوع مصرف مواد مخدر در کشور اشاره می کند و می گوید: بنابر آمار رسمی پزشکی قانونی در سال ۸۱ سه هزار و ۵۰۰ نفر و در سال گذشته چهار هزار و ۵۰۰ معتاد جان خود را از دست دادند که اغلب آنها در تهران فوت کرده اند.
سردار ابویی با بیان اینکه در ۸ ماهه اول امسال نسبت به ۸ ماهه سال گذشته مقدار کشفیات اداره مبارزه با مواد مخدر ناجا ۵۶ درصد افزایش داشته است، اظهار می دارد: این در حالی است که بر اساس برآوردهای صورت گرفته در همین زمان ورود مواد مخدر به کشور فقط بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش داشته است.
وی با اشاره به کاهش ۵۰۰ درصدی قیمت تریاک در افغانستان در ۶ ماهه اول امسال نسبت به سال گذشته می افزاید: درحالی که متوسط قیمت تریاک در داخل کشور در سال جاری نسبت به افغانستان ۵۰ درصد و در برخی استانهای کشور اصلاً تغییری نکرده است. درصورتی که همیشه این امر کاملاً بر عکس بوده یعنی اگر قیمت مواد مخدر در افغانستان ۵۰ هزار تومان بود، در سیستان و بلوچستان ویا در سایر شهرهای شرقی کشور بالاتر بوده است.
سردار ابویی با اشاره به افزایش تولید مواد مخدر در سال جاری در افغانستان اظهار می دارد: در سه ماهه اول امسال ۴ هزارو ۲۰۰ تن مواد مخدردر افغانستان تولید شده که این رقم در سه ماهه اول سال گذشته ۳ هزار و ۶۰۰ تن بوده است.
۴۷ درصد معتادان کشور بین ۲۵ تا ۴۰ سال دارند
وی با بیان اینکه ۴۷ درصد معتادان کشور در سنین ۲۵ تا ۴۰ سال هستند، اظهار می دارد: بر اساس آمار سازمان ملل ۳۰ درصد از معتادان دنیا را جوانان ۱۵ تا ۲۰ سال تشکیل می دهند که در کشور ما نیز فقط ۳۰ درصد از معتادان رسمی کشور معادل ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر را جوانان زیر ۲۰ سال تشکیل می دهند.
سردار ابویی به راهکارهای مبارزه و کنترل ورود، توزیع و مصرف مواد مخدر در کشور اشاره کردو معتقد است: متوازن ساختن همه فعالیتهایی که در راستای مبارزه با مواد مخدر صورت می گیرد بخصوص در بعد فعالیت کاهش عرضه و تقاضا، جمع آوری معتادان خیابانی ازسطح شهر و ایجاد مرکز بازتوانی و نگهداری معتادانی که اقدام به ترک نمی کنند و مجازات قاطع و بموقع با عناصر اصلی قاچاق مواد مخدر که در تمام این موارد نیازمند برنامه ریزی های کارشناسانه در دوره زمانی ۵ تا ۱۰ ساله در امر پیشگیری و درمان اعتیاد هستیم.
وی با بیان اینکه نمی توان آمار دقیقی از میزان مصرف مواد مخدر در کشور ارائه داد، اظهار می دارد: خوشبختانه در حال حاضر میزان گرایش به مصرف مواد مخدری همچون هروئین کمتر شده و ما بیشترین کاهش در گرایش به مصرف مواد را در هروئین شاهد بوده ایم درحالی که میزان مصرف حشیش به دلیل افزایش کشفیات مواد مخدری همچون تریاک و هروئین و افزایش ناخالصی این مواد افزایش یافته است.
بنابر اعلام رسمی برخی از کارشناسان و مسؤولان سازمان بهزیستی کشور، اعتیاد به مواد مخدر در بروز بسیاری از بزه ها از جمله ۵۰ درصد طلاق ها و از هم پاشیدگی کانون خانواده، ۴۰ درصد اعمال خشونت علیه کود کان، ۶۷ درصد انتقال ویروس ایدز و درصد قابل توجهی از خودکشی، دیگرکشی، خشونت و فحشا مؤثر است و همچنین ۶۵ درصد بزهکاری کودکان و ۳۰ درصد کودک آزاری نیز بنابر تحقیقات صورت گرفته در خانواده هایی روی می دهد که طلاق به علت اعتیاد یکی از والدین در آن به وقوع پیوست.
شایان ذکر است که اغلب داد خواست های ارائه شده برای طلاق از سوی زنان نیز به خاطر اعتیاد همسرانشان است و همچنین اعتیاد علت العلل اکثر خودکشی ها است.
بیش از ۹۰ درصد معتادان ایرانی متأهلند
نتایج بررسی مشترک دفتر کنترل مواد مخدر سازمان ملل و سازمان بهزیستی بین سالهای ۷۷-۷۸ بیانگر این امر است که ۹۳/۴ درصد از معتادان ایرانی را مردان متأهل بین ۲۳ تا ۴۴ سال سن تشکیل می دهند که این افراد می توانند به نوعی بر روی سایر اعضای خانواده نیز تأثیر منفی برجای بگذارند
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی با بیان این مطلب اظهار می دارد: چنانچه تعداد کل معتادان ایرانی را دو میلیون نفر محاسبه کنیم که تنها ۷۰ درصد آنها متأهل باشند و فقط ۸۵ درصد آنها بیش از دو فرزند نداشته باشند، بر این اساس حدود ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار کودک پدر معتاد در کشور شرایط سخت و دشواری را در محیط خانواده تجربه می کنند.
وی با بیان اینکه نوعی نگرانی و اضطراب دائمی برفضای خانواده پدر معتاد سایه افکنده، اظهار می دارد: اعضای خانواده همواره دچار بیم دستگیری پدر خانواده هستند، فرزندان هنگام مراجعه پدر به خانه به جای اینکه او را با دست پر ببینند، معمولاً هنگام رفتن از منزل نظاره گرند که با دست پر از منزل خارج می شود تا وسیله ای را به پول تبدیل کند.
این جامعه شناس حمایت از مادران برای سرپرستی فرزندان، حمایت قانونی از زنان دارای شوهر معتاد و واکسیناسیون اجتماعی کودکان در برابر اعتیاد را از جمله راهکارهای پیشگیرانه دانست و معتقد است: بسیاری از مهارتهای فردی و اجتماعی نظیر تصمیم گیری بموقع و بجا، جلوگیری از بروز کم رویی در کودکان و پرورش اعتماد به نفس آنها از موارد محتوایی این واکسیناسیون اجتماعی به شمار می آید.
آقابخشی تصریح می کند: در نتیجه این واکسیناسیون اجتماعی نوجوانی که اکنون دیگر خجالتی بار نیامده، از اعتماد به نفس بالایی برخوردار شده و جسارت نه گفتن به پیشنهادهای خلاف را می آموزد لذا چنانچه در شرایط آسیب زا قرار بگیرد از جمله دعوت شدن به کشیدن سیگار و یا مصرف مواد مخدر براحتی می تواند مناسب ترین تصمیم را بگیرد.
درمان اعتیاد در ایران بیش از پیشگیری اهمیت دارد
اما در این میان برخی از مسؤولین امر نیز یکی از دلایل افزایش آمار تعداد معتادان جامعه و به تبع آن کاهش سن اعتیاد و گرایش جوانان و حتی نوجوانان به سوی مصرف مواد مخدر را کمرنگ شدن نقش اقدامات پیشگیرانه و بها ندادن به آن عنوان می کنند، بطوری که معتقدند در ایران به درمان بیش از پیشگیری اهمیت داده می شود.
اشرف بروجردی در این زمینه معتقد است: بالا رفتن آمار اعتیاد درایران به دلایل مختلفی مانند اعتیاد حمل کنندگان مواد، پرداختن به بحث پیشگیری بیش ازدرمان وعدم آموزش واطلاع رسانی کافی افراد جامعه درمبارزه با اعتیاد وهمچنین افزایش مراکز ترک اعتیاد وداروهای جایگزین صورت گرفته است.
وی می افزاید: درزمینه مبارزه با اعتیاد گامهای کندی تا به امروز انجام شده، باید آموزشها را از طریق آموزش چهره به چهره و همچنین برگزاری کلاسهای آموزشی درسطح مدارس، دبیرستان، دانشگاه ومهدهای کودک وتمامی آموزشگاهها برای افراد خانواده ها فراگیرکنیم.
معاون امور اجتماعی وزارت کشور خاطرنشان می کند: اگر به بحث آموزش اعتیاد نگاه وبرنامه ریزی درستی شود، درسالهای آینده با مشکل ومعضل بزرگ اعتیاد روبرو نخواهیم شد.
بروجردی معتقد است: یک ستاد نهادی مانند ستاد مبارزه با مواد مخدر نمی تواند به تنهایی این معضل را حل کند ونیاز به همکاری وهماهنگی تمام نهاد های مرتبط مانند صدا وسیما، آموزش وپرورش، وزارت بهداشت و... وجود دارد.
وی تصریح می کند: برای کاهش اعتیاد، باید مکانیزمهای قویتری بر روی کنترل توزیع مواد درکشور صورت گیرد و همچنین زندانیان معتاد نیز از سایر زندانیان جدا شوند.
در ایران زمانی که معتادین مواد مخدر محدود به تعداد اندکی از جمعیت بزرگسال بود به عنوان یک مسأله اجتماعی و پایه آسیب های اجتماعی تلقی نمی شد ولی با توجه به ساختار جمعیت فعلی کشور و فراهم بودن بسترهای لازم برای شیوع مصرف این ماده در بین جوانان از قبیل افزایش نرخ بیکاری، اقتصاد بیمار، بالا رفتن سن ازدواج و... حدود ۴۴ میلیون نفر از جمعیت جوان کشور در معرض این آسیب و خطر جدی قرار دارند و بالطبع باید راهکار مناسبی جهت مصون سازی جوانان و نوجوانان کشور در برابر این دیو پلید تباهی پیدا کرد و به نوعی اقدامات پیشگیرانه را تقویت کرد.
بنابر اعلام ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور از بودجه ۳۰ میلیارد تومانی مبارزه با مواد مخدر در سال گذشته فقط ۱۰۰ میلیون آن به امر پیشگیری از سوء مصرف مواد مخدر در خانواده ها اختصاص یافته بود، یعنی سرانه هر جوان ۵۵ ریال بوده است و سهم اقدامات پیشگیرانه از بودجه ۶۰ میلیارد تومانی امسال نیز چندان قابل توجه نمی باشد. این در حالی است که مافیای قاچاق مواد مخدر هر روز سرمایه گذاری های خود در امر تولید، توزیع و تشویق جوانان به مصرف را افزایش می دهد.
تبلیغات





