هردم از این باغ بری می‌رسد تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد
و آنقدر خواهد رسید كه تریاك در مقابل آنها ............؟

یكی از موادمخدر جدید كه در بازار قاچاق عرضه می‌شود آیس ، شیشه یا كریستال است. وجه تسمیه این ماده‌مخدر به این دلیل است كه شكل ظاهری این ماده شبیه شیشه‌ای كه خرد و پودر شده باشد و یا تكه‌های ریز یخ و یا خرده‌های ریز نبات است. به این دلیل به آن در كشور ما شیشه گفته می‌شود و در اروپا و آمریكا بیشتر به نام آیس شناخته می‌شود. شابو كه در آسیای جنوب‌شرقی و خاوردور رواج دارد نیز شباهت‌هایی با این ماده دارد. تحقیقات نشان می‌دهد كه مهمترین تركیب این ماده‌مخدر آمفتامین است. سابقه تولید و مصرف آمفتامین به قبل از جنگ جهانی دوم می‌رسد و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان یك داروی مؤثر در رفع افسردگی سربازانی كه مشغول جنگ بودند و یا نیروهایی كه قرار بود چندین شبانه‌روز را به صورت پیوسته به نبرد مشغول باشند و فرصت استراحت نداشتند برای بالا بردن سطح انرژی آنان استفاده می‌شد. با گذشت زمان و مشخص شدن عوارض خطرناك این ماده و اعتیاد به آن كاربرد این ماده به عنوان دارو به تدریج كنار گذاشته شد اما سوداگران و تولیدكنندگان موادمخدر استفاده از این ماده را در تهیه موادمخدر در دستور كار خود قرار دادند. شاید اولین و مهمترین ماده‌مخدری كه از آمفتامین به دست آمد و در سطح وسیع مورد مصرف قرار گرفت اكستازی باشد. قرص اكستازی از چند سال پیش به ندرت در كشور ما مشاهده و مصرف می‌شد اما در سال‌های اخیر مصرف آن افزایش یافت و انواع و اقسام این قرص در بازار قاچاق مشاهده شده است.



مصرف اكستازی در پارتی‌ها ومیهمانی‌ها به عنوان یك ماده انرژی‌زا مصرف می‌شود و مصرف‌كنندگان آن می‌توانند ساعت‌ها بدون استراحت بیدار بمانند و از انرژی‌های نهفته یا ذخیره شده در جسم خود در حد بالایی بهره‌برداری نمایند كه پس از مدتی شدیداً با كمبود انرژی مواجه‌ می‌گردند كه از ظاهر آن‌ها كاملاً مشخص می‌شود. متأسفانه یكی از تبلیغات غلط در مورد این ماده‌مخدر این است كه حتی رسانه‌های جمعی از آن به عنوان قرص شادی یاد می‌كنند درحالیكه این ماده از خود هیچ‌گونه انرژی و شادی ندارد و انرژی‌های ذخیره شده جسم را به یكباره آزاد می‌كند و انرژی كه بایستی در طول چندین شبانه‌روز مصرف شود ، یك‌شبه استفاده می‌شود و بعد از تمام شدن اثر آن شخص مصرف‌كننده به شدت احساس ركود و خستگی می‌كند و این آغازی است برای مصرف دوباره و دوباره تا اعتیاد كامل كه متأسفانه مصرف‌كنندگان اكستازی به طرف شیشه و كراك كشیده شده‌اند .
در حال حاضر آمار مراجعه‌كنندگان به كنگره 60 نشان می‌دهد مصرف شیشه در مقایسه با اكستازی افزایش بیشتری یافته است. شیشه تقریباً همان خواص اكستازی را دارد با این تفاوت كه اكستازی اغلب به صورت قرص و خوراكی و به ندرت به وسیله روش جذبی از طریق پوست استفاده می‌شود اما شیشه به صورت تدخین یا كشیدنی. برای مصرف شیشه ابزار مخصوص وجود دارد كه به آن پایپ Pipe گفته می‌شود و شبیه یك چپق شیشه‌ای است كه كاربرد آن بیشتر در خارج از ایران مشاهده شده است. اما در كشور خودمان مصرف‌كنندگان شیشه ابزار دیگری را جایگزین این چپق شیشه‌ای یا پایپ كرده‌اند كه به راحتی با یك لامپ درست می‌شود. به این صورت كه انتها یا سرپیچ لامپ روشنایی را جدا كرده و آن را به همراه محتویات لامپ بیرون‌ می‌آورند ، سپس شیشه را داخل این حباب توخالی ریخته و با قرار دادن یك لوله خودكار در داخل آن و مسدود كردن انتهای آن با ماده‌ای مثل آدامس ، آماده مصرف می‌شود. در مرحله بعد با شعله فندك شیشه داخل حباب را از بیرون حرارت می‌دهند و از طریق لوله‌ای كه از انتهای حباب بیرون آمده است به صورت كشیدنی مصرف می‌شود. نشئگی حاصل از مصرف این ماده تقریباً شبیه هیچ مادمخدر دیگری نیست. عوارض مصرف این ماده ، بسیار خطرناك و سنگین است. مصرف‌كنندگان این ماده در ابتداء مصرف پس از مصرف گاه تا 72 ساعت حتی یك دقیقه نمی‌خوابند. در این مدت توهم شدید و خیره شدن به یك نقطه خاص برای چندین ساعت و همینطور رفتارهای بی‌پروا ، از حالات نشئگی این ماده محسوب می‌شود. بعضی از مصرف كنندگان شیشه پس از مصرف با توجه به توهم شدید به تصور پرواز خود را از پنجره ساختمان چند طبقه به پایین پرتاب كرده‌اند. پس از بین رفتن اثر این ماده شخص مصرف‌كننده طوری احساس خستگی و كوفتگی می‌كند كه ممكن است حدود 48 ساعت یا 2 شبانه‌روز به صورت پیوسته خواب باشد و پس از بیداری سر دردهای شدید ، بی‌قراری ، لرزش و حركات غیرعادی اعضاء بدن مثل دست و سر از حالات آن است.



مصرف‌كنندگان شیشه برای از بین بردن این حالت معمولاً دوباره مصرف می‌كنند و مانند سایر موادمخدر فرایند اعتیاد آغاز می‌شود و پس از مدتی مصرف‌كننده شیشه تبدیل به یك معتاد تمام‌عیار می‌شود كه البته با معتادان و مصرف‌كنندگان سایر موادمخدر مثل تریاك و حتی هرویین بسیار تفاوت دارد. عوارض مصرف شیشه را در طول چندماه ، حتی مصرف هرویین در طول چندین سال به وجود نمی‌آورد. مصرف‌كننده شیشه در حالت خماری آن دست به حركات جنون‌آمیزی می‌زند كه شاید از دیوانگان زنجیری هم سر نزدند. از مهمترین عوارض طولانی مدت مصرف شیشه كه معمولاً بعد از گذشت كمتر از 6 ماه مصرف خود را نشان می‌دهد اختلال شدید در عملكرد دریچه پروستات است كه معمولاً ادرار و اسپرم با هم دفع می‌شوند. آسیب‌های شدید كبدی و جوش‌های صورت ، كوچك شدن بیضه‌ها به همراه درد شدید و تضعیف قوای جنسی از دیگر عوارض این ماده‌مخدر خطرناك است. متأسفانه در صحبتهای عامیانه گفته می‌شود كه شیشه چون مرفین ندارد پس اعتیاد هم ندارد. درحالیكه از دیدگاه كنگره 60 كه نتیجه تحقیقات علمی و مشاهدات و تجربه‌های عینی است ، هر ماده ای كه مصرف آن انسان را از تعادل طبیعی خارج كند مستقیماً روی سیستم تولیدكننده مواد شبه‌افیونی و ضددرد اثر می‌گذارد و باعث تخریب آن می‌شود. طیف تركیبات مواد شبه‌افیونی كه در جسم انسان تولید می‌شود به قدری گسترده و ناشناخته است كه به غلط تصور می‌شود فقط مرفین یا مشتقات آن روی آن اثر می‌گذارد هرچند همین موضوع را هم بسیاری نمی‌دانند اما تحقیقات كاربردی كنگره 60 با قدرت و اطمینان این موضوع را ثابت كرده است كه كلیه موادی كه انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج می‌كند ، شامل هرویین ، تریاك ، شیره ، الكل ، حشیش ، كراك ، شیشه ، اكستازی ، قرص‌های خواب‌ ، آرامبخش و ضدافسردگی كه بدون تجویز پزشك مصرف گردد نیز مستقیماً روی این سیستم اثر می‌گذارند و باعث تخریب آن می‌شوند . از دیدگاه كنگره 60 شیشه یك ماده مخدر بسیار قوی و خطرناك است و اعتیاد آن در مقایسه با مواد مخدر شناخته شده نظیر تریاك و هروئین بسیار سنگین‌تر و خطرناكتر است. و به اعتقاد كنگره 60 هر نوع اعتیادی قابل درمان است. هم‌اكنون مصرف‌كنندگان شیشه زیادی در كنگره به درمان قطعی رسیده‌اند .
رفرنس : مقالات و تجربیات نوشته شده توسط مصرف‌كنندگان شیشه كه برای درمان به كنگره 60 مراجعه كرده‌اند .


منبع : www.congress60.org




هردم از این باغ بری می‌رسد تازه‌تر از تازه‌تری می‌رسد
و آنقدر خواهد رسید كه تریاك در مقابل آنها ............؟

یكی از موادمخدر جدید كه در بازار قاچاق عرضه می‌شود آیس ، شیشه یا كریستال است. وجه تسمیه این ماده‌مخدر به این دلیل است كه شكل ظاهری این ماده شبیه شیشه‌ای كه خرد و پودر شده باشد و یا تكه‌های ریز یخ و یا خرده‌های ریز نبات است. به این دلیل به آن در كشور ما شیشه گفته می‌شود و در اروپا و آمریكا بیشتر به نام آیس شناخته می‌شود. شابو كه در آسیای جنوب‌شرقی و خاوردور رواج دارد نیز شباهت‌هایی با این ماده دارد. تحقیقات نشان می‌دهد كه مهمترین تركیب این ماده‌مخدر آمفتامین است. سابقه تولید و مصرف آمفتامین به قبل از جنگ جهانی دوم می‌رسد و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان یك داروی مؤثر در رفع افسردگی سربازانی كه مشغول جنگ بودند و یا نیروهایی كه قرار بود چندین شبانه‌روز را به صورت پیوسته به نبرد مشغول باشند و فرصت استراحت نداشتند برای بالا بردن سطح انرژی آنان استفاده می‌شد. با گذشت زمان و مشخص شدن عوارض خطرناك این ماده و اعتیاد به آن كاربرد این ماده به عنوان دارو به تدریج كنار گذاشته شد اما سوداگران و تولیدكنندگان موادمخدر استفاده از این ماده را در تهیه موادمخدر در دستور كار خود قرار دادند. شاید اولین و مهمترین ماده‌مخدری كه از آمفتامین به دست آمد و در سطح وسیع مورد مصرف قرار گرفت اكستازی باشد. قرص اكستازی از چند سال پیش به ندرت در كشور ما مشاهده و مصرف می‌شد اما در سال‌های اخیر مصرف آن افزایش یافت و انواع و اقسام این قرص در بازار قاچاق مشاهده شده است.



مصرف اكستازی در پارتی‌ها ومیهمانی‌ها به عنوان یك ماده انرژی‌زا مصرف می‌شود و مصرف‌كنندگان آن می‌توانند ساعت‌ها بدون استراحت بیدار بمانند و از انرژی‌های نهفته یا ذخیره شده در جسم خود در حد بالایی بهره‌برداری نمایند كه پس از مدتی شدیداً با كمبود انرژی مواجه‌ می‌گردند كه از ظاهر آن‌ها كاملاً مشخص می‌شود. متأسفانه یكی از تبلیغات غلط در مورد این ماده‌مخدر این است كه حتی رسانه‌های جمعی از آن به عنوان قرص شادی یاد می‌كنند درحالیكه این ماده از خود هیچ‌گونه انرژی و شادی ندارد و انرژی‌های ذخیره شده جسم را به یكباره آزاد می‌كند و انرژی كه بایستی در طول چندین شبانه‌روز مصرف شود ، یك‌شبه استفاده می‌شود و بعد از تمام شدن اثر آن شخص مصرف‌كننده به شدت احساس ركود و خستگی می‌كند و این آغازی است برای مصرف دوباره و دوباره تا اعتیاد كامل كه متأسفانه مصرف‌كنندگان اكستازی به طرف شیشه و كراك كشیده شده‌اند .
در حال حاضر آمار مراجعه‌كنندگان به كنگره 60 نشان می‌دهد مصرف شیشه در مقایسه با اكستازی افزایش بیشتری یافته است. شیشه تقریباً همان خواص اكستازی را دارد با این تفاوت كه اكستازی اغلب به صورت قرص و خوراكی و به ندرت به وسیله روش جذبی از طریق پوست استفاده می‌شود اما شیشه به صورت تدخین یا كشیدنی. برای مصرف شیشه ابزار مخصوص وجود دارد كه به آن پایپ Pipe گفته می‌شود و شبیه یك چپق شیشه‌ای است كه كاربرد آن بیشتر در خارج از ایران مشاهده شده است. اما در كشور خودمان مصرف‌كنندگان شیشه ابزار دیگری را جایگزین این چپق شیشه‌ای یا پایپ كرده‌اند كه به راحتی با یك لامپ درست می‌شود. به این صورت كه انتها یا سرپیچ لامپ روشنایی را جدا كرده و آن را به همراه محتویات لامپ بیرون‌ می‌آورند ، سپس شیشه را داخل این حباب توخالی ریخته و با قرار دادن یك لوله خودكار در داخل آن و مسدود كردن انتهای آن با ماده‌ای مثل آدامس ، آماده مصرف می‌شود. در مرحله بعد با شعله فندك شیشه داخل حباب را از بیرون حرارت می‌دهند و از طریق لوله‌ای كه از انتهای حباب بیرون آمده است به صورت كشیدنی مصرف می‌شود. نشئگی حاصل از مصرف این ماده تقریباً شبیه هیچ مادمخدر دیگری نیست. عوارض مصرف این ماده ، بسیار خطرناك و سنگین است. مصرف‌كنندگان این ماده در ابتداء مصرف پس از مصرف گاه تا 72 ساعت حتی یك دقیقه نمی‌خوابند. در این مدت توهم شدید و خیره شدن به یك نقطه خاص برای چندین ساعت و همینطور رفتارهای بی‌پروا ، از حالات نشئگی این ماده محسوب می‌شود. بعضی از مصرف كنندگان شیشه پس از مصرف با توجه به توهم شدید به تصور پرواز خود را از پنجره ساختمان چند طبقه به پایین پرتاب كرده‌اند. پس از بین رفتن اثر این ماده شخص مصرف‌كننده طوری احساس خستگی و كوفتگی می‌كند كه ممكن است حدود 48 ساعت یا 2 شبانه‌روز به صورت پیوسته خواب باشد و پس از بیداری سر دردهای شدید ، بی‌قراری ، لرزش و حركات غیرعادی اعضاء بدن مثل دست و سر از حالات آن است.



مصرف‌كنندگان شیشه برای از بین بردن این حالت معمولاً دوباره مصرف می‌كنند و مانند سایر موادمخدر فرایند اعتیاد آغاز می‌شود و پس از مدتی مصرف‌كننده شیشه تبدیل به یك معتاد تمام‌عیار می‌شود كه البته با معتادان و مصرف‌كنندگان سایر موادمخدر مثل تریاك و حتی هرویین بسیار تفاوت دارد. عوارض مصرف شیشه را در طول چندماه ، حتی مصرف هرویین در طول چندین سال به وجود نمی‌آورد. مصرف‌كننده شیشه در حالت خماری آن دست به حركات جنون‌آمیزی می‌زند كه شاید از دیوانگان زنجیری هم سر نزدند. از مهمترین عوارض طولانی مدت مصرف شیشه كه معمولاً بعد از گذشت كمتر از 6 ماه مصرف خود را نشان می‌دهد اختلال شدید در عملكرد دریچه پروستات است كه معمولاً ادرار و اسپرم با هم دفع می‌شوند. آسیب‌های شدید كبدی و جوش‌های صورت ، كوچك شدن بیضه‌ها به همراه درد شدید و تضعیف قوای جنسی از دیگر عوارض این ماده‌مخدر خطرناك است. متأسفانه در صحبتهای عامیانه گفته می‌شود كه شیشه چون مرفین ندارد پس اعتیاد هم ندارد. درحالیكه از دیدگاه كنگره 60 كه نتیجه تحقیقات علمی و مشاهدات و تجربه‌های عینی است ، هر ماده ای كه مصرف آن انسان را از تعادل طبیعی خارج كند مستقیماً روی سیستم تولیدكننده مواد شبه‌افیونی و ضددرد اثر می‌گذارد و باعث تخریب آن می‌شود. طیف تركیبات مواد شبه‌افیونی كه در جسم انسان تولید می‌شود به قدری گسترده و ناشناخته است كه به غلط تصور می‌شود فقط مرفین یا مشتقات آن روی آن اثر می‌گذارد هرچند همین موضوع را هم بسیاری نمی‌دانند اما تحقیقات كاربردی كنگره 60 با قدرت و اطمینان این موضوع را ثابت كرده است كه كلیه موادی كه انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج می‌كند ، شامل هرویین ، تریاك ، شیره ، الكل ، حشیش ، كراك ، شیشه ، اكستازی ، قرص‌های خواب‌ ، آرامبخش و ضدافسردگی كه بدون تجویز پزشك مصرف گردد نیز مستقیماً روی این سیستم اثر می‌گذارند و باعث تخریب آن می‌شوند . از دیدگاه كنگره 60 شیشه یك ماده مخدر بسیار قوی و خطرناك است و اعتیاد آن در مقایسه با مواد مخدر شناخته شده نظیر تریاك و هروئین بسیار سنگین‌تر و خطرناكتر است. و به اعتقاد كنگره 60 هر نوع اعتیادی قابل درمان است. هم‌اكنون مصرف‌كنندگان شیشه زیادی در كنگره به درمان قطعی رسیده‌اند .
رفرنس : مقالات و تجربیات نوشته شده توسط مصرف‌كنندگان شیشه كه برای درمان به كنگره 60 مراجعه كرده‌اند .


منبع : www.congress60.org


سه شنبه 3 دی 1387

ال. اس. دی (LSD)

   نوشته شده توسط: حسین اسماعیلی    نوع مطلب :روانشناسی اعتیاد ،آگاهی در مورد انواع مواد مخدر ،



 ال. اس. دی (d-lysergic acid diethylamide) با نام های اسید، حبه قرص، سفر، نقطه های ریز، شیشه پنجره، آسمان آبی، كاغذ خشك كن .
كه در سال 1943 توسط آلبرت هوفمن كشف شد، قوی ترین ماده توهم زایی است كه تاكنون شناخته شده است. تأثیرات رفتاری آن حتی با دوز 20 میكروگرم هم دیده شده است. LSD دارویی است كه احساس شخص را نسبت به جایی كه در آن است مختل می‌كند و اگر زیاد مصرف شود باعث ایجاد توهم می‌شود. ال. اس. دی از قارچی كه بر روی چاودار یا سایر غلات رشد می‌كند؛ به دست می‌آید. ولی به طور مصنوعی هم ساخته می‌شود. مقدار كم ال. اس. دی برای مصارف پژوهشی به طور قانونی تهیه می‌شود و بیشتر به صورت قرص، كپسول و مایع در آزمایشگاههای غیر قانونی برای پخش در خیابان ها تولید می‌شود (گاهی به صورت یك ورقه ژلاتین یا یك قطعه كاغذ خشك كن كه هر مربع آن یك دوز است). دوره حداكثر مصرف آن در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 1970 در اوج هیپی گری بوده است. LSD در كبد متابولیزه می‌شود و نیمه عمر آن در بدن تقریباً 2 ساعت است. متابولیت های آن اثرات روانگردان ندارند.


اثرات مصرف (LSD)

اثرات مصرف LSD می‌تواند غیر قابل پیش بینی باشد. این اثرات به میزان مصرف، شخصیت مصرف كننده و در موارد اندكی به محیط و محل مصرف LSD بستگی دارد. معمولاً تأثیرات آن 30 تا 60 دقیقه پس از مصرف ظاهر می‌شود و 6 تا 12 ساعت به طول می‌انجامد. 4 ساعت اول كه بیشترین تأثیر LSD وجود دارد؛ یك Trip نامیده می‌شود. مقدار معمول خیابانی LSD از 50 تا 300 میكروگرم است كه به همین علت می‌توان LSD را بر روی كاغذ خشك كن یا پشت تمبرهای پستی نیز قرار داد.
یكی از اثرات LSD ایجاد تغییرات هیجانی و حسی در مصرف كننده است. این تغییرات بیشتر از علایم فیزیكی مصرف است. معمولاً شخص مصرف كننده ابتدا دچار هیجان ها و احساسات شدید و متفاوتی می‌شود و یا احساسات و هیجانات او به سرعت تغییر می‌كند. اگر مصرف LSD بیشتر شود؛ مصرف كننده دچار توهمات بصری لذت بخشی می‌شود. درك مصرف كننده از زمان و از خودش تغییر می‌كند. گاه ممكن است به نظر برسد حواس پنج گانه با هم مخلوط شده اند. حس لامسه بیشتر می‌شود. مصرف كننده ممكن است حس كند رنگ ها را می‌شنود و یا صداها را می‌بیند. به این حالت حس آمیزی (Synesthesia) می‌گویند. در بسیاری افراد، این تغییرات حواس باعث ایجاد ترس و وحشت می‌شوند.
اگر مصرف LSD یك "سفر خوب" باشد مصرف كننده احساس سرخوشی و پرواز می‌كند و اگر یك "سفر بد" باشد، مصرف كننده دچار حس بدی می‌شود. معمولاً اثرات مصرف LSD پس از 12 ساعت رو به تحلیل می‌رود. تأثیرات فیزیكی اولیه انگشت شمارند و شامل سرگیجه، بی حسی، خستگی، ضعف عضلات و لرزش، رفلكس های سریع، افزایش فشار خون، ضربان قلب و دمای بدن، آسیب دیدن مهارت های حركتی (اختلال تعادل)، تهوع و تشنج می‌شوند. مهم ترین علایم فیزیكی آن قهقهه های ناگهانی است. این قهقهه ها ممكن است در برابر اتفاقاتی كه معمولاً خنده دار نیستند؛ پیش بیاید و اغلب هم قابل كنترل نیستند. تغییرات مهم در قوه درك، فكر و خلق با فاصله زمانی اندكی پس از اثرات فیزیكی ظاهر می‌شوند:



- توهمات دیداری و شنیداری واضح كه مصرف كننده از غیر واقعی بودن آن آگاه است.
- دچار نقصان شدن درك زمان، فواصل و وزن (احساس معلق بودن با تحت فشار بودن) و فاصله بین اشیای محیط. این مسئله به برخی از افراد نوعی احساس یگانگی با محیط (uniqamystica) می‌بخشد؛ در حالی كه برخی دیگر را دچار وحشت می‌كند.
- درآمیختگی احساسات كه اغلب به صورت شنیدن رنگ ها و دیدن صداها توصیف می‌شود.
- كاهش كنترل بر روی روند افكار كه باعث تركیب خاطرات با واقعیت می‌شود یا به چیزهای كم اهمیت معناهای بزرگی می‌بخشد.
- احساس پیشرفت و موفقیت در موضوع های واقعی شایع است. جدا كردن یك موضوع از دیگری و خود از دیگران مشكل می‌شود و زوال شخصیت پیشرفت می‌كند.
- LSD به سرعت از طریق دستگاه گوارش جذب می‌شود و به همه بافت ها از جمله مغز می‌رسد.
پس به طور كلی تأثیرات ادراكی آن، تغییرات حواس به خصوص بینایی و شنوایی بوده و تأثیرات روانی هم شامل تغییر خلق، احساسات خیال گونه، تغییر در تشخیص زمان و زوال شخصیت می‌شود.
با مصرف LSD ابتدا تأثیرات جسمی‌و سپس تغییرات بینایی و تقویت صداها ایجاد شده و اجسام به شكل دیگری دیده می‌شوند. در میان این تأثیرات توهم ها نادر بوده ولی تصورات خیال گونه وقتی كه چشم ها بسته هستند تقویت می‌شوند.



اثرات جانبی مصرف LSD

اثرات جانبی مصرف LSD عبارتند از : گشادی مردمك چشم ها، بالا رفتن دمای بدن، افزایش فشار خون و ضربان قلب، عرق كردن، كم اشتهایی، بی خوابی، خشكی دهان و لرزش.
تجربه های نا خوشایندی كه اغلب مصرف كنندگان LSD آنها را تجربه می‌كنند جدی بوده و عبارت اند از : احساسات و افكار وحشت انگیز، ترس از دست دادن كنترل خود، ترس از دیوانگی و مرگ، ناامیدی.
بازگشت ها یك ناهنجاری عادی مصرف LSD است كه هنگام عدم مصرف شخص مصرف كننده پدید می‌آیند. بازگشت ها ممكن است ناگهانی و اغلب بدون هیچ پیش درآمدی باشند و ممكن است چند روز یا حتی چند سال پس از مصرف به وجود بیاید. بازگشت ها تصاویری خیالی هستند كه از رنگ های بی شكل تا توهمات وحشت انگیز را در بر می‌گیرند. اگر در مصرف LSD زیاده روی شود، باعث بروز سایكوز درازمدت مانند اسكیزوفرنی شده و گاهی تولید افسردگی شدید هم می‌كند.

نكاتی دیگر درباره LSD
برخی گمان می‌كنند LSD به ان دلیل كه مانند دیگر مواد (مثل كوكایین، آمفتامین، هرویین، الكل و نیكوتین) در ابتدا ایجاد وسوسه مصرف خیلی زیادی نمی‌كند، یك ماده اعتیاد آور نیست و مصرف كننده ها بیشتر اوقات می‌توانند هر موقع كه بخواهند مصرف خود را كم یا قطع كنند؛ در حالیكه LSD نیز مانند دیگر مواد اعتیاد آور به مرور ایجاد تحمل كرده و وسوسه مصرف نیز ایجاد می‌كند و در نتیجه مصرف كننده ها مجبورند میزان مصرف خود را افزایش دهند تا به حالت خلسه ای كه قبلاً تجربه كرده اند، دست یابند. برای بعضی مصرف كننده ها، LSD عواقب خطرناك‌تری نیز می‌تواند در پی داشته باشد.
افزایش تحمل در مصرف LSD، و اثرات جانبی حاصل از مصرف آن، دلایل خوبی هستند كه باید از آنها پرهیز نمود.
سمیت مرگ آور LSD خیلی كم است؛ به طوری كه مقدار مرگ آور آن برای انسان احتمالاً 200 تا 300 برابر دوز موثر 30 تا 100 mcg (1993 Goble). گزارش های مرگ در اثر مصرف بیش از حد بسیار نادر است. تعدادی گزارش از افرادی وجود دارد كه مقدار بسیار زیادی LSD (مثلاً mg 40.000) مصرف كرده اند و زنده مانده‌اند.



ممكن است از 12 تا 24 ساعت بعد از Trip، كمی‌دمغی و خستگی احساس شود و تا از بین رفتن این بی حوصلگی، هوس فوری ایجاد نمی‌شود. معمولاً یك Trip فرد را تا مدتی سیر و اشباع می‌كند. عملكرد شغلی و اجتماعی فرد نیز با مصرف LSD افت پیدا خواهد كرد. خاطرات وقایع افتاده در طول مدت Trip كاملاً روشن است.

منبع : www.congress60.org


مصرف الكل و مواد مخدر علاوه بر تخریب روانی، اثرهای مخرب زیادی بر سلامتی انسان می‌گذارد و موجب تحلیل رفتن ماهیچه‌ها ، التهاب ، افزایش رسوب چربی و فشار خون می‌شود.

الكل و مواد مخدر اثرات بدی بر اندام‌های مختلف بدن و سلامت فرد می‌گذارد كه در گفت و گویی با خانم كوثرخانبابایی از كارشناسان موسسه تغذیه ، سلامت و توسعه در گفت وگو با خبرنگار گروه علمی آثار مخرب این مواد بر هر یك از اعضای بدن را تشریح كرد.

توصیه این كارشناس تغذیه برای انجام اقداماتی جهت بهبود عوارض ناشی از استفاده از مواد مخدر در قسمت‌های مختلف بدن و بازگرداندن سلامت به فرد مصرف‌كننده به این شرح است:
پوست و مو:
مواد مخدر باعث تخلیه بدن از مواد مغذی می‌شوند كه برای سلامت و زیبایی پوست و مو مورد نیازند.

توصیه‌های عمومی برای مقابله با آن :مصرف غذاهای غنی از مواد مغذی ، به خصوص غذاهای غنی از ویتامین‌های ‪ ,A , C‬پروتئین و روی.

قلب و عروق :
به علت دریافت ضعیف پروتئین در افرادی كه الكل و مواد مخدر مصرف می‌كنند ، ماهیچه‌ها تحلیل می‌روند و به موازات التهاب، افزایش رسوب چربی و فشارخون نیز اتفاق می‌افتد.

كارشناسان تغذیه در این خصوص ، رژیم كم چرب با پروتئین كافی و ورزش منظم را توصیه می‌كنند.

كبد:
ذخیره ی اندك ویتامین‌ها و مینرال‌ها در افرادی كه الكل و مواد مخدر مصرف می‌كنند موجب ممانعت كبد متورم از تولید صفرا و فیلتراسیون و همچنین كاهش اشتها در این افراد می‌شود .

توصیه : رژیم غذایی پركالری و غذاهای با دانسیته ی بالای مواد مغذی، و مصرف مواد غذایی پرپروتئین با چربی متوسط به همراه مصرف مكمل‌های ویتامین و مینرال .

لوزالمعده (پانكراس):
تحریك پانكراس در جریان اعتیاد كه به تورم این عضو منجر می‌شود، ممكن است باعث مسدود شدن مسیر ورود آنزیم‌ها به روده شود كه این مساله موجب اختلال در هضم مواد غذایی و بیماری دیابت می‌شود.

توصیه : مصرف مكرر وعده‌های غذایی كوچك مغذی.

كلیه ها:
التهاب، عفونتهای مكرر و افزایش دفع آب باعث افزایش اتلاف مواد مغذی می شود.

توصیه : غذاهای غنی از مواد مغذی، غذاهای غنی از پتاسیم و مصرف محدود كافئین.

سیستم عصبی مركزی و هیپوتالاموس:
الكل و مواد مخدر باعث تحریك كردن، آرام كردن و به خشم آوردن سیستم عصبی شده و بر حافظه و تفكر فرد نیزتاثیر می‌گذارند.

الكل همچنین سلولهای غیر قابل ترمیم مغزی را از بین می‌برد و در اثر مصرف این مواد، مركز كنترل اشتها پیام‌های مغشوشی را به منظور ایجاد احساس سیری ، گرسنگی و تشنگی ارسال می‌كند.

توصیه: استراحت، مصرف غذاهای غنی از مواد مغذی شامل غذاهای غنی از تریپتوفان و تیروزین، فعالیت بدنی، مصرف مكمل‌های مولتی ویتامین مینرال و ‪ B‬كمپلكس.

غشاء مخاطی :
مواد مخدر غشاء‌های مخاطی نظیر غشاء مری، معده و ركتوم را تحریك می‌كنند.

توصیه : تغذیه متعادل می‌تواند به بازسازی این بافت‌ها كمك كند.مغذی غنی از ویتامین A (سبزیجات نارنجی رنگ)، ویتامین ‪ C‬و دریافت محدود كافئین.

معده:
مواد مخدر و الكل معده را تحریك كرده، خطرایجاد زخم‌ها را بالا برده و باعث آزردگی معده می‌شوند.

توصیه : افزایش تعداد دفعات مصرف غذا و محدود كردن مصرف كافئین روده:
كاهش یا افزایش سرعت زمان عبور مواد؟ افزایش خطر سوء جذب مواد یا خطرایجاد انواع خاصی از سرطان ها.

توصیه : دریافت بیشتر فیبر، آب، ورزش و محدود كردن كافئین.

ركتوم:
دفع ضعیف یا اسهال، ممكن است به هموروئید(بواسیر) منجر شود.

توصیه : مصرف غذاهای پرفیبر، روتین(یك مینرال)، مصرف آب و داشتن فعالیت بدنی.

شاخص‌های خونی :
سطح بسیاری از مواد مغذی به واسطه ی مواد مخدر و الكل تحت تاثیر قرار می گیرد.

توصیه : برای این كه تست خون نتیجه دقیقی به دست دهد توصیه می‌شود كه ‪۶‬ تا ‪ ۱۲‬هفته بعد از ترك انجام شود.

در مورد كلسترول، اگر اندازه‌گیری به دقت انجام نشود ممكن است نتیجه نرمال به نظر برسد در حالی كه واقعا این طور نیست.

نقش رژیم و تغذیه در بهبود افرادی كه به الكل و مواد مخدر و داروها اعتیاد دارند:
این كارشناس تغذیه می‌گوید همه افرادی كه به دفعات الكل و دارو مصرف می كنند، دچار سوء تغذیه می‌شوند.

درك اهمیت نقش تغذیه به بهبود این افراد كمك شایانی می‌كند.دانستن این كه فقط چربی‌ها به ازای هر گرم، كالری بیشتری نسبت به الكل تولید می‌كنند، تعجب آور است.

با نوشیدن الكل ، فرد معتاد احساس سیری كرده و مقدار غذای دریافتی‌اش به شدت كاهش می‌یابد بنابراین، این رژیم صرفا كالری مورد نیاز این افراد را تامین می‌كند و از نظر مواد مغذی مورد نیاز، به شدت فقیر است و باعث ایجاد سوء تغذیه می‌شوند.

معتادان به داروها نیز اثرات مشابهی را تجربه می‌كنند. الكل و داروها از جذب و شكسته شدن مناسب مواد مغذی و دفع بهینه ی سموم بدن جلوگیری كرده و در نتیجه باعث ایجاد مشكلات بسیاری برای سلامتی فرد معتاد می‌شوند.

بازگرداندن سلامتی جسمی و روحی فرد معتاد :
این كارشناس تغذیه می‌گوید ماهیت بهبودی، تغییر رفتارها وعادات منفی به رفتارها و عادات مثبت است. تغذیه ی مناسب، استراحت و ورزش مناسب، همگی، نقش مهمی را در ایجاد موفقیت آمیز این تغییرات بازی می‌كنند. آموختن چگونگی انتخاب غذاهای سالم در رسیدن فرد به یك شیوه ی زندگی سالم بسیار اهمیت دارد.

به دلیل مسامحه ی معتادان در رژیم غذایی شان، این افراد اختلالات گوارشی مثل اسهال، یبوست و ناتوانی در هضم مناسب غذا را تجربه می‌كنند كه در كنار همه ی این موارد بی‌اشتهایی هم وجود دارد.

در نتیجه این افراد برای بازسازی بافتها و اندام‌های صدمه دیده و بازیافتن عملكرد مناسب سیستمهای مختلف بدن مثل سیستم عصبی و گوارشی ، به غذاهایی نیاز دارند كه از نظر مواد مغذی غنی باشند.

تغذیه بر روی میل این افراد به داروها و الكل هم تاثیر می‌گذارد :
معتادانی كه تازه اعتیاد خود را ترك كرده اند، با میل شدید به داروها و الكل درگیرند. تحقیقات نشان داده است رژیمی كه شامل انواع مناسبی از غذاهای پرپروتئین و پر كربوهیدرات باشد می‌تواند تغییر بسیار بزرگی در هوس شدید این افراد به این مواد ایجاد كند.

این كارشناس تغذیه می‌گوید غذاها بر رفتار تاثیر می‌گذارند. به موازات اسیدهای آمینه، كمبود مواد مغذی دیگری مثل اسید فولیك و دیگر ویتامین‌های گروه ‪ B‬هم تاثیرات شدید و مهمی دارند. شكر و كافئین می‌توانند در ایجاد تغییرات رفتاری فرد دخیل باشند، بنابراین دریافت شكر و كافئین در مراحل اولیه ی ترك، باید محدود شود.

مصرف الكل و داروها از پردازش صحیح دو اسید آمینه ی مهم، تیروزین و تریپتوفان جلوگیری می‌كند.

این دو اسید آمینه مسئول تولید نروترنسمیترهای نوراپی نفرین، دوپامین و سرتونین هستند كه در تعادل رفتاری، روانی و احساس سرخوشی فرد ضروری هستند . كاهش سطح این ناقلان عصبی، اثرات منفی بسیاری بر وضعیت روانی و خلق و خوی فرد دارد.

تیروزین پیش ماده ی پیامبرهای عصبی نوراپی نفرین و دوپامین است - پیامبرهای شیمیایی كه باعث تیز فهمی و هوشیاری روانی می‌شوند. این آمینواسید جزء اسیدهای آمینه غیرضروری است كه در غذاهای پرپروتئینی مثل گوشت، مرغ ، غذاهای دریایی و توفو یافت می‌شود.

تریپتوفان جزء لاینفك تولید سروتونین است كه اثر آرامش بخش داشته و وجود آن برای داشتن خواب مناسب اهمیت دارد. تریپتوفان در غذاهایی مثل موز، شیر ، دانه آفتابگردان و همچنین گوشت بوقلمون یافت می‌شود.

منافع ورزش در دوران بهبود :
ورزش همانند تغذیه، اهمیت بسیاری در بهبودی دارد كه باید در حد اعتدال انجام شود. به منظور عملكرد بهتربرنامه ورزشی، ورزش باید سازگار با وضعیت بدنی و به صورت مداوم انجام شود بنابراین حداقل چهاربار درهفته و هر بار یك ساعت را به ورزش اختصاص دهید.

ورزش:
- میزان متابولیسم افزایش یافته و بنابراین كالری‌ها حتی به هنگام خواب هم به نحو موثرتری می‌سوزند.

- ذخایر چربی بدن را سوخته و بافتهای ماهیچه‌ای بیشتری ساخته می‌شود.

سلولهای ماهیچه‌ای از نظر متابولیكی فعالند و كالری می‌سوزانند در حالی كه سلولهای چربی از این نظر خنثی هستند.

- افزایش اسیدهای چرب آزاد كه بدن را قادر می‌سازد كه چربی‌های رژیم غذایی را بهتر به مصرف برساند.

- كاهش كلسترول تام سرم و افزایش لیپوپروتئین با دانسیته ی بالا(‪) (HDL‬ چربی خوبی است كه با كاهش خطر بیماری‌های قلبی در ارتباط است)
- كاهش فشارخون
- افزایش سطح مواد شیمیایی مغزی مثل آندورفین كه باعث بهبود وضعیت روانی فرد می‌شود؟ بنابراین فرد با ورزش هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی تقویت می‌شود.

ورزش‌های ایروبیك (هوازی) باعث می‌شوند كه بدن مقدار اكسیژن بیشتری (و به تبع كالری بیشتری) مصرف كرده و به واسطه ی یك تحرك یكنواخت و ثابت، عملكرد قلب و سرعت ضربان آن افزایش یابد.



درگفت‌وگوباایسناعنوان شد: معتادان تازه‌کار به طور بی‌سابقه مهربان‌ می‌شوند
رختخواب معتادان مثل بستر بیمارستان شبانه‌روز پهن ‌است!


علایم اولیه جسمی و روحی ابتلا به اعتیاد افراد تشریح شد.

دکتر محمد رضوانی ـ سرپرست جمعیت سلامت معتادان ـ در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در تشریح علایم اولیه ابتلا به اعتیاد در افراد، گفت: گود رفتن چشم‌ها، تغییر در اندازه مردمک چشم، خشکی شدید دهان و در نتیجه نوشیدن زیاد چای، دچار شدن به یبوست حاد و مزمن و میل بیش از حد به خوردن میوه از علایم اولیه ظاهری ابتلا به اعتیاد است.

وی خواب‌آلودگی بسیار زیاد آن گونه که رختخواب فرد تبدیل به بستر بیمارستانی شده و به طور شبانه‌روز پهن است(!)، دچار شدن به فراموشی آنی به طوری که فرد معتاد یک حرف را چندین بار و مکررا تکرار می‌کند بدون این که خود متوجه باشد، ظاهر شدن پی در پی جلوی آینه برای اطمینان از مرتب بودن وضع ظاهری و تابلو نبودن چهره که شستن مکرر دست و صورت در طول شبانه روز و اصلاح زود به زود صورت نیز از همین حساسیت ناشی می‌شود و همچنین خوش رفتاری بی‌علت و بی‌سابقه با اعضای خانواده‌ و کاهش ایرادگیری از افراد خانواده‌ و گذشت از خطاهای آن‌ها را نیز از دیگر علایم اولیه اعتیاد برشمرد.

این متخصص با بیان این که افراد معتاد در اوقات کاملا نامناسب تمایل به خروج از خانه دارند و همچنین نسبت به حضور در جمع‌های خانوادگی و برخورد مستقیم با افراد خانواده‌ علاقه نشان نمی‌دهند، خاطرنشان کرد: مصرف شدید سیگار در افراد یا افزایش مشاهده ته و خاکستر سیگار در محیط خانه اعم از روی مبلمان، درون کاسه توالت، سطل آشغال و یا حتی در آشپزخانه از جمله در بشقاب‌ها از دیگر علایمی است که در مورد ابتلا به اعتیاد افراد باید مورد توجه قرار گیرد.

وی همچنین با یادآوری این که در صورت تشخیص به موقع علایم اولیه اعتیاد، می‌توان از آغاز جدی اعتیاد افراد به خوبی پیشگیری کرد، بر لزوم افزایش آگاهی خانواده‌ها نسبت به علایم اولیه اعتیاد تاکید کرد.


 
آسیب‌ها- لیلا خاكسار:
حدود5 سال گذشته، فرهنگ‌سازی در زمینه سلب حكم مجرمیت از معتادان و معرفی اعتیاد به‌عنوان یك بیماری در جامعه آغاز شد.

 با گسترش این تفكر، به تدریج این باور در ذهن مردم جای گرفت كه می‌توان اعتیاد را همچون سایر بیماری‌های جسمی با مراجعه به مراكز درمانی و قرار گرفتن تحت درمان‌هایی چون سم‌زدایی سریع و فوق سریع، تعویض خون، درمان‌های نگهدارنده با متادون و بوپرونرفین و همچنین با انجام درمان‌های بدون دارو در دوره‌های 21 روزه از طریق مراجعه به كمپ‌های ترك اعتیاد معتاد را معالجه و به آغوش جامعه بازگرداند.

 نكته حائز اهمیت این است كه اگر چه اعتیاد را می‌توان یك بیماری تلقی كرد، اما به گفته مدیركل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد‌مخدر باید آن را همچون بیماری قند یا فشار خون دانست كه حفظ سلامت فرد تنها منوط به مراقبت و كنترل دائمی وضعیت بیماری در طول عمر است و نمی‌توان تنها با انجام روش‌های درمانی كوتاه مدت به بهبود كامل بیماری اطمینان پیدا كرد.

 بر اساس گفته دبیركل ستاد مبارزه با مواد‌مخدر كه 90 درصد درمان‌شدگان اعتیاد، دوباره به چرخه اعتیاد باز می‌گردند، این پرسش مطرح می‌شود كه چه عامل یا روشی پاك شدن كامل فرد از سموم مواد‌مخدر و مهم‌تر از آن، كاهش گرایش به مصرف مجدد این مواد را ضمانت می‌كند؟

 در این میان اگر در جلسات عمومی انجمن معتادان گمنام معروف به NA شركت كنید، خواهید دید كه این افراد حتی پس از گذشت چند سال از ترك اعتیاد همچنان خود را تا پایان عمر یك معتاد معرفی می‌كنند؛ زیرا به اعتقاد آن‌ها و البته به اذعان بسیاری از متخصصان، اعتیاد درمان شدنی نیست؛ بلكه این بیماری را تنها می‌توان با انجام اقدامات تكمیلی درمان به ویژه روان‌درمانی به‌عنوان تنها ضامن كاهش عود اعتیاد، كنترل كرد.

 علاوه بر این طبق اعلام انجمن مبارزه با آسیب‌های رفتاری ایران نیز، انجام اقدامات تكمیلی درمان اعم از مشاوره درمانی، گروه درمانی، كار درمانی، ورزش درمانی، گفتار درمانی، ایمان درمانی و در نهایت خانواده درمانی علاوه بر دارو درمانی، احتمال 25درصدی عود اعتیاد را به 2 درصد كاهش می‌دهد.

 مراكز درمانی به روانشناسان مجرب تجهیز شوند

از سوی دیگر دكتر سعید صفاتیان - مدیركل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد‌مخدر - با اشاره به این كه روان‌درمانی اعتیاد یكی از مهم‌ترین روش‌های مكمل درمان این بیماری است، خاطرنشان كرد: متأسفانه از ارائه خدمات مشاوره و روان درمانی مستمر اعتیاد به معتادان پس از ترك، تاكنون در جامعه غفلت شده و هنوز این امر مهم به‌عنوان یكی از ضمانت‌های اصلی برای كنترل اعتیاد پس از ترك معرفی نشده است.

 وی با هشدار نسبت به این كه كنترل اعتیاد بدون انجام روان درمانی احتمال عود مجدد اعتیاد را به شدت افزایش می‌دهد، یادآور شد: اعتیاد را باید بیش از آن كه یك بیماری جسمی دانست، یك بیماری روانی تلقی كرد، زیرا اگر چه پس از ترك، سموم مواد‌مخدر تا حدی از بدن فرد خارج می‌شود، اما اعتیاد روانی به این مواد همچنان در فرد باقی است كه كنترل نكردن این اعتیاد روانی گرایش به مصرف دوباره مواد‌مخدر را افزایش می‌دهد.

مدیركل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد‌مخدر با تأكید بر این كه همه مراكز MMT یا مركز درمان نگهدارنده اعتیاد با متادون، باید به روانشناسان مجرب برای روان‌درمانی معتادان پس از ترك مجهز باشند، گفت: با توجه به این كه روش‌های درمان دارویی و غیردارویی اعتیاد یعنی روان‌درمانی، مكمل یكدیگر هستند، ضروری است، بر ارائه مشاوره‌های روان درمانی به معتادان مراجعه‌كننده به مراكز درمانی اعتیاد بیش از پیش توجه و نظارت شود.

وی همچنین با اشاره به این كه در حال حاضر هیچ مركز روان درمانی خاص و مستقل برای اعتیاد وجود ندارد، اظهار كرد: آغاز به كار چنین مراكزی به كنترل هر چه بهتر اعتیاد از سوی معتادان كمك می‌كند.

 صفاتیان همچنین به برگزاری جلسات «12 قدم» كه به ریشه‌یابی مشكل اعتیاد در معتادان اختصاص دارد و نیز جلسه‌هایی تحت عنوان جلسات خودگردان مشاركت معتادان تولد دوباره و معتادان گمنام، اشاره كرد و افزود: شركت در این جلسات پس از گذراندن دوره‌های ابتدایی ترك به كنترل اعتیاد و كاهش گرایش به مصرف مجدد مواد‌مخدر كمك می‌كند.

مخدرهای جدید و خطرناك

 از هر 10 كیلو تریاك به طور متوسط یك كیلوگرم مرفین بدست می آید و طی عمل استیلازیسیون از هر كیلو مرفین حدود 930 تا 950 گرم هروئین بدست می آید.

 براساس تقسیم بندی پلیس بین‌الملل، هروئین به 4 دسته تقسیم می شود كه نوع اول آن همان مرفین قبل از عمل استیلازیسیون و نوع دوم نیز معروف به هروئین خاكستری یا هروئین خیابانی با درصد خلوص بین 3 تا 7 است. هروئین نوع سوم كه به هروئین آزمایشگاهی معروف است با درصد خلوص 60 تا 70 درصد كه این روزها اصطلاحا به آن كراك گفته می شود.

 به گفته كارشناسان موادمخدر، در این نوع هروئین (كراك) علاوه بر به‌كارگیری اسیداندریداستیك معمولاً از مواد تركیبی دیگری نیز استفاده می‌شود كه قدرت تخدیری آن را به شدت افزایش می دهد و فرد را شدیداً وابسته می كند.در اثر تزریق كراك، قسمت های بدن مصرف كنندگان كه مورد تزریق قرار گرفته اند دچار التهابات و گاهاً ایجاد حفره هایی در عروق می شود.

 در ادامه باید به ماده مخدر دیگری به نام «تمجیزك یا نورجیزك» اشاره كرد و توضیح داد كه این ماده مخدر توسط كشور پاكستان به عنوان داروی ترك اعتیاد تولید و به كشورهای جهان قاچاق شد.

 این آمپول ها از ریشه تبائین بدست آمده و حاوی ماده ای به نام بوپره نورسین است كه 33 برابر از مرفین قوی تر و علاوه برآن دارای ناخالصی هایی از قبیل كرتن و هیدروكرتیزون است.

مصرف این نوع آمپولها نیز منجر به متلاشی شدن بافت های درونی بدن می‌شود و به دلیل ناخالصی های موجود در آن، بافت بدن افراد مصرف كننده پس از گذشت مدتی براثر متلاشی شدن، كرم خواهد گذاشت.براساس یك تحقیق غیررسمی، مشخص شد تبائین به‌دست آمده برای تولید آمپول های فوق از نمونه ادرار معتادان به‌دست می آید كه همانگونه كه گفته شد دارای ناخالصی‌های زیادی است.

این درحالی است كه نهایتاً با گذشت 6 ماه از مصرف این نوع آمپولها بافت‌های درونی بدن دچار چنان فرسایشی می‌شوند كه هنگام لمس آنها، ممكن است قسمتی از دست لمس كننده در بدن فرد مصرف كننده، فرو رود یا حتی گوشت بدنش كنده شود.

 استفاده از آمپول و داروهای تزریقی در ترك اعتیاد هیچ جایگاهی ندارد، اما سودجویان و قاچاقچیان مواد مخدر چند سالی است كه با ورود و توزیع این مواد در پی كسب سود هستند و با این كار خود جان انسان‌ها و افرادی كه نسبت به خطرات این مواد اطلاع كافی ندارند را به خطر می‌اندازند.

 بیشتر این آمپولها به صورت قاچاق از پاكستان به صورت فله ای و با گالن وارد كشور می شود و در كشور كارگران افغانی این مواد را در شرایط كاملا غیراستریل و زیرپله‌ای در شیشه های آمپول پر می‌كنند و به عنوان داروی ترك اعتیاد در بین معتادان تبلیغ می‌كنند.

 اطلاع رسانی در مورد كراك كه از سوی مطبوعات و صدا و سیما دنبال شد بسیار موفق بود اما ای كاش این اطلاع رسانی2 سال پیش و زودتر شروع می شد تا شاهد این همه مرگ و میر و خسارات ناشی از این ماده تقلبی نبودیم.


 
آسیب‌ها- فخرالسادات كهندانی:
اخیرا نتایج ارزیابی سریع وضعیت اعتیاد در كشور(RSA86) كه توسط یكی از سازمان‌های مردم نهاد و با همكاری ستاد مبارزه با موادمخدر و سازمان بهزیستی صورت گرفته است اعلام شد.

امید می‌رود این قبیل بررسی‌های آماری و تحلیل مقایسه‌ای آنها با آمارهای دیگر به برنامه‌ریزی مؤثر برای افزایش كیفی و كمی برنامه‌های درمانی و نهایتا كاهش آسیب در كشور بینجامد.

در همین زمینه گفت‌وگویی با عباس دیلمی‌زاده جانشین مدیرعامل جمعیت تولد دوباره انجام داده‌ایم تا با تحلیل كارشناسی آمار و اطلاعات سوء مصرف موادمخدر به تصویر روشنی از وضعیت آسیب‌های اجتماعی در كشور دست یابیم.

دیلمی‌زاده در این گفتگو اهمیت بررسی‌های آماری در زمینه اعتیاد را مورد تأكید قرار داده و می‌گوید: امروز لزوم استفاده از منابع آماری در برنامه‌های درمان اعتیاد بیش از گذشته احساس می‌شود. افزایش سطح خدمات در جهت كاهش آسیب‌ و درمان طی سال‌های اخیر، نیازمند برنامه‌ریزی مؤثر در سطح ملی، منطقه‌ای و محلی براساس اطلاعات و آمار روزآمد و دقیق است.

وی در مورد گزارش ارزیابی وضعیت اعتیاد در كشور می‌گوید: گزارش ارائه شده در ارزیابی RSA، اطلاعات قابل توجهی را در اختیار پژوهشگران، برنامه‌ریزان و كارشناسان اعتیاد قرار می‌دهد، همچنین این گزارش علاوه بر ارائه اطلاعاتی در خصوص دامنه اعتیاد، منابع دیگری را برای اقدامات مؤثر در اختیار ما قرار می‌دهد.

به‌طور مثال اگر به وضعیت اقتصادی معتادان بخواهیم اشاره كنیم به 2 نكته قابل توجه در این مورد برمی‌خوریم؛ میانگین درآمد معتادان ماهیانه 360هزارتومان و میانگین مساحت منزل مسكونی آنها 125متر گزارش شده است.

اگر این اطلاعات را در كنار نتایج پژوهش اخیری كه توسط جمعیت تولد دوباره صورت گرفته قرار دهیم،  به تصویر دقیق‌تری دست خواهیم یافت.

براساس یافته‌های پژوهش جمعیت تولد دوباره میانگین درآمد معتادان در حال بهبودی با بیش از یك سال پاكی،  معادل 186 هزارتومان و میانگین مساحت منزل مسكونی آنها 96 متر است، كه لزوم حمایت‌های اجتماعی، ایجاد شغل و سرپناه مناسب برای بهبودیافتگان در برنامه‌ریزی‌های حوزه درمان را مورد تأكید قرار می‌دهد.

در حالی كه حمایت‌های اجتماعی تكمیل‌كننده برنامه‌های درمانی است اما متأسفانه در یافته‌های این 2 پژوهش می‌بینیم كه میانگین درآمد بهبود یافتگان 49درصد كمتر از میانگین درآمد معتادان بوده و حاكی از ضعف ما در برنامه‌ریزی  برای تكمیل درمان با حمایت‌های اجتماعی است.

سهم برنامه‌های درمانی

دیلمی‌زاده با اشاره به آمار سهم درمان سازمان‌ها و برنامه‌های مختلف در این گزارش می‌گوید: براساس گزارش RSA سهم برنامه‌های نگهدارنده با متادون، 2/12 درصد از برنامه‌های درمانی، است و در مقابل بیش از 20درصد از سهم درمان به سازمان‌های مردم نهاد تعلق دارد و این در حالی است كه بخش اعظمی از بودجه‌های سال‌های اخیر به برنامه‌های نگهدارنده اختصاص یافته و در مقابل سازمان‌های مردم نهاد كه بسیاری از برنامه‌های حمایت‌های اجتماعی از جمله ایجاد اشتغال،  خانه‌های میان‌راهی و... توسط آنها به اجرا درمی‌آید، سهمی از بودجه ندارند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت این آمار حاكی از آن است كه توجه به حمایت‌های اجتماعی در برنامه‌ها كمرنگ شده و گویا قرار است برنامه‌های سم‌زدایی و درمان همراه با مداخلات اجتماعی در كشور متوقف شود.

وی تأكید می‌كند نتیجه اختصاص بخش كمی از بودجه‌ها به سازمان‌های مردم نهاد، كاهش میانگین درآمد بهبود یافتگان نسبت به معتادان مصرف‌كننده مواد است و به تعبیری حكایت از آن می‌كند كه مشوق‌های مصرف بیشتر از مشوق‌های بهبودی خواهد بود.

جانشین مدیرعامل جمعیت تولددوباره همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو می‌گوید: برطبق گزارش مؤسسه داریوش تزریق موادمخدر از 12درصد به 18درصد افزایش یافته است.

حال این پرسش مطرح می‌شود كه با وجود صرف هزینه‌های مختلف در برنامه‌های درمان نگهدارنده طی چند سال اخیر و توسعه این برنامه‌ها در فاصله 2 پژوهش RSAبه چه علت درصد تزریق افزایش یافته است؟

او می‌افزاید: گرچه عواملی همچون تغییر ذائقه مصرف باعث شده میزان تزریق افزایشی 6درصدی داشته باشد اما عوامل دیگری نیز در این مسئله دخالت داشته است كه نیازمند پژوهش و همچنین ارزیابی و تجدیدنظر در شیوه‌های اجرایی برنامه‌های كاهش آسیب است.

دیلمی‌زاده در مورد آمار تفكیك جنسی معتادان و وضعیت اسكان آنان می‌گوید: براساس این گزارش در حالی كه 5درصد معتادان كشور را زنان تشكیل می‌دهند، تعداد مراكز اقامتی ویژه بانوان بسیار اندك بوده و نیاز به توسعه ویژه دارد.

او می‌افزاید: در این آمار می‌بینیم كه 5درصد از معتادان كشور كارتن خواب و بی‌خانمان هستند در حالی‌كه تعداد مراكز سرپناه شبانه برای معتادان كمتر از 20مركز با ظرفیت حداكثر 1000نفر است. باتوجه به امكانات و بودجه‌های موجود گمان نمی‌كنم كه امكان ایجاد سرپناه برای تمامی این افراد فراهم باشد.

با این وصف می‌بایست دستگاه‌های دیگر از جمله وزارت كشور ‌و وزارت رفاه جهت حل این مشكل باید به كمك ستاد مبارزه با موادمخدر و سازمان بهزیستی بیایند تا امكان ایجاد سرپناه برای این تعداد معتادان بی‌خانمان فراهم شود.

وی با اشاره به اینكه 10درصد از بهبودیافتگان در كشور بی‌خانمان هستند، می‌گوید: در حالی كه برای درمان و بهبودی این افراد هزینه‌های زیادی صورت گرفته است اما متأسفانه این خدمات به علت نبود سرپناه و حمایت‌های اجتماعی لازم احتمالا متوقف می‌شود.

عضو جمعیت تولد دوباره با اعلام اینكه 30درصد معتادان كشور بنابراین آمار فاقد شغل هستند، تأكید می‌كند: این عده پس از سم‌زدایی و ورود به برنامه‌های بهبودی، نیاز به شغل و كسب درآمد دارند تا هزینه‌های صورت گرفته،  هدر نرود. این در حالی است كه بنابر همین آمار در كشور برنامه مدون و منسجمی جهت ایجاد اشتغال و درآمد بعد از درمان وجود ندارد.

دیلمی‌‌زاده در خصوص آمار توزیع معتادان در سطح كشور به تفكیك استان‌ها می‌گوید: ارزیابی و اطلاعات كافی در خصوص توزیع وضعیت اعتیاد به تفكیك استان‌ها در كشور وجود ندارد، به همین دلیل به‌طور مثال جهت افزایش متوازن جمعیت تحت پوشش درمان و توزیع شبكه‌های درمانی و كاهش آسیب در استان‌ها كار زیادی صورت نگرفته و نتیجه آن توزیع نامتقارن این خدمات در سطح استان‌هاست كه لازم است در برنامه‌ریزی‌های آینده به این موضوع توجه شود.

جانشین مدیرعامل جمعیت تولددوباره در همین زمینه با اشاره به گزارش سند ملی فرابخشی مبارزه با اعتیاد می‌گوید: براساس این گزارش افزایش معتادان تحت پوشش مراكز درمان در سطح استان‌ها از سال 79 تا83 از پراكندگی(واریانس) بالایی برخوردار است به‌طوری كه اگر تغییرات سال 79 تا83 را در سطح استان‌ها مقایسه كنیم انحراف معیار بالایی را مشاهده می‌كنیم، به‌طور مثال استان خوزستان در سال 79 تعداد یك هزار و 724 نفر جمعیت تحت پوشش داشته و در سال 82 این عدد به 5هزار و 208 نفر می‌رسد،  در حالی‌كه طی همین مدت استان فارس جمعیت تحت پوشش را از یك هزار و  548 به 14هزار و 164 نفر افزایش داده است، كه این میزان رشد نزدیك به 900درصد اختلاف در افزایش خدمات بین استان‌ها را نشان می‌دهد.


شنبه 30 آذر 1387

درصد معتادان زن

   نوشته شده توسط: حسین اسماعیلی    نوع مطلب :روانشناسی اعتیاد ،آنچه خانواده‌ها باید بدانند! ،خبر ،

 
آسیب‌ها- همشهری آنلاین:
دبیركل ستاد مبارزه با مواد مخدر از زنان به عنوان قربانیان اعتیاد یاد كرد و گفت كه ‪ ۵/۲‬درصد معتادان و ‪ ۲/۵‬درصد مصرف‌كنندگان مواد دخانی در ایران را زنان تشكیل می‌دهند.

به‌گزارش ایرنا، اسماعیل احمدی‌مقدم شنبه (13بهمن) در همایش "زن و ارتقای امنیت اجتماعی" با اشاره به این آمار مركز ملی مطالعات اعتیاد، گفت: این آمار نسبت به آمار مردان بسیار ناچیز است ، اما با توجه به فرهنگ جامعه ایرانی و قبح استعمال دخانیات یا مواد مخدر از سوی زنان، باعث شده این آمار نگران‌كننده باشد.

فرمانده نیروی انتظامی خاطرنشان كرد: زنان ما تنها به علت مصرف مواد مخدر، قربانی محسوب نمی‌شوند، چرا كه داشتن همسران معتاد و مشكلات ناشی از آن به زنان ما ضربه‌های روحی و اجتماعی فراوانی وارد می‌كند.

وی گفت: به تازگی استفاده از مواد دخانی نوعی تجددگرایی شده است كه پیشتر مورد سرزنش بود.

دبیركل ستادمبارزه با مواد مخدر تصریح كرد: خال‌كوبی كه زمانی در ایران تنها در بین مردان اراذل و اوباش مرسوم بود، امروز به دایره زنان ما نیز كشیده شده است.

وی همچنین گفت: در غرب از حساسیت‌ها و زیبایی‌های زن برای فروش كالاهای تجاری استفاده می‌شود وبرخی احساس می‌كنندمساله مطلوبی‌است، اما این بی‌حرمتی نسبت به زنان است.

 احمدی مقدم  افزود: با كمی تحقیق و بررسی در جوامعی كه مدعی افزایش حقوق زنان هستند، مشاهده می‌كنیم حقوق شغلی آنان نسبت به مردان در درجه بسیار پایین‌تری قرار دارد، حال آنكه جوامع آنها مدعی افزایش حقوق اجتماعی زنان هستند. وی گفت: از نظر اسلام در برخی مسائل جایگاه زنان بسیار بالاتر از مردان است.

فرمانده ناجا با با بیان اینكه امروز سلامتی از چهار بعد روانی ، روحی، اجتماعی و جسمی مورد بررسی قرار می‌گیرد، گفت: اگر فردی در یكی ازابعاد با مشكل روبرو شده باشد، یك فرد سالم محسوب نمی‌شود.

به گفته وی، سلامت اجتماعی از اهم ابعاد سلامت انسانی است كه اولین ركن آن از خانه و با وجود زن آغاز می‌شود.

احمدی مقدم، خانواده سالم را لزوم داشتن جامعه سالم دانست و گفت: پس از خروج زن از خانه، غرب دچار مشكلات متعددی شده است كه از آن جمله می‌توان به افزایش آمار طلاق و كاهش آمار ازدواج اشاره كرد.


 
آسیب‌ها- رئیس اداره دوم همكاری‌های منطقه‌ای دفتر مقابله با جرم و مواد‌مخدر سازمان ملل متحد هشدار داد كه هر لحظه احتمال آن می‌رود میزان قابل‌توجهی هروئین ارزان وارد بازار مصرفی جهان شود و در نتیجه یك فاجعه انسانی مانند توفان سونامی به وجود آید.

جین لاك لماهیو در آیین گشایش دومین نشست كارشناسان مبارزه با مواد‌مخدر ایران، افغانستان و پاكستان در تهران افزود: گزارش‌ها نمایانگر آن است كه میزان تولید خشخاش در افغانستان بیش از میزان تقاضاست و این مسئله بسیار نگران‌كننده است.

وی افزود: هم اكنون بسیاری از مواد تولید شده در افغانستان در این كشور انبار می‌شود.

لماهیو با اشاره به تداوم كشت خشخاش در سال‌جاری در افغانستان به‌عنوان معضلی كه منطقه را با مسائل مختلفی مواجه می‌كند، تاكید كرد: موضوع كشت خشخاش به یك مسئله ملی برای افغانستان و كشورهای همجوار تبدیل شده كه باید برای حل این معضل تدبیری جدی اندیشید.

محمدرضا جهانی نیز در این نشست به انبار شدن مواد‌مخدر تولیدی در افغانستان توسط مافیای جهانی و افزایش شمار آزمایشگاه‌های تبدیل تریاك به هروئین در این كشور  اشاره كرد.

جانشین دبیر كل ستاد مبارزه با مواد‌مخدر، اروپا را با داشتن میانگین ۳ مصرف‌كننده در بین هر یك‌هزار شهروند، دارای رتبه اول در جهان از نظر مصرف هروئین برشمرد و خطاب به كارشناسان مبارزه با مواد‌مخدر كشورهای همسایه و نماینده سازمان ملل در ایران، تاكید كرد: برنامه كشورهای غربی در زمینه كاهش تقاضا و كنترل بازارهای مواد‌مخدر جدی نیست.

رئیس پلیس مواد‌مخدر پاكستان نیز گفت: برای مقابله جدی‌تر با ترانزیت مواد‌مخدر از افغانستان، باید سطح همكاری‌های منطقه‌ای بین ۳ كشور ایران، افغانستان، پاكستان و همچنین ساز ماهان‌های بین‌المللی بیشتر شود.

سرلشكر خالد جعفری اظهار داشت: پاكستان نیز به مانند ایران قربانی قاچاق مواد‌مخدر است و تحت فشارهای زیادی در این زمینه قرار دارد.

وی افزود: ظرفیت‌های بالایی برای مبارزه با مواد‌مخدر بین 3كشور ایران، افغانستان و پاكستان وجود دارد كه باید از آنها بهره برد.

وی افزود: اگر تعداد جلسات و تعاملات متعدد نباشد و پیگیری در زمینه همكاری‌های چند جانبه‌صورت نگیرد، نمی‌توان در راه مبارزه با مواد‌مخدر و قاچاقچیان آن چندان موفق بود.

جعفری پیشنهاد كرد كه ۳ كشور برای جلوگیری از ورود مواد پیش ساز به افغانستان یك راهبرد واحد را دنبال كنند. این نشست با حضور وزیران كشورهای ایران، افغانستان و پاكستان ادامه می‌یابد.


شنبه 30 آذر 1387

خروج از بن‌بست

   نوشته شده توسط: حسین اسماعیلی    نوع مطلب :روانشناسی اعتیاد ،آنچه خانواده‌ها باید بدانند! ،

 
آسیب‌ها- فخرالسادات كهندانی:
در خصوص موادمخدر جدید یا مواد مخلوط به علت اینكه مواد شكل متفاوتی در وابستگی ایجاد می‌كنند، متاسفانه حتی متخصصین و درمانگران نسبت به علائم آن آگاه نیستند!و بعضا در تشخیص دچار مشكل می‌شوند

 و این گروه از معتادان به شكل زیرزمینی مصرف می‌كنند و در حال گسترش هستند و اگر دیر تشخیص داده می‌شود دیر درمان می‌شوند.

اشاره:
همیشه تصور می‌كنیم این مشكل ما نیست. گاهی فكر می‌كنیم این مشكل ما را درگیر نمی‌كند، شاید اصلا به نظرمان نیاید كه یك اتفاقی رخ داده كه ما را همین روز به خود مشغول می‌كند. تیم اعتیاد راه‌ها و رویكردهای جدیدی را با نام‌های جذاب و فریبنده در پیش گرفته است كه بازارها و مشتریان جدیدی را دست و پا كند كه ارمغان آن درگیر كردن نسلی از جامعه ماست. اگر ارزیابی صحیحی از این شیوه‌ها جدید اعتیاد صورت نگیرد نمی‌توانیم تا چند سال آینده با آن مقابله كنیم.

دكتر رابرت فرنام روان‌پزشك كه سالهاست در امر درمان اعتیاد، به  تحقیق و مطالعه مشغول است در گفت‌وگویی، ضمن طرح نكات جدید از آثار و پیامدهای موادمخدر جدید، طرز تلقی و نگرش سنتی و جامعه و خانواده برای مقابله با این مخدرات جدید می‌پردازد مشروح این گفت‌وگو را در ادامه با هم می‌خوانیم.

  • به نظر می‌رسد گروه مخاطبان موادمخدر كه عمدتا جوانان هستند به سمت استعمال موادمخدر جدید می‌روند شما این موضوع را تایید می‌كنید؟

ارزیابی‌هایی كه در كشور در حال انجام است نشان داده موادمخدری كه ما به آن موادمخدر جدید می‌گوییم، هر روز با اسامی جدید درصد بیشتری از مراجعه‌كنندگان به كلینیك و یا مراجعه‌كنندگان به مراكز درمان و بازتوانی معتادان را به خود اختصاص می‌دهند. این ارزیابی‌ها نشان داده كه هم در سطح ملی و هم در سطح استانی، ما این افزایش درصد را داریم، منظورم از افزایش درصد این است كه اگر قبلا در چند سال گذشته از هر1000نفر یك نفر به سمت موادمخدر می‌رفت این درصد روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

  • موادمخدر جدید شامل چه‌گونه‌هایی است و الگوی مصرف آن در بین جوانان به چه سمت‌و‌سویی گرایش پیدا كرده است.

ما سه گروه موادمخدر تحت عنوان موادمخدر جدید در كشورمان را می‌شناسیم كه مصرف آن روبه‌افزایش و گسترش است.

اول، موادمخدر قدیم كه در كشور ما اسامی جدیدی به آن اختصاص داده شده است مثلا اشگ، كه همان هروئین است. بعضی از موادمخدر جدید كه شامل تركیباتی از موادمخدر قدیمی هستند مثل آمپول نورجیزك كه مخلوطی از استروئیدها و هروئین كه یك نوع ماده مخدر مخلوط است و شخص به حساب اینكه یك ماده مخدر مصرف می‌كند، به دو یا چند ماده مخدر همزمان وابسته می‌شود و این خیلی نگران‌كننده‌ است. و دوم، موادمخدری هستند كه قبلا در كشور ما وجود نداشتند، مثل شیشه و تركیبات محرك، آمفتامین‌ها.

خیلی مهم است كه بپذیریم 3گروه موادی كه جزو مخدرات جدید هستند اعم از موادمخدر قدیمی و یا تركیبات مواد جدید، به علل‌ مختلف در جامعه گسترش می‌یابند. مثلا موادمخدری مثل اشگ شاید تاثیرش تفاوت چندانی با هروئین نداشته باشد، اما به خاطر اسم متفاوتی كه دارد، آن گروهی كه ترسی از هروئین داشتند  وجهه‌ای نامناسبی از یك فرد هروئینی، را در سال‌های دهه50 و60 در كشور ما به وجود آمده بودند، این اسم متفاوت باعث شده كه به سمت‌اش بروند بدون ترس از اینكه فكر كنند دارند تبدیل به یك هروئینی می‌شوند.

  • این تنوع و تعداد موادمخدر جدید چه هدفی را تعقیب می‌كند؟

با توجه به اینكه اسامی جدیدی به موادمخدر داده شده، شرایطی را فراهم آورده كه قاچاقچیان و فروشندگان بتوانند در رابطه با نقش درمانی موادمخدر جدید مطرح كنند. برای مثال در كشور ما به ندرت كسی پیدا می‌شود كه بپذیرد هروئین اعتیادآور نیست یا اینكه هروئین را به عنوان درمان تریاك یا شیره بپذیرد. اما قاچاقچیان با معرفی كردن موادمخدر جدید و یا تاثیرات آن، توانستند این دیدگاه را مطرح كنند كه این موادمخدر می‌توانند نقش درمانی داشته باشند و یا اصلا این مواد اعتیادآور نخواهند بود. یا به عبارت‌ ساده‌تری می‌گویند، این مواد خماری ندارد.

  • روند برنامه‌های پیشگیرانه در زمینه استفاده از مواد جدید در بین جوان را چگونه ارزیابی می‌كنید.

نگرانی كه اكنون مطرح می‌شود این است كه ما در واقع یك برنامه پیشگیرانه اساسی نداریم. برخلاف برخوردی كه ما در دهه‌های قبل از 80 با هروئین داشتیم، امروز مشكل ما در زمینه آگاه‌سازی خانواده‌ها و نوجوانان نسبت به آثار این مخدرات كه با اسامی جدید خودشان را به آنان می‌شناسانند.

می‌توان گفت یكی از استراتژی‌های زیركانه‌ای كه توسط قاچاقچیان به كار گرفته شده این است كه با آوردن موادمخدر جدید به طور مداوم برنامه‌های پیشگیرانه را دچار چالش كرده‌اند نكته‌ای كه بسیار برای ما مهم است، علاوه بر اینكه اسامی عوض شدند، غالبا مواد جدید از مواد قدیمی قوی‌ترند.

یعنی مواد جدید یا مقدار منجر به وابستگی سریع‌تری از نظر جسمی و روانی می‌شوند، مخصوصا در دو گروه اول كه اسامی آن عوض شده، و موادی كه مخلوط شده‌اند، ما شاهد تخریب سریع و وابستگی سریع‌تر خواهیم بود. واقعیت این است كه به خاطر وابستگی‌ و تخریب زیادی كه در این مواد وجود دارد، تعداد افرادی كه به انتهای نقطه مصرف (عجز از مواد) می‌رسند، و یا به اصطلاح جزو معتادان سخت محسوب می‌شود و درمان‌شان سال‌ها طول می‌كشد و عوارضی روانی و اجتماعی و جسمی شدیدتری را ایجاد می‌كنند، روبه افزایش است.

این افزایش تعداد معتادان موجب می‌شود كه هر روز ما با هزینه‌های درمان زیادی مواجه شویم و از طریق هزینه‌های پیشگیری هم متاسفانه به تبع كاهش پیدا می‌كنند كه این همان چالشی است كه اگر از آن نام بردم گروه سوم، محرك‌هایی از آمفتامین‌ها هستند كه از تركیبات اكستازی(X) شیشه و... كه با اسامی مختلف وارد بازار شده‌اند، نگرانی عمده‌ای متوجه گروه هدف این قبیل موادمخدر است.

  • پرسش این است كه در مورد پیشگیری و روش‌های آن ما می‌دانیم یا نمی‌دانیم! اگر می‌دانیم چرا حركت درمان از سوی متخصصین، درمانگران، كارشناسان اهل فن ضعیف عمل می‌كند، اگر نمی‌دانیم چرا صادقانه به ندانستن خود معترف نیستیم و دانش خود را با مقتضیات به روز همسان نمی‌كنیم؟

در خصوص موادمخدر جدید یا مواد مخلوط به علت اینكه این مواد شكل متفاوتی در وابستگی ایجاد می‌كنند، متاسفانه حتی متخصصین و درمانگران، با درصد بیشتری نسبت به علائم آن آگاه نیستند و بعضا در تشخیص دچار مشكل می‌شوند از این ‌رو، این گروه از معتادان به شكل زیرزمینی مصرف می‌كنند و در حال گسترش هستند و دیر تشخیص داده شده و دیر درمان می‌شوند. اتفاق بسیار نگران‌كننده‌ای كه رخ داده این است كه روش‌های مداخله، كه به دلیل اینكه علائم موادمخدر جدید متفاوتند درمانگرها هم ناتوان هستنند.
توصیه‌های درمانی كه به صورت سنتی به آنان ارائه می‌شود كاربرد و در نتیجه موفقیت آمیز نیستند.

برای مثال علائم بیماری روانی كه در مصرف موادمخدر سنتی دیده شده اغلب مثل افسردگی است و در آن دسته از بیماران جز علائم حاد قطع ماده است. اما علائم روانی مثل سالكویز و یك‌توهماتی معمولا گروه مصرف‌كننده مواد جدید تجربه می‌كنند كمتر شناخته شده است و به خاطر این قضیه بسیاری از افرادی كه خدمات درمانی را ارائه می‌دهند توصیه‌هایشان نامناسب است. در واقع موادمخدر صنعتی جدید یك چالش درمانی بزرگ را ایجاد كرده كه عملا سیستم ما آماده‌اش نیست.

  • آیا به این دلیل است كه امروز می‌بینیم و بسیاری از سیستم‌های درمانی كه در چند سال اخیر شكل گرفته در قبال موادمخدر جدید عملا ناتوان هستند.

بله به همین دلیل ما در بحث آگاه‌سازی دچار اشكال و چالش هستیم. به عبارتی كسانی كه این اطلاعات را می‌دهند وارد بحث موادمخدر جدید می‌شوند یا دارای اطلاعات غلط هستند. یا شدیدا افراط و بزرگ‌نمایی می‌كنند. منظورم متخصیصن این حوزه هستند در مصاحبه‌هایی كه انجام می‌دهند و یا حتی فیلم‌های سینمایی شاهدیم كه این بزرگ‌نمایی صورت گرفته و جالب‌توجه اینجاست كه این موضوع برای خانواده‌ها یا افراد دیگر به راحتی پذیرفتنی نیست! چرا كه این اطلاعات براساس تجارب كوتاه‌مدتی شكل گرفته است و در نتیجه، موضوع مصرف موادمخدر جدید چنان بزرگ‌نمایی می‌شود كه این پذیرش از سمت خانواده‌ها كمرنگ به نظر می‌آید و این امر موجب می‌شود سیستم‌های پیشگیرانه به رسانه‌ای و دیدگاه كارشناسان آن چندان مورد اقبال قرار نگیرد. چرا كه متاسفانه موادمخدر جدید یك خاصیت جدید دارند و آن قابلیت تكثیر و توزیع انواع متفاوت در فاصله كوتاه‌ زمانی است.

  • به نظر می‌رسد، مشكل اساسی در اشكال متفاوت مواد جدید است. آیا این ویژگی‌ به طرز تلقی ناآگاهانه مردم از موادمخدر جدید برنمی‌گردد؟

یك موادمخدر سنتی مثل تریاك، اشكال متفاوت و مختلف چندانی ندارد. اما یك موادمخدر جدید مثل آمفتامین می‌تواند به سرعت دارای انواع مختلف و غلظت متفاوت باشد و از شكل‌های متفاوت برخوردار باشد، كه افراد مصرف‌كننده را بعضا منحرف می‌كند. نكته نگران‌كننده بعدی در خصوص موادمخدر جدید بحث آگاهی سیستم قضایی و حساسیت سیستم‌های انتظامی ماست. این سیستم‌ها در شناسایی علائم این ماده، فرد مصرف‌كننده و نیز شكل مواد كه در اندازه‌های كوچك است دچار مشكل هستند و سیستم قضایی هم در برخورد قانونی مشكل دارد، به خاطر اینكه قانون در رابطه با مواد سنتی دقیق و واضح نیست این باعث می‌شود كه موادمخدر جدید به سرعت قابلیت افزایش پیدا ‌كند.
اجازه بدهید، همین جا تاكید كنم كه در تمام دنیا این اشكال وجود دارد اما در كشور ما شایع‌تر است.

به دلیل اینكه افرادی كه ما با آن مواجه‌ایم، در رده سنی كودك و نوجوان هستند. متاسفانه، موادمخدر جدید طوری تهیه شده كه با ساختار روانی و هیجانی این سن بسیار سازگار و نزدیك‌تر است. به دلیل اینكه جنبه كنجكاوانه، توقعات تمركزی و توجه وی را بیشتر ارضا می‌كند.

  • این پرسش دیگر تكراری شده كه پیشگیری مهم‌تر از درمان است، اما همچنان فقدان برنامه‌های آموزشی پرنشاط و در عین حال آگاه‌كننده احساس می‌شود. نظر شما چیست؟

اولین نكته مهم این است كه سیستم‌های درگیر اعتیاد نقش آموزشی خود را گسترش بدهند؛ یعنی در حال حاضر به جای اینكه ما به دنبال درمان موادمخدر جدید باشیم مخصوصا آمفتامین‌ها، شدیدا انرژی‌ خود را روی آگاه‌سازی بگذاریم. در جامعه ما بسیاری از رده‌های ثانویه آگاه‌سازی مثل روان‌شناسان، مشاوران، معلمان و متخصصان درگیر در برنامه‌های آگاه‌سازی، اطلاعات دقیق از موادمخدر جدید ارائه نمی‌دهند.

مثل برنامه‌های تلویزیونی كه در خصوص ماده جدیدی نظیر كراك، چیزی را به نمایش می‌گذارد (كرم‌ زدن فرد مبتلا) كه اینگونه نیست و این به خاطر ضعف كارگردانی نیست، بلكه به خاطر ضعف اطلاعات حاصل از عدم برنامه‌ریزی در سطح كارشناسان تصمیم‌گیر دولتی است. ما برای آماده‌سازی كارشناسان رده میانی مشكل داریم. ضعف كارشناسان رده میانی یك آسیب جدی است كه احتمالا به گسترش سریع موادمخدر جدید در جامعه منجر خواهد شد.

در چنین شرایطی پرسش‌هایی مطرح نشود كه چنانچه كارشناسان رده میانی نتوانند پاسخگو باشند، این به باور غلط می‌انجامد مبنی بر اینكه این مواد درمان ندارد و آن وقت موجب سرخوردگی مردم می‌شود. اما این تفكر بدون شك ناشی از اشتباه استراتژیك برنامه‌ریزهاست!

  • چه تمهیداتی می‌توان در زمینه پیشگیری به كار گرفت. مثلا آیا باید از سنین پایین‌تر و در سطح مدارس كار شروع شود یا در سطح دبیرستان‌ها و اساسا چه ساختار بنیادی را باید در این حوزه به وجود آورد؟

برنامه‌های پیشگیرانه ما بایستی از سطح خیلی‌خیلی پایین مثل دوره پیش‌دبستانی و سا‌ل‌های اول دبستان شروع شود به دلیل آنكه ما با مصرف مواد جدید مواجهیم و سن تماس با آن خیلی پایین است. برنامه‌های آگاه‌سازی رده ثانویه یعنی شناسایی افرادی كه در تماس اولیه هستند و به دنبال این تماس‌های اولیه پیش‌فرض‌های ذهنی صورت می‌گیرد باید آنها را به دوره راهنمایی بكشانیم ولی ما این‌كار را در پیشگیری انجام ندادیم؛ یعنی هنوز تصور می‌كنیم كه پیشگیری ما باید درخصوص برنامه‌های مهارت‌ها در همان سطح دبیرستان و بعضا راهنمایی انجام شود كه خیلی دیر است و باید برنامه آگاه‌سازی و پیشگیری را به سطوح پایین‌تر به ویژه در مورد آمفتامین‌ها و موادمخدر جدید بكشانیم و نكته مهم دیگر تغییر در برنامه‌های محتوای آگاه‌سازی و برنامه‌های پیشگیرانه برای متناسب شدن با موادمخدر جدید است كه باید به آن توجه شود.

خیلی ساده‌اندیشی است كه فكر كنیم اطلاعات مربوط به نوع موادمخدر را باید همزمان با برنامه‌های پیشگیرانه ارائه كنیم. به تجربه دیده شده كه موادمخدر جدید، آن گروهی از نوجوانان را مورد هدف قرار می‌دهد كه گروه متفاوتی از نوجوانان دیگر هستند؛ نوجوانانی كه خیلی اهل تفریح، هیجان و كنجكاوی هستند. در حالی كه مصرف‌كننده سنتی، افراد عضو گروه‌های اقتصادی و اجتماعی پایین جامعه را مورد هدف قرار می‌دهد كه در واقع جایگزین تفریحی برای آنان به شمار می‌رود كه به نوعی این موادمخدر مكمل‌های تفریحی‌ هستند یعنی فرد تفریحش را دارد و حالا می‌خواهد هیجان بیشتری را تجربه كند. پس ایجاد یك ورزشگاه نمی‌تواند این مشكل را حل كند.

بنابراین توصیه‌های ما برای نشان دادن نوع موادمخدر جدید بدون اینكه بتوانیم روش‌های تجربه هیجان را به روش غیر دارویی به نوجوانان یاد بدهیم هیچ كمكی نمی‌كند و به نظر می‌رسد برنامه‌های آموزش مهارت‌های ما با برنامه‌های آموزشی یادگیری تجربه استفاده از اوقات فراغت بایستی هماهنگ شوند كه در واقع در این خصوص فكری نشده است و چون موادمخدر محرك یا جدید ما مكمل هستند،  تركیب نگران‌كننده‌ای خواهیم داشت از خانواده‌ها یا نوجوانانی كه فكر می‌كنند توسط حذف یا كاهش تماس با محیط‌های بیرونی می‌توانند پیشگیری كنند و این توصیه‌ای است كه در خصوص عدم ارتباط با موادمخدر می‌تواند برعكس آن را توسعه دهد. یك نوجوانی كه می‌تواند در كنار دوستانش در محیط بیرونی به هیجان برسد، وقتی محدود شود می‌تواند با موسیقی موادمحرك را تجربه كند و به هیجان مورد نیازش برسد. از این‌رو بعضی از استراتژی‌ها و خیلی از برنامه‌های پیشگیرانه ما باید تغییر كنند، چون گروه‌های هدفی را كه مخاطب قرار می‌دهند شخصیت‌های متفاوت و پیچیده‌ای دارند.

  • دلیل برخی از گرایش‌ها به سمت مواد مخدر، از سوی كارشناسان سرخوردگی‌های تحصیلی ناشی از تحمیل خواسته‌های خانوادگی یا بالا بردن توقعات پدر و مادر عنوان می‌شود. خانواده چه سهمی را در پیشگیری از این گرایش به موادمخدر ایفا می‌كند.

در كنار برنامه‌های پیشگیرانه و بحث اولویت در مخدرهای جدید باید به یك نكته مهم بپردازیم كه متوجه كردن خانواده‌ها در مورد چگونگی تعیین سطح توقعات خود از نوجوانان است. موادمخدر سنتی ما تاثیر و كارایی چندانی در عملكرد نوجوان ما نداشته است و این موجب می‌شود چنانچه نوجوان ما با مشكلات تحصیلی روبه‌رو شد خیلی نگران آن نباشیم كه او به سمت موادمخدری مثل هروئین برود. اما امروزه متاسفانه، موادمخدر صناعی جدید به شدت این توانایی را دارند كه به عنوان یك نیروی محرك‌زا در كوتاه‌مدت استفاده شوند.
تعدیل سطح خانواده‌ها و توجه بیشتر به استرس‌های تحصیلی و توقعات بالای سیستم‌های آموزشی به عنوان عوامل توسعه‌دهنده اعتیاد بسیار پررنگ‌تر از زمانی است كه موادمخدر سنتی وجود داشت.

  • نگاه كلی به رویكرد درمان دارویی و غیردارویی در كشور چندان نتوانسته از سیستم اعتیاد پیشی بگیرد دلایل چنین نقطه ضعفی قدرت بیشتر سیستم اعتیاد است؟

ما باید بپذیریم كه برای بعضی از موادمخدر صناعی جدید (X، شیشه، كریستال و...) كه ریشه‌های اپیدوئیدی ندارند دارای درمانی مثل درمان نگهدارنده متادون یا بوپونورفین نیستند كه به سادگی قابل اجرا باشد و با توجه به اینكه درمان با متادون و جایگزین‌های دیگر جایگاه محدود خودشان را دارند و درنهایت ‌روزی باید بیماران از آن ترخیص شوند، دو نكته بسیار حائز اهمیت است، اول اینكه ما برای پیشگیری از اعتیاد به چه استراتژی كشوری و بومی نزدیك شویم.

دوم بحث درما‌ن‌های غیردارویی است. اما در خصوص استراتژی‌های پیشگیرانه كه خیلی مهم است ما باید بپذیریم كه در برنامه‌های پیشگیری كشورمان، تعلل زیادی روی گسترش جامعه هدف‌مان كه از تعداد محدودی به درصدی برسد كه بتواند تاثیر قابل ملاحظه‌ای داشته باشد، نداشته‌ایم؛ یعنی ما حداقل عدد 60درصدی جامعه هدف‌مان را تحت پوشش قرار ندادیم و فقط درصد كمی در حد طراحی و یا نمونه‌سازی باقی ماندند و اینكه آن برنامه‌ها بتواند گروه هدف را به طور قابل ملاحظه‌ای تحت پوشش قرار بدهند، انجام نگرفته است. ارگان‌های مختلف هم همیشه این نقطه ضعف را داشتند كه برنامه‌ای را شروع و با توجه به محدودیت‌هایی كه داشتند، نتوانستند سایر اولویت‌های برنامه‌ای به آن پوشش 60درصدی گروه هدف خود برسند.

  • با توجه به شرایط موجود به نظر می‌رسد كه برنامه‌های پیشگیرانه، عمدتا با رویكرد توانمندسازی و آموزش مهارت‌های زندگی طراحی نشده و از سوی دیگر این ضعف به چشم می‌خورد كه، مسئولیت اجتماعی در قبال پیشگیری نهادینه نشده است.

در برنامه پیشگیری بزرگترین ضعف‌ها، تدوین محتوای مناسب آموزشی بوده، آنچه در دهه60 میلادی در كشورهای اروپایی و آمریكا اتفاق افتاد، انواع مواد و عوارض آن را توضیح دادند كه تحقیقات نشان‌ داد كه این كار هیچ كمكی به آنها نكرده است. بحث آموزش مهارت‌های زندگی و رویكردهای توانمندسازی در ابتدای دهه 70 میلادی اتفاق افتاده كه این برنامه پیشگیرانه موثر بود. اما اشكال عمده آن تاكید صرف بر ارائه یك برنامه پیشگیرانه آموزش مهارت در یك محیط كاملا ایزوله یا محیط‌ مجازی بود و در سایر جنبه‌های پیشگیری منجر به تغییر چندانی نمی‌شود.

از سوی دیگر توصیه این است كه برنامه‌های پیشگیری موثر نیاز به بسیج اجتماعی دارند كه توسط هیچ‌كس غیر از مردم اتفاق نمی‌افتد. مسئولیت سیستم‌هایی مثل رسانه‌های گروهی این نیست كه هر هفته یك مقاله در خصوص موادمخدر چاپ كنند و بخواهند تاثیرش را به عنوان یك عامل، كافی بدانند. گرچه بی‌ضرر هم نیست چون ذهن مردم را هم كمی درگیر می‌كند. به نظر می‌آید كه رسانه‌های گروهی بایستی خودشان را باز تعریف كنند كه چه‌قدر توانستند منابع كشور ما را در راستای برنامه‌های پیشگیری بسیج كنند، اینكه ارگان‌های ما نیز به نوعی از یكدیگر كپی‌برداری می‌كنند، باز موضوع مهم دیگری است كه باید بدان توجه داشت. یعنی یك ارگانی با عدم توجه به مسائلی كه در درون سازمان خودش وجود دارد و براساس آن طرح و برنامه‌ای ارائه نمی‌دهد، اما با كپی از مسائل دیگران و برنامه‌های آنان، در ارائه آن می‌كوشد، این خطر جدی است كه جامعه ما را دچار آسیب می‌كند.

برنامه‌های طراحی شده پیشگیرانه ما، شدیدا نیاز به این دارند كه به صورت مداوم مورد ارزیابی قرار بگیرند. یكی از تهدیدهای برنامه‌های پیشگیرانه در كشور ما این است كه با ورود موادمخدر جدید، اطلاعات ما نسبت آن به روز نمی‌شود. گویی این اتفاق در یك دنیای مجازی رخ داده است؛ یعنی برنامه‌های مدرن شده به روز نیستند.

  • راهكار عملی شما برای خروج از این بن‌بست چیست و اساسا استراتژی پیشگیری مبتنی بر چه نیازهایی و داده‌هایی باید طراحی شود.

پیشنهاد من به عنوان استراتژی پیشگیری این است كه در سال 87 دولت به سمت طراحی یك برنامه با كمك كارشناسان خبره پیشگیری و NGOها برود؛ چیزی كه در صورت عجله و عدم وجود ارزیابی دقیق از وضعیت موجود توانمندی پیشگیری می‌تواند مورد فراموشی قرار بگیرد و این آسیب شدیدی به سیستم‌های كارشناسی آسیب‌های اجتماعی وارد می‌كند، چون وقتی كارشناس استراتژی در سطوح پایین و رده میانی وجود نداشته باشد، برنامه‌های دستوری كشوری در بستری پیاده خواهد شد كه هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت.

ما در بسترهای دانش‌آموزی و دانشجویی با موادمخدر جدیدی مواجهیم كه به آن می‌گوییم موادمخدر دانشجویی مثل گسترش ترامادول. این مسئله تدوین برنامه جامع ملی پیشگیری را بیش از پیش از ضروری می‌سازد.


 
آسیب‌ها- دكتر محمدعلی شهركی:
یكی از معضلات جدی انسان متمدن، در آغاز هزاره سوم، مشكل سوء مصرف مواد است.

مطابق آمارهای منتشر شده از سوی ستاد مبارزه با مواد‌مخدر کشور، در سال 1377 تعداد تقریبی معتادان کشور حدود یك‌میلیون‌و200هزار نفر بوده و 800هزار نفر هم به‌صورت تفننی از مواد اعتیاد آور استفاده می کردند.

پژوهش انجام شده در سال 1380 که خلاصه نتایج آن توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منتشر شده است دلالت بر وجود حداقل 3میلیون‌و761هزار نفر مصرف کننده مواد افیونی غیر قانونی (تریاک، شیره، هروئین، بوپرنورفین) داشت که از این تعداد 2میلیون‌و547هزار نفر مصرف مشکل آفرین (سوء مصرف یا وابستگی) داشتند و  یك‌میلیون‌و158هزار نفر در  سال قبل مصرف تزریقی مواد افیونی داشتند.

دردوره 20 ساله 57 تا 77، به‌طور متوسط، میزان رشد بروز سوء مصرف مواد سالانه 8درصد بوده است؛ به عبارت دیگر، تقریباً هر 12 سال 2 برابر شده است.

با مقایسه این نرخ با نرخ رشد جمعیت (كه دراین 20 سال به‌طور متوسط 63/2درصد بوده است)، ملاحظه می‌شود كه میزان رشد بروز سوء مصرف مواد بیش از 3 برابر نرخ رشد جمعیت بوده و با توجه به اینكه به‌زودی هرم سنی جمعیت تغییر شكل می‌یابد و اكثر گروه‌های سنی از گروه‌های سنی كودك و زیر 15سال به سنین بالای 15‌سال (كه در معرض خطر مصرف مواد هستند) تغییر می‌یابند و به همراه آن كمبود امكانات آموزشی، فرهنگی، تفریحی، بهداشتی وشغلی نمود بیشتری خواهد داشت، پیش‌بینی می‌شود در سال‌های آتی میزان رشد بروز مصرف مواد به شدت افزایش یابد.

در ایران، هنوز شایع‌ترین ماده مصرفی معتادان، تریاك است؛ ولی مصرف هروئین کریستالیزه (با نام تجاری کراک ایرانی) نیز به شدت رو به افزایش است. در ایران، شایع‌ترین روش مصرف مواد تدخین و سپس خوردن است و روش مصرف تزریقی هم البته رو به افزایش است. همه می‌دانند كه خطر ابتلای به ایدز برای معتادان تزریقی چقدر جدی است.

مخاطره آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع مصرف مواد، دوره «نوجوانی» است. تحقیقات نشان داده تقریباً در 60درصد مواد، اولین مصرف مواد به‌دنبال تعارف دوستان رخ می‌دهد.

«گروه همسالان» به‌خصوص، در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار مؤثر هستند. از این‌روست كه پیوند و تعامل مثبت بین فرد و والدین از سنین كودكی موجب ارضای نیازهای عاطفی- روانی وی می‌شود. این افراد، ‌با تجربه روابط منطقی و قابل پیش‌بینی، كمتر دچار انحرافات شخصیتی می‌شوند و مهارت‌های گوناگون را كه لازمه برقراری روابط سالم بین‌فردی واجتماعی است می‌آموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگی، كمتر احساس تنهایی و انزوا می‌كنند و به دامن اعتیاد كشیده نمی‌شوند.

نكته دیگر اینكه دسترسی به خدمات حمایتی (هنگام بروز مشكلاتی مانند بی‌سرپرستی و از دست دادن شغل)، خدمات مشاوره‌ای (هنگام بروز مشكلات عاطفی یا اتخاذ تصمیمات مهم)‌و خدمات درمانی (برای بیمارانی كه تمایل به ترك اعتیاد دارند) موجب می‌شود تا عوامل مخاطره‌آمیزی كه فرد ممكن است در طول زندگی با آنها روبه‌رو شود، تشدید یافته  یا مزمن نشود.

هر قدر مواد در محیط زندگی فرد نایاب‌تر و گران‌تر باشد، احتمال مواجهه و مصرف كاهش می‌یابد. نكته آخر اینكه اعتیاد با همه دشواری‌هایی که ذکر شد، قابل درمان است؛ به شرط آنکه خودمان را برای درمان به دست افراد غیرمتخصص و غیرمسئول و سودجو نسپاریم.

درمان فقط باید توسط پزشکان و طبیبان سوگند خورده صورت پذیرد نه سودجویانی که نه پزشک هستند ونه درمانگر و تنها وجه اشتراکشان با اعتیاد، آن است که یا زمانی معتاد بوده‌اند یا هنوز معتادند. رطب خورده منع رطب کی کند؟


 
بیماری- سمیه شرافتی:
«یكشنبه گذشته، زن 30ساله‌ای، فرزند 7 ساله خود را با وارد كردن ضربات متعدد چاقو به قتل رساند.» این خبری بود كه چند روز قبل در بخش حوادث برخی رسانه‌ها انعكاس یافت.

مادر جوان به‌دلیل احتمال ابتلا به یك بیماری روانی در بیمارستان روزبه تهران بستری شده و منابع غیررسمی می‌گویند مصرف بیش از حد الكل، عامل بروز ناپایداری روانی او و بروز چنین فاجعه‌ای شده است.

با این حال سؤال این است كه آیا افزایش بروز بیماری‌های روانی و اعتیاد، عاملی برای افزایش جرایم اینچنینی در جامعه ایران بوده است یا نه؟

روانپزشكان معتقدند در جامعه ما، سوء مصرف الكل و بعد از آن سوء‌مصرف مواد‌مخدر، اختلالات خلقی مثل افسردگی و اختلال دوقطبی و درنهایت اختلالات سایكوتیك كه همراه با توهم و هذیان هستند، مثل اسكیزوفرنی، از جمله اختلالاتی هستند كه بیشترین میزان خودكشی و دیگركشی در مبتلایان به آن دیده می‌شود.

دكتر بابك نژند، روانپزشك، با اشاره به اینكه بیماری‌هایی كه باعث خودكشی و دیگر‌كشی می‌شوند، از نظر شیوع فرق زیادی با هم ندارند، سوء مصرف مواد، به‌خصوص مواد‌مخدر جدید را مهم‌ترین اختلال روانی می‌داند كه در آن فرد داوری خود را در برابر حقیقت از دست می‌دهد و دست به‌خودكشی یا دیگر‌كشی می‌زند.

دكتر نژند با تاكید بر اینكه این مواد باعث افكار هذیانی، بدبینی و توهمات بینایی و شنوایی می‌شوند، ادامه می‌دهد: علاوه بر این، در خیلی از افرادی كه مبتلا به اختلال افسردگی هستند هم ممكن است فرد به‌خود یا دیگران آسیب برساند، به‌طوری كه ثابت شده چیزی نزدیك به 15‌درصد افسرده‌ها در نهایت خودكشی می‌كنند؛

یعنی این اختلال گاهی چنان روند افسار‌گسیخته‌ای پیدا می‌كند كه جز ناامیدی و خودكشی راه دیگری برای بیمار باقی نمی‌ماند.

الكل بیش از همه مقصر است

اما دكتر محمدعلی شهركی، روانپزشك و مدیر اجرایی سابق جمعیت آفتاب نیز در توضیح طبقه‌بندی اختلالاتی كه منجر به صدمه به‌خود یا دیگران می‌شوند، تأكید می‌كند كه بیشترین طیف خشونت نسبت به دیگران در میان افرادی كه ابتدا مبتلا به سوء‌مصرف الكل شده‌اند، دیده می‌شود.

«میزان خود‌آزاری و خودكشی در افسردگی اساسی بسیار زیاد است به‌طوری كه بیش از 70درصد كسانی كه خودكشی می‌كنند، مبتلا به افسردگی هستند.» دكتر شهركی با بیان این عبارات توضیح می‌دهد: علاوه بر سوء مصرف مواد در افراد مبتلا به افسردگی به‌خصوص در بیماران دوقطبی و در مرحله افسردگی، خودكشی بیشتر دیده می‌شود اما در مرحله شیدایی، چنین بیمارانی ممكن است اقدام به دیگركشی كنند و آن‌هم تحت‌تأثیر فقدان احساس واقعیت‌سنجی است؛ یعنی این افراد هیچ گونه دركی از واقعیت ندارند و باورهای هذیانی در آنها زیاد است.

اما نكته مهم دیگری كه این روانپزشك به آن اشاره می‌كند، این است كه در برخی اختلالات روانی مثل اسكیزوفرنی‌ با وجود اینكه مردم تصور می‌كنند بیماران مبتلا به این اختلال به دیگران آسیب‌های جدی خواهند رساند، ولی خشونت در چنین بیمارانی تقریبا معادل یا اندكی بیشتر از مردم عادی جامعه است.

چون بیماران اسكیزوفرنی آنقدر كه به خود آسیب‌ می‌رسانند و خودكشی می‌كنند، خشونت‌ آنها متوجه دیگران نمی‌شود. به گفته دكتر شهركی، در اسكیزوفرن‌ها و در مرحله افسردگی، میزان خودكشی موفق 50 تا 60 درصد است.

اختلالات خفیف خطرناك

به عقیده برخی كارشناسان، پرخاشگری یك علامت شایع در همه اختلالات روانی است؛ حتی در بیماران با اختلالات خفیف، اما نحوه ظهور آن در اختلالات مختلف متفاوت است.

دكتر سید سعید صدر، روانپزشك و استادیار گروه روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی در این رابطه به همشهری می‌گوید: در اختلالات شدید روانی اقدام به خشونت علیه خود یا دیگران كاملا بدون هدف قبلی است ولی در اختلالات خفیف فرد بیمار با برنامه‌ریزی قبلی اقدام به پرخاشگری علیه خود می‌كند و آن هم فقط به قصد كاهش تنش‌های روانی.

گذشته از این موارد، اختلالات شخصیتی نیز به عقیده دكتر نژند می‌توانند چهارمین عامل خودكشی یا دیگركشی در میان بیماران روانی باشند.

وی در این رابطه خاطر‌نشان می‌كند: در برخی اختلالات شخصیتی مثل اختلال شخصیت مرزی یا اختلال شخصیت ضد‌اجتماعی هم ممكن است ضربه به‌خود یا دیگران دیده شود ولی در بین این اختلالات كسانی كه مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته هستند، بیشتر دچار این حالات می‌شوند، چون این افراد به غرور و برتری خود اهمیت زیادی می‌دهند، پس هنگامی كه از این نظر احساس عدم‌امنیت كنند یا خودكشی می‌كنند یا اینكه فرد مقصر را از بین می‌برند.

خشونت‌های پنهان!

نكته مهم دیگری كه تمامی روانپزشكان در مورد آن اتفاق نظر دارند، این است كه در نهایت ممكن است فرد هیچ كدام از اختلالات نامبرده را نداشته باشد ولی تحت‌تأثیر فشارهای مختلف اجتماعی و حتی درصورت یك افسردگی خفیف یا اضطراب گذرا، به‌دلیل اینكه مهارت كنترل فشار ندارد، دست به‌خودكشی یا دیگركشی بزند.

به عقیده دكتر شهركی، با در نظرگرفتن این موضوع، اگر بیماران روانی را به‌لحاظ آماری با كل جامعه مقایسه كنیم، این افراد از نظر پرداختن به خشونت تفاوتی با كل جامعه ندارند، ولی فقط در اختلالاتی كه خشونت در آنها جنبه آشكارتری به‌خود می‌گیرد، روانپزشكان مداخله می‌كنند.


 
تحقیقات- گروه سلامت – سمیه شرافتی:
سالانه حدود 30 هزار نفر در تهران به‌علت مصرف دارو و مواد شیمیایی مسموم می‌شوند.

 12 هزار نفر از این بیماران بستری شده، هزار و 200 نفر آنها كارشان به ICU می‌كشد و حداقل120نفر آنها می‌میرند.
این آماری است كه در آغاز هفته مسمومیت‌ها ( 24 تا 31 شهریور) از سوی مركز اطلاع‌رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت اعلام شده است.

علاوه بر این، گزارش سازمان پزشكی قانونی كشور نیز حاكی از آن است كه در 9 ماه نخست سال 1386، آمار موارد مسمومیت منجر به فوت ناشی از داروها 383 و آمار مسمومیت منجر به فوت ناشی از مواد شیمیایی و سموم 602 مورد بوده است.

این آمارها در حالی اعلام می‌شوند كه به عقیده كارشناسان، رواج مواد‌مخدر و سوء‌مصرف آنها در صدر علل افزایش مسمومیت و مرگ و میر ناشی از آن هستند.

سومین علت مسمومیت

«هر ماده‌ای كه غیراز مقاصد پزشكی و عرف جامعه مصرف شود، در واقع مورد سوء‌مصرف قرار گرفته است.» دكتر شاهین شادنیا، رئیس بخش مسمومین بیمارستان لقمان در گفت‌وگو با همشهری و با بیان این عبارات معتقد است: آمارهای بیمارستان لقمان نشان داده مواد‌مخدر در سال گذشته سومین علت مسمومیت و مرگ و میر ناشی از آن بوده است.

وی با اشاره به اینكه مواد‌مخدر در كل براساس نوع اثراتشان به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند خاطر‌نشان می‌كند: یك دسته از آنها مواد‌مخدر شبه مرفینی است كه شامل تریاك‌، هروئین و اشكال دارویی مثل كدئین، ترامادول و مورفین می‌شود.

دومین گروه از موادی كه مورد سوء‌مصرف قرار می‌گیرند تركیبات توهم‌زا هستند كه سردسته آنها حشیش و بعد از آن LSD است. همچنین تركیبات محرك از قبیل آمفتامین‌ها (اكستازی و شیشه) در رده سوم این دسته از مواد قرار می‌گیرند.

رئیس بخش مسمومین بیمارستان لقمان با اشاره به اینكه در مراحل بعدی، آرامبخش‌ها كه سردسته آنها الكل است مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند، توضیح می‌دهد: البته در كشور ما به‌صورت سنتی تركیبات مخدر شبه مرفین شایع‌تر از گروه‌های دیگر هستند؛ به‌طوری كه از سال‌های قبل تریاك و بعد از آن هروئین سردسته این مواد محسوب می‌شوند.

دكتر شادنیا بیشترین موارد مسمومیت را هم به این دسته از مواد نسبت می‌دهد و می‌گوید: معمولا افرادی كه این مواد را استعمال می‌كنند، علائمی نظیر خواب‌آلودگی، تنگی مردمك چشم و تنگی و افت تنفس در آنها دیده می‌شود؛

به‌طوری كه حتی همین افت تنفس و به‌دنبال آن كاهش هشیاری منجر به مرگ فرد استعمال‌كننده می‌شود.

نوشیدنی‌های سمی

«در مورد آرامبخش‌ها نیز فرد استعمال‌كننده ماده‌ای مثل الكل با مست شدن تعادل خود را از دست می‌دهد و سطح هشیاری و تمركز در او كاهش پیدا می‌كند. در بسیاری موارد هم این علائم همراه با كاهش شدید قند خون با مرگ و میر همراهند.»

شنیدن این عبارات از زبان رئیس بخش مسمومین بیمارستان لقمان در حالی است كه به عقیده كارشناسان مشروبات الكلی دست ساز و تقلبی هم در بازار رواج زیادی دارند كه مواد سمی در این مواد منجر به ایجاد عوارض زیادی از جمله كاهش شدید دید فرد استعمال‌كننده می‌شود.

طلعت قانع، كارشناس داروسازی و سم شناسی و مسئول مركز اطلاع‌رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت در این رابطه به همشهری می‌گوید: مصرف حتی اندك الكل صنعتی یا متانول خطر كوری و مرگ فرد را در پی دارد و با وجود اینكه ماده تلخ‌كننده به این نوع الكل زده می‌شود اما درمواردی عوارض ناشی از مصرف این ماده خطرناك را هر سال داریم.

مسكن‌های شبه‌مخدر!

سوء مصرف مواد می‌تواند در قالب مصرف دارو و مسكن بیش از حد نیز باشد. در رأس تمام این داروها هم مسمومیت با ترامادول و بعد، مسمومیت با داروهای افسردگی 3حلقه‌ای بخش عمده مسمومیت‌ها به‌خصوص در تهران را تشكیل می‌دهند.

دكتر قانع با بیان اینكه ترامادول جزء خانواده مواد‌مخدر محسوب نمی‌شود و از خانواده تریاك نیست اما یك آرام بخش است كه آثار شبیه مواد‌مخدر دارد، خاطر‌نشان می‌كند: بیشتر مسمومیت‌ها با این دارو عمدی است و به‌علت دوز بالای مصرف به‌وجود می‌آید.

وی با تاكید بر اینكه ترامادول داروی بدون نسخه نیست و حتماً با تجویز پزشك توزیع می‌شود، تصریح می‌كند: اما به هر حال این دارو نیز مانند هر دارو یا ماده مخدر دیگر از كانال‌های غیر‌رسمی و روش‌های غیر‌قانونی در اختیار مردم قرار می‌گیرد و سوء‌مصرف می‌شود.

كراك، هم توهم‌زا هم اعتیاد‌آور

به عقیده متخصصان سم‌شناسی ماده‌ای كه امروزه به‌خصوص در میان جوانان و آن هم به‌دلیل ارزان بودن، شیوع بیشتری دارد، كراك است. ولی نكته جالب اینجاست كه ماهیت این ماده در كشورهای غربی كاملا با نوع مصرفی آن در ایران متفاوت است.

دكتر كامبیز سلطانی‌نژاد، متخصص سم‌شناسی و مشاور علمی مركز اطلاع‌رسانی دارو و سموم، با تایید این امر به همشهری این طور توضیح می‌دهد: این ماده در كشورهای غربی به همان كوكائین اطلاق می‌شود ولی در كشور ما با درصد خلوص بالای هروئین به فروش می‌رسد و موجب تشدید اعتیاد به‌خصوص در جوانان می‌شود.

این در حالی است كه به گفته دكتر قانع توهم‌زاها موادی هستند كه هدف از استفاده از آنها ایجاد سرخوشی و هیجان است و بیشتر اعتیاد روانی ایجاد می‌كنند.

وی با تاكید بر اینكه كراك هم جزء مواد توهم‌زاست، معتقد است: ولی در ایران این ماده علاوه بر دارا بودن مقادیر زیادی هروئین متأسفانه ناخالصی‌های آلوده‌كننده‌ای هم دارد و حتی در نمونه‌های بسیار زیادی از این ماده به اعتراف وارد‌كنندگان مدفوع انسانی دیده شده است كه همین امر موجب آلوده شدن بدن می‌شود.

اما اگرچه براساس آمار موجود در بیمارستان لقمان 80 درصد موارد مسمومیت در كشور و به‌خصوص در تهران عمدی است، دكتر سلطانی‌نژاد می گوید: در این شرایط اگر بخواهیم سوء مصرف مواد را به حداقل برسانیم باید بدانیم كه جلوگیری از این روند جنبه‌های مختلفی دارد و باید با در نظر گرفتن حساسیت‌ها و خطوط قرمز اجرا شود.

وی به افتتاح مركز اطلاع‌رسانی داروها و سموم به‌عنوان یك قدم بزرگ در این زمینه اشاره می‌كند و تاكید می‌كند: با افتتاح این مركز اقدامات مؤثری در زمینه سوء مصرف مواد‌مخدر به‌خصوص در استان‌های شرقی كشور انجام شده است؛

به‌خصوص در مورد ماده پان‌پراگ كه از طریق مرزهای شرقی كشور وارد می شد و به‌عنوان خوشبو‌كننده به فروش می‌رسید.

ولی مطالعات در مورد این ماده مواد سمی زیادی در آن مثل سرب و آرسنیك را به اثبات رساند كه با كمك مركز اطلاع‌رسانی دارو و سموم آمار
سوء مصرف این ماده كاهش چشمگیری یافت.

وی به مواد دیگری از این نظیر هم اشاره كرده و در پایان خاطرنشان می‌كند: علاوه بر این اكستازی هم از جمله موادی بود كه تا چند دهه گذشته مورد سوء مصرف قرار می‌گرفت و یك دوره بحرانی داشت ولی الان مصرف این ماده هم با افزایش اطلاع‌رسانی كاهش چشمگیری یافته است.


 
آسیب‌ها- همشهری آنلاین:
بر اساس نتایج یك تحقیق ، در سال 2006 با تولید 6هزار تن تریاك در افغانستان هزار تن آن در ایران مصرف شده است و 1200 تن این مواد از ایران ترانزیت شده است.

به گزارش فارس، سردار حمید ملكی، رئیس گروه آموزشی مواد مخدر دانشگاه علوم انتظامی با تشریح تحقیق خود با عنوان بررسی وضعیت كشت و تولید مواد مخدر در افغانستان و برآورد میزان ورود و مصرف آن در ایران گفت: این تحقیق در سال 2006 میلادی و با بررسی و پرسش از كشاورزان افغانی و مسئولان افغانستان تا حد وزیر كشور و وزیر مبارزه با مواد مخدر این كشور و كارشناسان سفارت ایران و نمایندگی سازمان ملل متحد انجام شده است.

وی گفت: در این سال تولید تریاك افغانستان 6100 تن بود، این میزان در سال 2007 میلادی به 8200 تن افزایش یافت و در سال 2008 نیز توافق شده است كه اعلام شود تولید تریاك افغانستان به 7 هزار تن كاهش می‌یابد. در این تحقیق كشور افغانستان به 5 منطقه جنوب، شمال، شرق، غرب و مركز تقسیم شد.

وی افزود: نتایج این تحقیق نشان داد كه بیشترین میزان كشت خشخاش و تولید تریاك در استان‌های جنوبی و بعد غربی این كشور است اما تریاك شرق افغانستان خلوص و كیفیت بیشتری دارد و بیشتر از آن برای تولید مرفین استفاده می‌شود، بنابراین تریاك كمتر مرغوب جنوب و غرب افغانستان با خلوص پایین‌تر به سمت بازار ایران می‌آید.

وی گفت:‌ تریاك شرق افغانستان 40 تا 50 درصد گرانتر از تریاك غرب و جنوب این كشور است.

وی ادامه داد: این تحقیق نشان داد كه حدود 5 میلیون نفر در افغانستان درگیر كشت، توزیع و قاچاق مواد مخدر هستند، 5/3 میلیون نفر یعنی 6/12 درصد جمعیت این كشور از كشت خشخاش ارتزاق می‌كنند، متوسط درآمد ماهانه آنها 800 تا 1200 دلار است در حالی كه متوسط درآمد مردم افغانستان 2 دلار در روز یعنی 60 دلار در ماه است كه اصلاً قابل مقایسه با درآمد تولید تریاك نیست.

ملكی ادامه داد:‌ حدود 178 هزار هكتار از اراضی این كشور زیر كشت خشخاش بوده است كه در سال 2006 این میزان به 165 هزار هكتار كاهش پیدا كرد، بیشترین میزان تولید تریاك در استان هلمند افغانستان در جنوب این كشور است كه تحت سلطه طالبان است، از نظر قومیت 56 درصد فعالان عرصه مواد مخدر پشتون هستند، 21 درصد تاجیك و 9 درصد ازبك هستند.

وی گفت: نتایج این تحقیق نشان داد كه در سال 2006 میلادی 1057 تن از مواد مخدر و تریاك تولید افغانستان وارد بازار مصرف ایران شده است و 1200 تن از این مواد نیز از ایران به عنوان نزدیك راه به كشورهای بالكان ترانزیت شده است.

وی افزود: از نظر آماری هم گر چه آمارهای مختلفی از تعداد معتادان كشور اعلام شده و از 700 هزار نفر تا 3 یا 4 میلیون نفر هم آ‌مار داشته ایم اما اگر آمار رسمی 2 میلیون نفر را بپذیریم كه یك میلیون و 200هزار نفر آن دائمی و 800 هزار نفر آن تفننی است با در نظر گرفتن مصرف 5/1 گرم تریاك روزانه برای معتادان دائمی و 3 گرم در هفته برای تفننی ها میزان مصرف تریاك در ایران حدود همان هزار تن در سال است كه 3/17 درصد تریاك تولید شده در افغانستان است.

وی گفت: در پاكستان آمار متفاوتی از معتادان اعلام می‌شود، هنگامی كه تقاضای اعتبار از مجامع جهانی دارند تعداد معتادان را 5 میلیون اعلام می‌كنند، در مجامع داخلی این آمار را 5/3 میلیون نفر می‌گویند و به طور رسمی این آمار را حدود ی700 هزار نفر اعلام می‌كنند اما آمار نزدیك واقع این كشور را از مسئولان این كشور یك میلیون و 300 هزار نفر شنیدم كه با در نظر گرفتن این آمار مصرف این كشور سالانه حدود 760 تن از مواد مخدر تولید افغانستان است.

وی ادامه داد:‌ نتایج این تحقیق نشان داد كه مصرف سالانه مواد مخدر افغانستان در ایران حدود هزار تن، در پاكستان 760 تن، در كشورهای آسیای میانه 5/66 تن، روسیه 560 تن و چین با یك میلیارد نفر جمعیت 56 تن از این مواد را مصرف می‌كند و خود افغانستان كلاً 120 تن مصرف مواد مخدر دارد.

وی گفت: سهم پاكستان از ترانزیت مواد مخدر افغانستان نیز حدود 950 تن است، 1200 تن از این مواد نیز از ایران ترانزیت می‌شود و در مجموع سهم مصرف و ترانزیت مواد مخدر افغانستان از ایران حدود 37 درصد تولید مواد مخدر این كشور است. وی ادامه داد: متاسفانه ایران بیشتر میزان معتاد تریاكی دنیا را دارد.

ملكی افزود: قطع كشت خشخاش در افغانستان تبعات منفی هم دارد از جمله اینكه موجب بیكاری حدود 5 میلیون نفر در این كشور می‌شود كه قطعاً برای دستیابی به درآمد سرانه 80 دلاری ایرانیان برای كار به ایران می‌آ‌یند كه نمونه آن را سال‌ها پیش در كشور تجربه كردیم كه مشكلات امنیتی زیادی را برای ما به همراه داشت.

این محقق گفت:‌علت اینكه با وجود این همه تدابیر مرزی هنوز شاهد ورود این حجم عظیم ورود مواد مخدر به كشور هستیم این است كه معاملات پایاپای مواد با خودرو، طلا و فرش در مناطق مرزی به راحتی انجام می‌شود، صرافی های ثبت نشده زیادی نیز در این زمینه فعالند، مسیر ترانزیت به اروپا از ایران نزدیكتر و مقرون به صرفه تر است، تریاك بازار تضمین شده هزار تنی در ایران دارد، قانون پولشویی در كشور نداریم و بالاخره اینكه مرزنشینان كشور هیچ درآمدی بهتر از فعالیت در زمینه قاچاق مواد مخدر ندارند.

آمارهای اعلام شده از سوی این محقق با اعتراض برخی از مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر از جمله سعید صفاتیان، مدیر كل درمان و حمید صرامی مشاور دبیر كل ستاد مواجه شد، صفاتیان گفت: ورود این حجم از مواد به كشور الزاماً به معنای مصرف آن در كشور نیست و ممكن است به علت ارزش افزوده بالای آن به تركیه برود و در آنجا فرآوری شود.

صرامی نیز گفت: در 3 سال اخیر 570 هزار نفر از معتادان كشور تحت پوشش خدمات درمانی قرار گرفته‌اند و مصرف مواد مخدر در كشور به 500 تن كاهش یافته است.
اما طاها طاهری جانشین دبیر كل ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام كرد ما از شفاف شدن آمارها استقبال می‌كنیم و باید مسائل و مشكلات بیان شود تا برای آنها چاره جویی كنیم با این حال آمار مورد اعتماد ستاد، آمار تحقیق RSA دانشگاه علوم بهزیستی است كه قرار است از مهرماه آینده تحقیق بعدی به این روش انجام شود و علاوه بر آمارهای مصرف
اعتیاد آمارهای جدید در عرصه هایی كه خلاء آ‌ماری وجود دارد نیز با این تحقیق به دست آ‌ید. 

ملكی، محقق این هفته نیز گفت: البته افزایش سالانه كشفیات مواد مخدر در كشور نشان می‌دهد كه باید به همین نسبت مصرف و ترانزیت مواد مخدر از ایران نیز افزایش یافته باشد، ضمن اینكه به رغم اینكه اعلام می‌شود مصرف كراك در ایران بیش از هروئین است اما آمار كشفیات بیشتر هروئین نشان دهنده بیشتر بودن مصرف این ماده نسبت به كراك است با این حال و با وجود رشد مصرف كراك و هروئین در كشور هنوز تریاك بیشترین ماده مصرفی است و ما باید از اینكه معتادان كشور به مواد كمتر خطرناك رجوع كنند استقبال كنیم.
حاج رسولی، استاد رشته تربیت بدنی نیز در این جلسه گفت این آمارها نگران كننده است و باید مسئولان گمرك و سایر مسئولان كشور نیز در این جلسه حاضر باشد و برای حل این مشكل قدیمی چاره جویی كنند.


 
آسیب‌ها- گروه اجتماعی:
دبیركل ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: اگر معتادی به مراكز درمانی مراجعه نكند مجرم شناخته می‌شود

اسماعیل احمدی مقدم در افتتاحیه سمینار منطقه‌ای كاهش آسیب‌های مصرف موادمخدر در آسیای میانه و خاورمیانه در مجتمع شقایق افزود: از نظر ما معتاد یك مجرم مشروط است كه اگر به مراكز ترك اعتیاد مراجعه كند مجرم تلقی نمی‌شود.

وی با اشاره به تولید بی‌وقفه موادمخدر در افغانستان با ظرفیت 95 درصد و تامین بیش از 60 درصد هروئین در بازارهای مصرف و ناكامی نیروهای خارجی برای برقراری امنیت در این كشور عنوان كرد: این وضعیت باعث شده است مردم منطقه بیش از هر زمان دیگری در معرض آسیب‌های متعدد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قرار بگیرند.

مشاور رئیس‌جمهوری ادامه داد: ستاد مبارزه با موادمخدر در 2 سال گذشته با اتخاذ سیاست بیمار انگاری معتادان توجه ویژه‌ای را به گسترش طرح‌های كاهش آسیب در كشور مبذول داشته و ضمن اجرای برنامه‌های متعدد با بهره گیری از تجارب بین‌المللی و تعامل با كشورهای منطقه و مراكز تحقیقاتی معتبر عملكرد مؤثر و موفقی در اجرای این طرح‌ها داشته است.

احمدی مقدم از برگزاری این سمینار به‌عنوان یك راه میانبر در جهت تحقق اهداف كاهش آسیب در منطقه نام برد و اظهار داشت: در سال میلادی گذشته با تقویت اقدامات مقابله با ورود، حدود 560 تن انواع مواد‌مخدر در كشور كشف شد كه بالاترین میزان كشفیات در سطح جهانی است.

وی توضیح داد: از جمله مهم‌ترین نكات مطرح و مورد توجه در روند درمان معتادان و پیشبرد برنامه‌های كاهش آسیب، ایجاد مراكز درمانی و تسهیل در دسترسی و استفاده از امكانات درمانی توسط معتادان است به‌طوری كه بتوانند در توسعه كمی و كیفی درمان آنان مؤثر باشند.

احمدی مقدم از توزیع سرنگ و نصب و به‌كارگیری دستگاه‌های توزیع در مكان‌های خاص برای استفاده بهداشتی در جهت جلوگیری از گسترش ایدز به‌عنوان یكی دیگر از راه‌های كاهش آسیب در كشور نام برد و تصریح كرد: توسعه برنامه درمان نگهدارنده با متادون نیز از جمله مهم‌ترین برنامه‌هایی بوده كه در كاهش آسیب مصرف موادمخدر مؤثر بوده است.

٥/٢ میلیون دلار اعتبار برای درمان نگهدارنده

وزیر رفاه و تامین اجتماعی نیز در این نشست از اختصاص 5/2میلیون دلار اعتبار برای درمان نگهدارنده اعتیاد در سال گذشته خبر داد.

عبدالرضا مصری با ابراز خرسندی از هماهنگی و نزدیكی دیدگاه‌های جهانی نسبت به مسئله مبارزه با مواد‌مخدر، اظهار كرد: در سال‌های گذشته، مقابله با مواد‌مخدر حرف اول را می‌زد، اما پس از آن پیشگیری و كاهش عرضه به كمك مقابله آمدند، اما هم اكنون ركن چهارم یعنی خود معتادان به كمك اركان قبلی نیز شتافته‌اند.

مصری گفت: تمام جوامع از جمله جامعه ما یك نیمه پنهان معتاد دارد كه جمعیت آنها نامشخص و مدیریت آنها سخت است، البته خوشبختانه در ایران به‌دلیل رفع پیگرد قضائی معتادان تحت درمان، شناسایی این نیمه‌پنهان راحت‌تر صورت می‌گیرد.

وی ادامه داد: در گذشته ما شاهد 2 موج HIV و موج ناشی از معتادان تزریقی بودیم كه خسارت‌های غیرقابل جبرانی را به تمامی جوامع وارد كرده‌ است.

پولی برای درمان معتادان نداریم

وزیر رفاه همچنین در حاشیه این سمینار تاكید كرد: بیمه درمانی معتادان به‌دلیل نداشتن اعتبار لازم قابل اجرا نیست.

مصری افزود: خدمات ترك اعتیاد با بیمه‌ها نیست چون بسیاری از كارشناسان معتقدند اعتیاد یك امر خودخواسته است و به تصمیم خود فرد بر می‌گردد.

وی یادآور شد: به همین دلیل بحث‌های كارشناسی زیادی در حال انجام است كه آیا استفاده از امكانات ترك اعتیاد باید به‌صورت بیمه‌ای ارائه بشود یا خیر.

مصری خاطرنشان كرد: اگر قرار بر انجام این كار باشد بودجه خیلی زیادی می‌برد به‌طوری كه پیش‌بینی ما برای درمان با متادون حداقل 500 میلیارد تومان برای یك جامعه یك میلیون نفری از معتادان نیاز است كه الان این اعتبارات را نداریم.

مهار ایدز بین معتادان تزریقی

معاون سلامت وزارت بهداشت نیز در این سمینارگفت: ایران نخستین كشور در حال توسعه در دنیاست كه موفق شد روند اپیدمی ایدز در بین معتادان تزریقی را مهار كند.

حسن امامی رضوی افزود: اعتیاد بعد از سوانح رانندگی، بیماری‌های قلبی و افسردگی، چهارمین بیماری در ایران است.

وی ادامه داد: اعتیاد علاوه بر انتشار بیماری‌های منتقله از راه خون، عوارض دیگری از جمله هزینه‌های اجتماعی، كاهش توانایی تولید در جامعه، كاهش درآمد خانواده‌ها، افزایش حوادث ترافیكی و افزایش فعالیت‌های خلاف قانون را به جوامع تحمیل می‌كند.


 
آسیب‌ها- همشهری آنلاین:
آخرین قیمت به دست آمده تا پایان سال 86 نشان می‌دهد، هرویین با قیمت فروش كیلویی سه میلیون و 147 هزار تومان، گران‌ترین ماده مخدر كشور است كه پس از آن، مرفین، تریاك و حشیش قرار دارند.

به گزارش ایسنا، بر اساس آخرین آمار گزارش‌های رسمی جمع آوری شده در مورد قیمت مواد مخدر در كشور، مورفین با فروش كیلویی دو میلیون و 418 هزار تومان، تریاك با كیلویی 594 هزار تومان و حشیش با فروش هر كیلو 346 هزار تومان به ترتیب در رتبه‌های بعدی قیمت مواد مخدر در كشور می‌گیرند.

بر اساس آخرین آمار گزارش‌های رسمی جمع‌آوری شده در مورد قیمت میانگین فروش مواد مخدر بر حسب كیلوگرم در سطح كشور، كه از سال 1368 تا 1386 محاسبه شده است، قیمت تریاك از كیلویی 139 هزار تومان آغاز شده و با طی روندی كاملا صعودی كه تنها در سال 1373 قطع شده و به كیلویی 146هزار تومان در این سال رسیده و به 575 هزار تومان در سال 1379 ختم شده است.

اما قیمت هر كیلو تریاك به صورت «دفعه‌ای» از سال 79 تا 80، از 575 هزار تومان به یك میلیون و 75 هزار تومان و تا سال 1382، به یك میلیون و 205 هزار تومان رسیده است.

بر این اساس، روند كاهش قیمت فروش هر كیلو تریاك به زیر یك میلیون تومان، از سال 83 با فروش هر كیلو تریاك به قیمت 737 هزار تومان آغاز شده و با طی روند نزولی، به كیلویی 598 هزار تومان در سال 85 و 594 هزار تومان در سال 86 رسیده است و از این طریق، میانگین سالانه قیمت فروش هر كیلو تریاك در مجموع سال‌های مذكور نیز، 478 هزار تومان می‌شود.

فروش حشیش نیز از كیلویی 74 هزار تومان در سال 1368 آغاز شده و با طی روند كاملا موجی صعودی ـ نزولی كه البته قیمت این ماده مخدر هیچ‌گاه به میلیون تومان نرسیده، به كیلویی 346 هزار تومان در سال 1386 بالغ شده است و بر این اساس، میانگین فروش حشیش نیز به عنوان ارزان‌ترین ماده مخدر كشور طی 20 سال گذشته به سالانه كیلویی 199 هزار تومان می‌رسد.

اما قیمت سالانه هر كیلو از گران‌ترین ماده مخدر كشور در طول 20 سال گذشته، یعنی هروئین، از 438 هزار تومان در سال 1368 آغاز شده و با طی روند صعودی، به كیلویی 580 هزار تومان در سال 1374 رسیده است.

در این میان، قیمت میلیونی هر كیلو هروئین از سال 1375 آغاز شده و با رسیدن به كیلویی دو میلیون و 973 هزار تومان در سال 1381، روندی كاملا صعودی را نشان داده است؛ تا آنجا كه قیمت هر كیلو هروئین از سه میلیون و 262 هزار تومان در سال 82 آغاز و به كیلویی سه میلیون و 147 هزار تومان در سال 86 ختم شده است كه از این طریق، میانگین سالانه قیمت هر كیلو هروئین در طی 20 سال گذشته، نیز یك میلیون و 690 هزار تومان محاسبه می‌شود.

 قیمت هر كیلو مرفین نیز در سال 1368، 275 هزار تومان بوده است، اما قیمت این ماده مخدر با طی روند كاملا صعودی، به كیلویی یك میلیون تومان در سال 1379 بالغ شده و با افزایش فاحش قیمت این ماده مخدر از یك میلیون و 350 هزار تومان در سال 1380، به دو میلیون و 766 هزار تومان در سال 81 و سه میلیون و 274 هزار تومان در سال 82، روند نزولی قیمت آن مجددا از سال 83 با فروش هر كیلومرفین به قیمت دو میلیون و 542 هزار تومان آغاز شده و با ادامه این روند نزولی، به دو میلیون و 418 هزار تومان تا پایان سال 86 رسیده است كه بنابراین، هر كیلومرفین به صورت میانگین، سالانه كیلویی یك میلیون و 285 هزار تومان طی 20 سال گذشته به فروش رفته است.

بر این اساس، بر اساس میانگین سالانه قیمت مواد مخدر در كشور بر حسب كیلوگرم كه بنابر آخرین گزارش‌ها از میانگین‌گیری قیمت مواد در مجموع 20 سال گذشته بدست آمده است، هروئین با فروش كیلویی یك میلیون و 690 هزار تومان، گران‌ترین ماده مخدر كشور بوده است كه مرفین با فروش میانگین كیلویی یك میلیون و 285 هزار تومان، تریاك با فروش میانگین كیلویی 478 هزار تومان و حشیش با فروش میانگین كیلویی 199 هزار تومان، به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار می‌گیرند.

این گزارش در پایان می‌افزاید كه نمودار میانگین قیمت سالانه انواع مواد مخدر در كشور از سال 68 تا 86، یك روند صعودی را تا سال 83 و پس از آن نشان می‌دهد كه از این سال به بعد، قیمت انواع مواد مخدر یك روند نزولی را طی كرده است.


 
آسیب‌ها- پروانه حسن زاده:
اعتیاد، واژه ناخوشایندی است كه مفاهیمی چون رنج و گرفتاری و... را با خود تداعی می‌كند.

نوجوانی كه در سنین كم به سوی موادمخدر گرایش می‌یابد بیش از هر چیز موجب افسوس دیگران می‌شود.

كم‌تجربه بودن،همواره  باعث شده  رفتارهای پرخطر و گرایش به مصرف سیگار و یا موادمخدر در میان نوجوانان بیش از دیگران گسترش یابد. طبق پژوهش‌ها و تحقیقات انجام شده و عوامل گوناگونی ازجمله طلاق و یا منازعات خانوادگی،‌ نبودن تفاهم بین پدر و مادر و همچنین عوامل اجتماعی نظیر فقر، بیكاری، انتخاب دوست و... در گرایش به اعتیاد نقش اساسی دارد.

البته در هر حالتی استثناء وجود دارد و گاه ممكن است فردی در معرض تمام عوامل ذكر شده قرار بگیرد ولی هرگز به اعتیاد گرایش پیدا نكند.

در مقابل موارد ذكر شده، عواملی نیز وجود دارند كه می‌توانند فرد را در برابر رفتارهای پرخطر محافظت كنند و روش‌های مقابله با مسائل و مشكلات را به او بیاموزندكه از آن جمله می‌توان به مدرسه اشاره كرد. مكانی كه بسیاری بر نقش حفاظتی آن تاكید دارند و معتقدند برای ساعاتی نسبتا طولانی علاوه بر تعلیم و تربیت، افراد را از محیط و شرایط بیرونی كه می‌تواند موجب انحراف آنان شود مصون می‌دارد. اما یك مدرسه باید ویژگی‌های لازم را داشته باشد تا در فهرست عوامل حفاظتی قرار گیرد.

مرجان پشت‌مشهدی كارشناس ارشد روانشناسی بالینی كه به بررسی ویژگی‌های مدارس متوسطه آسیب‌پذیر در برابر سوءمصرف موادمخدر در دبیرستان‌های شهر تهران پرداخته، در یك جمع‌بندی كلی این ویژگی‌ها را چنین عنوان می‌كند:

كنترل ناقص و انضباط كم؛ معمولا راهروهای خلوت و دستشویی مدارس جزو مكان‌هایی هستند كه مصرف سیگار و یا رد و بدل كردن مواد، CDهای خاص در آنها راحت‌تر صورت می‌گیرد. رفت و آمد كم به این مكان‌ها این فرصت را برای افراد خاطی فراهم می‌كند تا دور از كنترل اولیای مدرسه اعمال خلاف انجام دهند.

در بسیاری از كشورهای پیشرفته این مشكل با نصب دوربین‌های مداربسته در مدارس حل شده و نظارت كامل بر رفتار دانش‌آموزان میزان گرایش آنان به سیگار و مواد را كاهش داده است.

البته استفاده از دانش‌آموزان داوطلب كه به كنترل نامحسوس كلاس‌ها و مكان‌های خلوت مدرسه می‌پردازند را هم باید ذكر كرد كه گزارش هرگونه مصرف مواد را به اطلاع مسئول مدرسه می‌رسانند و كیفیت كنترل افراد را افزایش می‌دهند. به گفته بسیاری از اولیاء مدرسه كه رابطه تنگاتنگی با نوجوانان دارند وقتی دانش‌آموزان احساس كنند كه نظارت بر آنها كامل صورت می‌گیرد به قوانین مدرسه احترام می‌گذارند و این توجه به قانون بر رفتار و پیشرفت درسی آنها به مرور زمان تاثیر می‌گذارد.

استقرار مدارس در محله‌های پرخطر؛ مناطق و محلاتی كه دارای بافت خاصی به لحاظ توزیع و مبادله موادمخدر هستند محل مناسبی برای رفت‌وآمد افراد معتاد است.  قرار گرفتن مكان مدرسه در محله‌ای آلوده، امكان برخورد و ارتباط نوجوانان با افراد خلافكار را افزایش می‌دهد و گرایش به مصرف سیگار و مواد را در آنها تقویت می‌كند.پشت مشهدی در این زمینه می‌گوید: اگر فضای اطراف مدرسه محل تبادل مواد باشد این فضا عاملی تاثیرگذار خواهد بود. البته در این مورد اتفاق‌نظر وجود ندارد ولی در بسیاری از تحقیقات ارتباط این عامل با مصرف مواد ذكر شده است.

اطلاع‌رسانی كم و ناقص به نوجوانان از سوی مدرسه؛ دادن پیام‌های هشداردهنده و سخنرانی افراد مطلع نظیر پلیس و یا روانشناس در زمینه اعتیاد كمك بسزایی در افزایش آگاهی نوجوانان و ایجاد حساسیت در آنها می‌كند. مدرسه مكان مناسبی جهت مداخله در پیشگیری از مصرف مواد است و این امر منوط به میزان فعالیت آن است.

اینكه چه میزان از مدارس ما به نصب پوستر و یا پیام راجع به اعتیاد و مضرات آن در فضای مدرسه می‌پردازند و یا تا چه‌اندازه جهت افزایش آگاهی نوجوانان بودجه مصرف می‌كنند؟ جای تامل دارد. بی‌شك هر حركتی زمانی می‌تواند موثر باشد كه به صورت مستمر و جدی پیگیری شود. تنها با اشاره‌ای مختصر به موضوع اعتیاد ، نمی‌توان نوجوانان را به این احساس رساند كه باید در برابر موادمخدر بسیج شوند و به مبارزه با آن بپردازند.

فقدان تعلق به مدرسه؛ حضور نسبتا طولانی افراد در مدرسه اگر با انگیزه همراه باشد امر تعلیم و تربیت را سریع‌تر و آسان‌تر می‌كند. برای ایجاد احساس پیوستگی به مدرسه معمولا از دبیران با تجربه، وسایل كمك آموزشی نظیر آزمایشگاه فعال و... استفاده می‌شود اما در كنار این فعالیت‌ها مسئولان مدارس می‌توانند با تقویت فعالیت ورزشی از طریق تماس با یك باشگاه ورزشی كه در نزدیكی مدرسه است و یا گرفتن تخفیف برای دانش‌آموزان و تشویق آنان برای انجام ورزش احساس تعلق به مدرسه را در آنان افزایش دهند.مدارسی كه محیط خشك و خشن دارند معمولا میزان فرار دانش‌آموزان در آنها بیشتر است. فرار از مدرسه عامل مهمی است، اكثر بچه‌های فراری احتمال بیشتری برای  درگیری با مصرف مواد دارند.

این گروه با كوچك‌ترین فرصت از محیط مدرسه فرار می‌كنند و اوقات خود را در خیابان و یا پارك به بطالت می‌گذرانند و با مصرف اولین سیگار مسیر زندگی خود را به بیراهه می‌كشانند.با توجه به سیر نزولی روزافزون سن اعتیاد در جامعه، نقش خانواده و همچنین مدرسه در برنامه‌های پیشگیری پررنگ‌تر می‌شود. مسئولان آموزش و پرورش با برنامه‌ریزی و صرف بودجه می‌توانند‌ آموزش‌های لازم را در محیط مدرسه برای مداخله به اجرا درآورند و نسل جوان را در برابر گرایش به مصرف سیگار و مواد مخدر حفظ كنند.


پنجشنبه 28 آذر 1387

راوانشناسی اعتیاد

   نوشته شده توسط: قاسم تورنگ    نوع مطلب :روانشناسی اعتیاد ،

انواع اعتیاد

  • اعتیادات مجاز

اعتیادات مجاز عبارتند از : وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست می آید و شامل بسیاری از مواد دارویی بویژه آرام بخشها و خواب آورها می شوند که این مواد با تجویز پزشک و یا اغلب خودسرانه مصرف می شوند . اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیم می شوند . اعتیاد به مواد مخدر طبیی و صناعی به عنواندارو شناخته می شوند و اعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادت زا هستند و تداوم مصرف را ایجاد می کنند . همانند تنباکو و مشابهین آنها .

اعتیادات به این مواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور مستقیم در خانواده و جامعه موجب می گردد . مثل عوارض قلب و عروق ، سرطان در دستگاه تنفس .

  • اعتیادات غیرمجاز

اعتیادات غیرمجاز عبارتند از : وابستگی افراد به مصرف همیشگی مواد  و بهره گیری از عواملی که بنا بر قوانین کشوری یا بین المللی غیرمجاز شناخته می شوند . این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ، بهداشتی ، روانی و اجتماعی می باشد . علل مختلف اعتیاد عبارتند از : ارضاء هوسها ، زیاده طلبی ، گرفتن انگیزه های احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی - فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونی مثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه در اشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تأمین بهداشت جامعه و عدم توان درمان کلیه موجود یکی از دلایل اصلی اعتیاد می باشد .

* ویژگیهای افراد معتاد

فرد معتاد کسی است که اساساً یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیز از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا و را محل مناسبی برای زیستن یافته اند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونه ای خود را با شرایط زندگی وفق داده اند آن را عقل می کنند . معتادان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتاً رضایت بخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالباً آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهایی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونه ای رنج می برند . به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمی شود بلکه همه افراد را که بگونه ای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارد فرا می گیرد . مخصوصاً که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد .

* اثرات دارویی مواد مخدر

مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیاد آور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخصی بوجود می آورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام می گیرد و نتیجتاً بر روی حالات جسمانی - روانی فرد اثر می گذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود و مهمترین این تغییرات عبارتند از : تسکین موقت آلام روحی مانند : اضطراب ، افسردگی و بی قراری و تسکین موقت دردهای جسمانی  احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونه های غیرقطی و چون اغلب معتادین قبل ازاینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بوده اند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی میگردد مانند بی قراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال ، عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار ، در چنین مرحله ای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو می گردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند . وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفاً بدنی است و جنبه های وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است .

* ریشه های روانی اعتیاد

از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونه ای غیرمستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنش های غیرقابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی می کند آلام و مشکلات درونی خود مانند اضطراب ، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوه ایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود .

در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد ( عشق سازنده و حقیقی ) او می خواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران مؤثر و باارزش باشد و متقابلاً وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد ، سرانجام ندای درونش از او می خواهدکه او بایستی تغییر کند . تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعه اش قبول مسئولیت نماید . متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیقی دور می شود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعه اش بیگانه می گردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هر چه بیشتر از واقعیتها می کشاند .

* آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ

دوران بلوغ دوره ایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه می گردد . دراین زمان او بخوبی احساس می کند که به مرحله ای جدید از زندگی می بایستی وارد شود و مسئولیتی در قبال خود و جامعه اش اتخاذ نماید . مرحله ای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو می سازد و او سعی می کند بگونه ای بر مشکلات خویش فائق آید . عدم توجه به اعضای خانواده توقعات بیجا و بی مورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات  و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینه های نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر می سازد .

* عوامل خطر ساز و محافظت کننده در سوء مصرف و وابستگی به مواد

تبیین سوء مصرف و وابستگی به مواد از دیدگاه عوامل خطرساز و محافظت کننده از این جهت سودمند است که افقی نو در برنامه های پیشگیری اولیه باز می گشاید  هزینه های سرسام آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگی را به میزان زیادی کاهش می دهد . عوامل خطرساز ویژگیها یا اتفاقاتی هستندکه اگر در شخصی وجود داشته باشند ، کمتر احتمال دارد که او به اختلالا یا بیماری معینی مبتلا شود . عامل خطرساز محافظت کننده در دو قطب یک پیوستار قرار دارند . داشتن عوامل خطرساز به این معنی نیست که حتماً فرد به یک اختلال مبتلا می شود ، بلکه احتمال خطر در این فرد افزایش می یابد . همینطور وجود عوامل محافظت کننده به این معنی نیست که حتماً فرد به یک اختلال مبتلا نمی شود بلکه احتمال مصونیت در مقابل بیماری برای فرد افزایش می یابد . عوامل خطرساز و محافظت کننده بیشماری برای سوء مصرف و وابستگی به مواد وجود دارد قبل از برشمردن این عوامل ویژگیهای آنها در زیر آمده است :

افزایشی عمل می کنند . به این معنی که عوامل می توانند با همدیگر جمع شدن آنها احتمال خطر یا مصونیت افزایش می یابد . مثلاً وجود افسردگی و اضطراب و دسترس پذیری به مواد در یک شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزایش می دهد .

از نظر کمیت و کیفیت متفاوتند . به این معنی که هر یک از عوامل خطرساز و محافظت کننده به لحاظ کیفیت و کمیت با همدیگر فرق دارند . مثلاً کیفیت و چگونگی اضطراب از افسردگی متفاوت است . اهمیت آنها در اشخاص یا گروهها متفاوت است . در اشخاص یا گروههای نژادی ممکن است این عوامل به شکل متفاوتی عمل کنند . مثلاً در گروهی دسترس پذیری به مواد اهمیت بیشتر داشته بشاد . در حالتی که در گروه دیگری نداشتن نگرشهای مذهبی به عنوان عامل خطرساز عمده عمل می کند .

تأثیرشان در زمانهای مختلف در چرخه زندگی متفاوت است . این عوامل بسته به اینکه فرد در چه سنی به سر می برد و چه دورانی را پشت سر می گذارد به لحاظ تأثیر و خطرزایی یا محافظت کنندگی متفاوت هستند .


 
آسیب‌ها- همشهری آنلاین:
مصرف مواد مخدر بر خلاف الگوی جنسیت معتادان، در مدارس برعکس است و دانش آموزان دختر بیشتر از پسران به مواد مخدر صنعتی گرایش دارند.

سهراب کریم زاده  مسئول بهداشت سازمان آموزش و پرورش استان كرمان، در گفتگو با مهر اظهار داشت: عمده دانش آموزانی که به مواد مخدر گرایش دارند در خانواده هایی زندگی می‌کنند که درآنها والدین به مواد مخدر اعتیاد دارند و تعداد دانش آموزانی که در جامعه با مواد مخدر آشنا شده اند به یک صدم درصد جمعیت دانش آموزان معتاد هم نمی‌رسید.

وی تصریح کرد: طبق آمار موجود در سطح کشور افرادی که اعتیاد دارند از لحاظ جنسیت 95 درصد مرد و فقط 5 درصد زن هستند اما این آمار در بین دانش آموزان برعکس است یعنی بیشتر دانش آموزانی که تجربه مصرف مواد مخدر را داشته‌اند از بین دختران بوده‌اند که این موضوع در مقاطع مختلف تحصیلی صادق است.

کریم زاده خاطر نشان کرد: بحث مواد مخدر فقط سیگار نیست بلکه دانش آموزان معتاد بیشتر به مواد مخدر جدید و صنعتی گرایش دارند که می‌توان به کراک، هروئین، قرصهای روان گردان که دانش آموزان اطلاع زیادی در موردشان ندارند، اشاره کرد.

وی یکی از علل گرایش جوانان به این مواد را عدم آگاهی کافی نسبت به مواد مخدر صنعتی دانست و گفت: وضعیت گرایش مواد مخدر در بین دانش آموزان استان کرمان حاد نیست اما در خصوص افراد محدودی نیز که وجود دارند باید همه مسئولان مدرسه با همکاری خانواده ها به دنبال رفع این معضل باشند.

کریم زاده با تاکید بر لزوم نظارت جدی خانواده‌ها بر رفتار فرزندانشان افزود: در صورتی که والدین در رفتار فرزندان خود تغییرات عمده مشاهده کردند باید نسبت به پیدا کردن علل آن حساسیت نشان دهند.

وی گفت: در صورت شناسایی دانش آموزان معتاد این افراد برای ترک اعتیاد به مراکز در نظر گرفته شده معرفی می‌شوند و خدمات مشاوره‌ای و روان شناختی پس از ترک اعتیاد نیز به صورت جدی دنبال می‌شود.


 
درمان- سپیده سمائی:
استامینوفن كدئین به‌زودی از سطح داروخانه‌های كشور جمع می‌شود.

دكتر حسن امامی رضوی افزایش مصرف بالای داروهای مسكن و ضد‌درد در میان مردم را دلیل این تصمیم وزارت بهداشت اعلام می‌كند، اما نكته جالب صحبت‌های معاون وزیر بهداشت تاكید بر «اعتیاد‌آور» بودن این داروهاست: از آنجا كه این داروها اعتیاد‌آور و دارای عوارضی سوء بر بیماران هستند جمع‌آوری و كنترل مصرف آن در دستور كار وزارت بهداشت قرار گرفته است.

امكان اعتیاد به دارویی چون استامینوفن كدئین برای آنهایی كه دارو‌های مسكن را با بهانه و بی‌بهانه مثل نقل و نبات مصرف می‌كنند، شاید عجیب به‌نظر برسد؛ آنهایی كه با هر سردردشان دو تا كدئین بالا می‌اندازند مسلما این قضیه را شوخی می‌انگارند اما اعتیاد به داروهای مسكن و خواب‌آور واقعا جدی است.

آنچنان كه پیش از این نیز مركز ملی مطالعات و درمان اعتیاد از افزایش اعتیاد به داروهای مسكن در جامعه خبر داد و از تبعات این نوع اعتیاد در بین اقشار مختلف جامعه ابراز نگرانی كرد. این در حالی است كه كارشناسان نبود آموزش‌های لازم در كشور را عامل بی‌اطلاعی اقشار مختلف جامعه از این موضوع و جدی نگرفتن این نوع اعتیاد می‌دانند.

این نا‌آگاهی است كه باعث شده كارشناسان نام «اعتیاد خاموش» را برای این نوع از اعتیاد برگزینند.

داروهای مسكن معمولی، داروهای خواب‌آور (گروه بنزودیازپین‌ها مثل دیازپام، لورازپام و...) و همچنین مسكن‌هایی كه در تركیب آنها مواد‌مخدر وجود دارد مانند استامینوفن كدئین و اكسپكتورانت كدئین از جمله داروهایی هستند كه درصورت مصرف خودسرانه و طولانی مدت منجر به اعتیاد افراد می‌شوند.

دكتر علیرضا نوروزی كارشناس اداره سوء‌ مصرف مواد وزارت بهداشت در مورد استفاده از این داروها به همشهری می‌گوید: البته مصرف داروهای ضد‌درد كه جنبه مخدر دارند گاهی ناگزیر است، اما این مصرف باید با تجویز پزشك و تحت نظر او صورت بگیرد چون به هرحال این داروها خاصیت اعتیاد‌آوری دارند.

دكتر نوروزی با تاكید بر اینكه دوز مصرف و زمان استفاده‌ای كه ممكن است منجر به اعتیاد شود با توجه به نوع دارو متفاوت است، می‌گوید: به‌طور كلی استفاده از این داروها در زمانی بیش از 2 ماه و البته تحت نظر پزشك توصیه نمی‌شود.

وی در پاسخ به این سؤال كه آیا آماری در زمینه میزان اعتیاد به مسكن در كشور وجود دارد یا نه، می‌گوید: آماری در این زمینه نداریم اما شكی نیست كه این دارو‌ها باید تحت نظر پزشك مصرف شوند و در غیر این صورت ضررشان بیش از فایده آنهاست.

وی با بیان اینكه در دسترس بودن انواع مسكن‌ها یكی از دلایل افزایش مصرف این دارو‌هاست، می‌گوید: همین دلیل برای تصمیم وزارت بهداشت مبنی بر محدودیت عرضه این دارو‌ها كافی است و نیازی به آمار نیست.

در این میان دكتر شاهین شاد‌نیا متخصص سم‌شناسی نیز به نكته جالبی اشاره می‌كند: در كشور‌های غربی كه مصرف الكل رواج زیادی دارد، شایع‌ترین دلیل پیوند كبد مصرف استامینوفن است.

این درحالی است كه در كشور ما به‌طور معمول مردم این دارو را بی‌خطر می‌دانند و به‌طور بی‌رویه از استامینوفن ساده و كدئین استفاده می‌كنند.

اشتامینوفن من كژاست؟

به گفته محققان مصرف داروهای مسكن و خواب‌آور دارای آثار و عوارض مخربی است كه معمولا تا چند ساعت باقی می‌ماند.

داروهای مسكن و خواب‌آور باعث تغییرات رفتاری یا روانی همچون سرخوشی مختصر، پرخاشگری، اختلالات دركی، اختلال قضاوت، گیجی، رخوت، خواب آلودگی، شل شدن عضلات، به هم خوردن تعادل و اختلال عملكرد شغلی و اجتماعی می‌شوند.

همچنین مصرف طولانی داروهای مسكن و خواب‌آور عوارضی شامل افسردگی، سردرد، ناراحتی گوارشی، آسیب كبدی و اختلال حافظه در پی دارد.

همچنین براساس تحقیقات به عمل آمده زنانی كه به‌طور مداوم از داروی مسكن استامینوفن، بروفن و از این قبیل استفاده می‌كنند، دو برابر افراد معمولی در خطر ابتلا به فشار خون بالا هستند.

اما علاوه بر عوارض مصرف، ترك این داروها نیز عوارضی به‌دنبال دارد. ترك داروهای مسكن و خواب‌آور دارای علائمی است كه این علائم معمولا روز بعد از قطع دارو شروع می‌شود.

علائم ترك این داروها شامل افسردگی، اضطراب، بی‌قراری، اختلال خواب، بی‌اشتهایی، تهوع، كاهش فشارخون، افزایش درجه حرارت بدن، تشنج و حتی اغما و مرگ است.

دكتر شاد‌نیا در این زمینه به همشهری می‌گوید: فردی كه به مصرف داروهای مسكن و خواب‌آور معتاد باشد درصورت قطع دارو و یا كم كردن دوز مصرف آن دچار علائم ترك می‌شود.

البته شدت و نوع این علائم بسته به نوع دارو متفاوت است. مثلا فردی كه به استفاده از داروهای كدئین دار معتاد باشد درصورت ترك دارو دچار بدن درد، خمیازه، آبریزش از بینی و اسهال می‌شود.

برخی كارشناسان درمان اعتیاد به مسكن را سخت‌تر از اعتیاد به مخدرهای معمول می‌خوانند: حتی در بعضی از موارد درمان ناممكن است زیرا بدن فرد معتاد به اینگونه مسكن‌ها عادت كرده و به نوعی نسبت به مسكن‌ها مقاوم شده است و به همین دلیل دیگر در درمان فرد معتاد نمی‌توان از مسكن‌های مشابه استفاده كرد.

اما دكتر نوروزی با این نظر مخالف است: اعتیاد به مسكن نیز مانند اعتیاد‌های دیگر است و افرادی كه متوجه اعتیاد به مسكن می‌شوند، می‌توانند به مراكز درمانی مراجعه كنند و با استفاده از برنامه‌های مراقبت مشكل خود را حل كنند.

سوءاستفاده از مسكن

از اعتیاد ناخواسته به مسكن‌ها كه بگذریم، مسئله مهم دیگر گرایش بعضی از افراد به این داروها، دقیقا به‌منظور نشئگی است.

شاید باور این مطلب مشكل به‌نظر برسد ولی آمارها حاكی از آن است كه نوجوانان در سراسر دنیا هر روز تمایلشان به سوءاستفاده از داروها بیشتر می‌شود به‌طوری كه برخی از آنها در حال حاضر از قرص‌های مسكن به‌عنوان مواد‌مخدر استفاده می‌كنند.

نتیجه بررسی‌های یك مؤسسه تحقیقاتی آمریكایی مواد‌مخدر نشان می‌دهد كه ازمیان
 هر 11نوجوانی كه امروزه اكس، كوكایین، كراك یا ال‌اس‌دی‌را امتحان می‌كنند، حداقل یك نفر از داروهای مسكن استفاده می‌كند.

مدیر این مؤسسه تحقیقاتی به بی‌بی‌سی می‌گوید‌: ابتدا نوجوانان مواد‌مخدر مختلفی را امتحان می‌كردند ولی امروزه آنها به‌طور قانونی جهت تهیه دارو به داروخانه می‌روند.

پژوهشگران با پرسش از 7 هزارو300 نوجوان در رابطه با مواد مخدر دریافته‌اند كه 84 درصد  آنها تقریبا به‌صورت مرتب مسكن مصرف می‌كنند به‌خصوص كه این دارو به سادگی در گنجه هر خانه‌ای یافت می‌شود.

گزارش اخیر انجمن «آمریكا بدون مواد» نیز نشان می‌دهد كه گسترش اعتیاد به داروهای مسكن و روانگردان در میان نوجوانان آمریكایی، نسبت به اعتیاد به مواد‌مخدر بیشتر است.

بر پایه این گزارش، آنچه باعث شیوع این داروها در میان نوجوانان آمریكایی شده، این است كه این داروها در مقایسه با مواد‌مخدر، بسیار آسان‌تر قابل تهیه هستند.

هرچند در كشور ما آمار دقیقی از سوء مصرف مسكن‌ها در دسترس نیست، اما استفاده از استامینوفن كدئین به‌عنوان جایگزین مواد‌مخدر موردی است كه شاد‌نیا به آن اشاره می‌كند: بخش قابل‌توجهی از مسمومینی كه در اثر استفاده بیش از حد استامینوفن كدئین به بیمارستان لقمان می‌آیند، معتادانی هستند كه به‌عنوان جایگزین مخدر از این دارو استفاده كرده‌اند.

در هر حال بحث جمع‌آوری داروی استامینوفن كدئین به‌صورت جدی در وزارت بهداشت مطرح شده است و قرار است كه داروی استامینوفن ساده،‌‏ بیشتر در داروخانه‌ها توزیع شود.

به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت، اعتیاد آور بودن داروهای مسكن و افزایش مقاومت بدن نسبت به اثرات درمانی این داروها در كنار موضوعاتی همچون احتمال شیوع بیماری‌‏های افسردگی در این بیماران موجب شده است تا طبق دستورالعملی جدید، مصرف این داروها جزء اقلام داروهای نسخه‌‏‌ای و با تجویز پزشك قرار گیرد.


 
رفتارها- فخرالسادات كهندانی :
بهرام- ج- 37 ساله و بچه شهرستان است. مدتی می‌شود كه در تهران اقامت دارد. مجرد است و سابقه اعتیادش به 10 سال می‌رسد.

تجربه مواد را از دوران سربازی به یاد دارد! و در حال حاضر مدت 5 سال و 3 ماه است كه پاك ماندن را تجربه می‌كند. حاصل نشست با او آشنایی با شناخت شیوه‌های ترك اعتیاد در روند گام‌های 12گانه انجمن NA به‌ویژه گام 8 و 9 است. او در ابتدا در خصوص این دو گام می‌گوید:

«در گام هشتم فهرستی از تمام كسانی كه به آنها صدمه زده‌ایم تهیه كرده و خواستار جبران خسارت هستیم. در گام نهم با ماهیت مفهوم «آزادی» به اصل رهایی می‌رسیم، روابطم كامل و پربار می‌شود و دیگر در زندگی‌ام به كمبودهای مالی و حتی عاطفی فكر نمی‌كنم چون دعوت به زندگی را پذیرفته‌ام.

* در گام هشتم فهرستی از تمام كسانی كه به آنها صدمه زدید تهیه كرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها می‌شوید. این گام چه تفاوتی با گام چهارم كه ترازنامه اخلاقی است دارد؟

 - گام هشتم آغاز یك فرآیند است كه به ما اجازه می‌دهد تا خود را با دیگران مساوی احساس كرده و به‌جای احساس گناه و خجالت در چشم دیگران نگاه كرده و سر خود را بالا نگه‌ داریم، دیگر نیاز نیست كه از كسی دوری كنیم و به خاطر اهمال یا غفلت در انجام مسئولیت از تنبیه شدن بترسیم. در گام چهارم من ابزار لازم را جهت شناخت خود و اطلاعات مورد نیاز برای دوست داشتن پیدا می‌كنم و در گام هشتم نیز تشخیص صدماتی است كه من باعث به‌وجود آمدن آن شده‌ام. سؤال این است كه آیا من در صدمه زدن قصدی داشتم یا نه؟ نكته اصلی این است كه احتمالاً بعضی از این صدمات را نتوانم جبران كنم.

* آیا تنها به صدماتی كه زده‌اید می‌پردازید یا این‌كه دیگران هم در این فرآیند نقش دارند؟

 - در دوران مصرفم من به دیگران صدمه زده‌ام و بالطبع دیگران به‌ویژه خانواده‌ام از من ضربه و صدمات عاطفی و روانی خوردند. گام هشتم به تشخیص این صدمات كمك می‌كند كه فرقی ندارد به واسطه خشم، بی‌دقتی و یا ترس باعث رنجش آنها شده باشم. آنچه كه مهم به نظر می‌آید رفتارهایی است كه من بر اساس خودخواهی، ناصادقی، تكبر یا هر نقص اخلاقی بروز داده‌ام.

* به هدفی كه در این تغییر دنبال می‌كنید تا چه حد نزدیك شده‌اید؟

 - پاك كردن و زدودن آثار خساراتی كه وارد كرده‌ام و در نهایت رسیدن به بهبودی روحانی؛ این‌كه خود را ملزم به انجام یك‌سری از كارهایی بكنم تا بتوانم در اكنون و امروز زندگی كنم و البته نكته قابل اهمیت اینجاست كه من و دیگر دوستان در حال بهبودی‌ام نمی‌توانیم تمام فهرست‌مان را در خاطر خود نگه‌ داریم. من باید نام تك‌تك افراد را بنویسم و سپس آنچه كه درباره جبران خسارت آموخته‌ام را مرور كنم. حتی نیاز است كه به قدم چهارمی كه به عنوان ترازنامه تهیه كرده‌ام رجوع كنم و تا آن‌جا كه ممكن است اطلاعاتم را در این خصوص بالا ببرم.

* تداعی این خاطرات سخت است. وقتی فهرست خود را برای راهنمایتان می‌خوانید او در قبال این فهرست چه مسئولیت و نقشی را بر عهده دارد؟

- بعضی از اسامی فوراً به مغزم خطور می‌كند اما بعضی دیگر را ممكن است از یادم برده باشم و تنها آن واقعه را به یاد آورم و حتی گیج كننده نیز به نظر آید. در اینجاست كه با راهنمایم مشورت می‌كنم و او به من گوش می‌دهد، توصیه می‌كند كه مسایل را از نگاه دیگران نگاه كنم.

* و این شما را برای ورود به گام نهم آماده می‌سازد این‌طور نیست؟

 - بله، چون در این گام یعنی گام نهم تا هر جا كه امكان دارد افرادی را كه در لیست خودم وارد می‌كنم راضی می كنم و در صدد جبران برمی‌آیم تا دیگران مرا بپذیرند و به بیداری روحانی برسم و احساس آزادی كنم. گام نهم، گامی نیست كه بتوان خیلی شسته و رفته و مرتب در یك چارچوب زمانی گنجاند. به عبارتی در گام هشتم وقتی فهرستی برای جبران خسارت‌هایمان نوشتیم نمی‌توانیم بگوییم كه در گام نهم جبران این خسارت‌ها را شروع كرده و سپس یكی یكی روی هركدام كه جبران كردیم یك خط می‌كشیم. من باید به یاد داشته باشم كه جبران خسارت یك جا تمام نمی‌شود!

* آیا مفهوم «جبران خسارت» در گام نهم معنای خاصی دارد؟

 - در گام نهم،‌ نهایت تلاش من باید در این مورد باشد كه دیگر قرض و بدهی كه قادر به پرداخت آن نیستم به بار نیاورم. در این گام نكته كلیدی در «تمایل» است. یعنی تمایل را به مرحله عمل می‌رسانم و این مستلزم آگاهی از خطاها و مشكلاتی است كه باعث شكل‌گیری آن نشده‌ام و با بررسی آنها باید انتظار وقوع حوادثی را نیز در آینده داشته باشم!

* گام نهم تمرینی برای گام‌های قبلی است؟

 - بررسی صادقانه نیاز تمام این گام‌هاست، وقتی ترازنامه اخلاقی را در گام چهارم نوشتم و در گام پنجم بدان اقرار كردم و غرورم را در گام‌های شش و هفت كنار گذاشتم و بالاخره نگاه واقع‌بینانه‌ای كه اكنون به آزارهایی كه رسانده‌ام بیندازم به تمامی دست به دست یكدیگر داده و فروتنی ما را زیادتر می‌كند و در نتیجه برایم انگیزه كافی ایجاد می‌شود تا گام نهم را به انجام برسانم، پاسخ پرسش شما با توضیحاتی كه دادم «بلی» است.

* در گام نهم آیا ترس از جبران خسارت وجود دارد؟ آیا نمی‌ترسید كه این افراد شما را طرد كنند یا انتقام بگیرند؟

- باور این‌كه تجاربی از این دست امكان دارد به ضررم تمام شود قدری سخت است و مسلماً احساس شكست و سرخوردگی می‌كنم. حتی موجب ترسم نیز می‌شود، اما اگر هدفی كه در گام نهم متمركز است بر روی آن دقت و عمل كنم به نكات مهمی چون، ثابت قدم بودن ترمیم یا اصلاح و جبران یا همان تلافی می‌رسم.

* و این همان نتیجه‌ای است كه از گام نهم به‌دست می‌آورید؟

 - این گام، فروتنی، گذشت، محبت و از خود گذشتگی به ما می‌آموزد. اكنون باید شروع به شفا یافتن از اعتیاد كنم. با پشیمانی و افسوس‌های گذشته‌ام زندگی نكنم، ممكن است گاه به گاه به دلایلی از مسیر خود منحرف شوم، اما در گام دهم فرصت می‌یابم كه دوباره خود را پابرجا كرده و قدم به پیش بردارم.

* آیا تا به حال شده كه رودررو دست به جبران خسارت بزنید یعنی به‌طور مستقیم با طرف مقابل‌تان وارد عمل شوید؟

- راستش نه، چون علی‌رغم این‌كه سعی می‌كنم شهامت داشته باشم و نترسم، اما در واقع می‌ترسم، اگر مستقیم بروم با كسی كه به او سالها پیش خسارت زده‌ام صحبت كنم، نمی‌دانم چه اتفاقی پیش خواهد آمد، شاید شرایطم از قبل بدتر شود! مثلاً اگر من از كسی دزدی كرده باشم ممكن است بروم و بگویم من از شما دزدی كردم (برای مثال 10 سال پیش) حالا آمده‌ام هم عذرخواهی كنم و هم پولتان را برگردانم. در درجه اول من باید شرایطم را به كمك راهنمایم بررسی كنم كه آیا آمادگی چنین كاری را دارم. این‌كه در طرح چنین مشكلی بهترین راه ورود برای انجام این جبران خسارت كدام است، آنگاه راحت‌تر می‌توانم اقدام كنم.

* به نظر می‌رسد كه برای جبران خسارت به‌طور رودررو باید منتظر هرگونه عكس‌العملی باشید؟

 - ببینید، شخص مورد نظر، اصولاً حاضر نیست كه جبران خسارت مرا بپذیرد! در چنین شرایطی این من هستم كه باید تشخیص دهم مسئولیت من كجا ختم خواهد شد! اگر او می‌خواهد تا آخر عمرش از من دلخور و عصبانی باشد، من فقط می‌توانم برایش دعا كنم و اگر با چنین خسارتی مشكل دارم راهنمایم بهترین كسی است كه می‌تواند كمكم كند. شاید راه و روش بهتری را با هم پیدا كنیم و البته تنها خداوند است كه در این راه از او می‌خواهم مرا یاری كننده باشد.

* می‌توانید بهترین احساسی كه در طی كردن گام نهم به‌دست می‌آورید را بیان كنید؟

 - رسیدن به مقام والای انسانیت! این‌كه دیگر به رفتارهای قبل خود بازنمی‌گردم و روز به روز دارم تغییر می‌كنم. هرچه بیشتر با افرادی كه به آنها خسارت وارد كرده‌ام روبه‌رو شوم بیشتر متواضع‌تر می‌شوم. فروتنی را پیشه می‌كنم. می‌آموزم كه نسبت به دیگران بی‌توجه نباشم و پیش از سخن گفتن یا عمل كردن باید فكر كنم و این باید جزیی از طبیعت زندگی‌ام شود و این یعنی درس از خود گذشتگی و همین رویه است كه مرا به آزادی می‌رساند.

* در مورد جمله آخر خود بیشتر توضیح دهید.

- ماهیت گام نهم «آزادی» است، تمام مجموعه‌های رفتاری من وقتی احساسی مثل خجالت، گناه، دزدی، دروغگویی و ... دارم در این گام رهایی می‌یابند روابطم كامل و پربار می‌شود، دست به كنترل نمی‌زنم، كمك می‌گیرم و این‌كه در زندگی‌ام اگر كمبودهای مالی و... دارم به آن فكر نمی‌كنم و به‌طور مرتب به گام‌هایی كه قبلاً به واسطه آن به رهایی و آزادی امروز رسیده‌ام فكر می‌كنم و قدر آن را می‌دانم چون دعوت به زندگی را پذیرفته‌ام.


 
درمان- بی‌بی‌سی:
داروهای نسخه‌ای تقلبی، بازارهای کشورهای درحال توسعه را پر کرده؛ داروهایی که گاه عواقب مرگبار به دنبال دارد.

سازمان ملل در گزارشی اعلام كرده است که داروهای نسخه‌ای تقلبی، بازارهای کشورهای درحال توسعه را پر کرده؛ داروهایی که گاه عواقب مرگبار به دنبال دارد.

 در این گزارش همچنین آمده است که اعتیاد به مواد افیونی (تریاک و مشتقات آن) اکنون در كشورهای خاورمیانه بیش از سایر نقاط دنیا رایج است که دلیل عمده آن نزدیکی به مرکز تولید آن یعنی افغانستان است. در بین این كشورها هم ایران بیش از همه در معرض تهدید است.

گذشته از بحث مواد مخدر، گزارش هیأت کنترل بین‌المللی مواد مخدر می‌گوید که تا 50 درصد داروها در بازارهای دارویی کشورهای در حال توسعه تقلبی است. این گزارش همچنین می‌گوید که استفاده نادرست (استفاده به عنوان ماده مخدر) از داروهای نسخه‌ای به زودی از استفاده سوء از مواد مخدر غیرقانونی در جهان پیشی می‌گیرد و دولت‌ها باید قوانین کنونی را به طور جدی اجرا کنند و قوانین تازه‌ای را در مورد فروش اینترنتی دارو وضع کنند.

 این گزارش با تاكید بر این‌كه بازار داروهای تقلبی به سرعت در حال گسترش است، هشدار داده است كه چنین داروهایی بیماران را در معرض خطرات جدی و در مواردی مرگبار قرار می‌دهد.

 فیلیپ امافو، رئیس هیأت، گفت: «دستاوردهای سال‌های گذشته در کنترل مواد مخدر در جهان ممکن است در اثر این تحول بدیمن به طور جدی تضعیف شود.» او افزود: «بیماران باید باور كنند كه داروهای تقلبی به جای شفا دادن ممکن است جان مردم را بگیرد.»

طبق این گزارش،‌ سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی باید در مقابله با داروهای تقلبی و قاچاقچیان آنها به آن دسته از کشورهای عضو که امکانات کافی ندارند کمک کنند. هیأت مستقر در وین همچنین گفته است که سوءاستفاده از داروهای نسخه‌ای در اروپا، آفریقا و جنوب آسیا از اعتیاد به هروئین، کوکائین و اکستسی فراتر رفته است. بنابه این گزارش در آمریکا تنها حشیش است که سوءاستفاده از آن از سوءاستفاده از داروهای نسخه‌ای پیشی می‌گیرد.

نكته بارز دیگری كه در گزارش به آن تاكید شده، این است كه آمارهای دقیق در مورد سوءاستفاده از داروهای نسخه‌ای به سختی به دست می‌آید زیرا بسیاری از کشورها نمی‌دانند کدام داروها مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد.


چهارشنبه 27 آذر 1387

می‌توان پیروز شد

   نوشته شده توسط: حسین اسماعیلی    نوع مطلب :روانشناسی اعتیاد ،آنچه خانواده‌ها باید بدانند! ،

 
آسیب‌ها- محمد سرابی :
روش‌های متفاوت برای مقابله با پدیده اعتیاد.

اعتیاد یكی از مشكلات دائمی جامعه ما است كه در هر مقطع راه‌حلی برای آن پیشنهاد شده است. بسیاری از این راه‌حل‌ها نیز آثار سطحی و كوتاه‌مدت را به همراه آورده‌اند و پس از مدتی وضعیت به همان روال سابق برگشته است ولی در سال‌های اخیر با تشكیل جمعیت‌ها و گروه‌های مردمی ترك مواد مخدر روش‌های متفاوتی برای مقابله با پدیده اعتیاد طراحی شده است.

جمعیت خیریه تولد دوباره چند ماه پیش در مراسم سالیانه خود طرحی را اعلام كرد كه بر اساس آن می‌توان میزان رشد شمار معتادان را مهار كرد.

با «دیلمی» مدیر طرح و برنامه جمعیت تولد دوباره در دفتر اداری این گروه گفت‌وگو می‌كنیم. او روش پرهیزمدار و گروهی ترك مواد مخدر را مؤثرترین روش می‌داند و مزیت مالی آن را هم با استفاده از ماشین حساب به اثبات می‌رساند.

  • با چه استدلالی یك گروه مردمی می‌تواند به مهار اعتیاد كمك كند؛ كاری كه نهادهای مسئول در انجام آن موفقیت‌های چشمگیری پیدا نكرده‌اند؟

 - استدلال اصلی ما یك جمله است «راه‌حل برای بحران اعتیاد را معتادان درمان شده می‌دانند» چون در عمق مشكل حضور داشته‌اند و حالا كه نجات یافته‌اند می‌توانند به معتادان دیگر برای ترك كمك كنند.

  •  نیروهای شما از این افراد هستند؟

- بله، خدمتگزاران جمعیت تولد دوباره و به‌طور كلی اعضای اغلب گروه‌های مردمی كه برای ترك مواد مخدر تشكیل می‌شوند، كسانی هستند كه سابقه مصرف داشته‌اند و اكنون موفق شده‌اند مواد را كنار بگذارند. اصلی‌ترین تكیه‌گاه ما هم این خدمتگزاران هستند.

  • در كشور ما سالیانه مبالغ هنگفتی برای مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر مصرف می‌شود. شما گروه خیریه هستید و منبع بزرگ مالی ندارید، چه‌طور می‌خواهید مخارج كار را تهیه كنید؟

 - در مورد وجه اقتصادی این معضل نكته‌ای را باید ذكر كنم. متاسفانه روش معمول این است كه برای مهار اعتیاد «هزینه» می‌كنند در حالی كه باید«سرمایه‌گذاری» كنند تا بنیانی برای ترك مواد ایجاد شود نه اینكه فقط منابع مالی مصرف شوند.

  • پیشنهاد تولد دوباره برای «سرمایه‌گذاری» چیست؟

 - ما در طول 5 سال فعالیت به روشی دست پیدا كرده‌ایم كه كارایی خود را نشان داده است. معتادان با هر نوع مصرف و هر چه‌قدر سابقه اعتیاد باید وارد اردوگاه‌های ترك اعتیاد شوند.

 در ابتدا فرد مراجعه‌كننده كه ما به او «ره‌جو» می‌گوییم با تایید پزشك در جلسه گزینش شركت می‌كند تا انگیزه او برای ترك مواد ارزیابی شود. اگر اعضای جلسه كه خود سابقه ترك مواد دارند انگیزه و اراده او را كافی تشخیص دادند با پرداخت 35 هزار تومان به جمع ره‌جویان اردوگاه می‌پیوندد. دوره اقامت در اردوگاه 28 روز طول می‌كشد كه در این مدت با شركت در جلسات و انتقال تجربیات راهنماها و همین‌طور به دلیل دوری مطلق از مواد مخدر ذهن و جسم ره‌جو آماده ترك مواد می‌شود.

  • از چه دارویی استفاده می‌كنید؟

 - هیچ دارویی. اساساً در تولد دوباره به استفاده از دارو برای ترك مواد مخدر اعتقاد نداریم.

  • اگر ره‌جویان در داخل اردوگاه به مصرف مواد مخدر بپردازند؟

 - در هر مرحله‌ای كه باشند فوراً ترخیص می‌شوند. اگر دو نفر از خدمتگزاران گزارش كنند كه یك ره‌جو در حال مصرف مجدد مواد دیده شده است- كه ما به این كار لغزش می‌گوییم- بلافاصله از كمپ اخراج خواهد شد.

  • گفتید اردوگاه‌ها كارایی خود را نشان داده‌اند. این كارایی چه‌قدر بوده است؟

- 43 درصد؛ به این معنی كه در طول این سال‌ها 43 درصد از مجموع كسانی كه وارد اردوگاه‌های ما شده‌اند در هنگام ترخیص و بعد از آن پاكی خود را حفظ كرده‌اند. پاكی‌ها از 2 ماه تا 6 سال ادامه دارد كه رقم 6 سال متعلق به نیروهای اولیه ما است.

  •  هزینه اردوگاه‌ها چه‌طور تامین می‌شود؟

- از ورودیه پرداختی و كمك‌های مردمی. اردوگاه‌ها اغلب در پارك‌های حاشیه‌ شهر و با موافقت ارگان‌های مسئول در فضایی محصور ساخته شده‌اند و اگر از این فضا بازدید كرده باشید می‌بینید كه از هر نوع مصالح ممكن استفاده شده است تا سرپناهی برای مددجویان فراهم شود.

 بنابراین مشكل مالكیت زمین را نداریم. نیروی انسانی ما هم كه همگی داوطلب هستند. وسایل رفاهی نیز در حد امكان و مقدورات فراهم شده است و مهم‌تر از همه، این‌كه ما از دارو كه خود به‌تنهایی هزینه بالایی دارد استفاده نمی‌كنیم.

  • طرح مهار اعتیاد تولد دوباره بر اساس همین اردوگاه‌ها تدوین شده است؟

- ما به این نتیجه رسیدیم كه مصرف‌كنندگان مواد اعتیادآور مشكلات جسمی، فكری، خانوادگی، شغلی و ... دارند و روزی كه از اردوگاه خارج می‌شوند، دوباره این مشكلات آنها را احاطه می‌كند.

مثلاً 21 درصد مراجعان فاقد سرپناه هستند و این خطر وجود دارد كه بعد از ترخیص دوباره به گوشه خیابان رانده شوند یا 47 درصد آنها شغلی ندارند و احتمالاً با سابقه اعتیادشان شغلی هم پیدا نخواهند كرد. ما الگویی را طراحی كردیم به نام «خانه‌های بین‌راهی» كه در آن ره‌جویان، پس از طی دوره 28 روزه در اردوگاه به این خانه‌ها می‌روند و یك سال در آنجا زندگی می‌كنند.

  • به همراه دیگران یا به‌تنهایی؟

- حتماً همراه دیگران چون فضای جمعی باید حفظ شود. در هر خانه چند نفر شبیه به خانه‌های دانشجویی زندگی می‌كنند. در مرحله اولیه كه حدود 3 ماه طول می‌كشد نباید از خانه خارج شوند.

بعد از این دوره وارد خانه‌های باز می‌شوند كه همزمان برای اشتغال آنها در مشاغلی كه توانایی داشته باشند تلاش می‌شود. در طول یك سال، ساعت كاری آنها به‌تدریج 2 ساعت تا 8 ساعت افزایش پیدا می‌كند و اجازه خروج از خانه را هم پیدا می‌كنند. با این روش درمان فرد پس از اردوگاه هم ادامه پیدا می‌كند.

  • مددجویانی كه صاحب خانواده باشند نزد خانواده‌های خود برمی‌گردند؟

- می‌توانند برگردند ولی باید به این موضوع حتماً توجه كرد كه خانواد فرد آسیب‌دیده باید آموزش‌های لازم را دیده باشد. ترحم، بی‌اعتنایی، تحقیر، تشویق و ... واكنش‌هایی هستند كه خانواده‌ها در مورد آنها آموزش می‌بینند تا بتوانند با معتاد یا فرد پاك شده به‌درستی برخورد كنند. آموزش به خانواده‌ها هم از قسمت‌های مهم فعالیت تولد دوباره است.

  • البته مخارج خانه‌های بین‌راهی از اردوگاه‌ها بیشتر خواهد شد.

 - مطمئناً، ولی باز هم مجموع هزینه‌ای كه برای ترك اعتیاد با این روش مصرف می‌شود كمتر از هزینه‌ای است كه در حال حاضر با روش‌های دیگر استفاده می‌شود و خیلی اوقات هم به نتیجه پایدار نمی‌رسند.

  • ترك كردن با روش‌های دیگر چه‌قدر هزینه‌بر هستند؟

 - هر روز زندان 50 هزار تومان هزینه دارد و اگر یك معتاد را به زندان بیندازند در یك سال 1825000 تومان برای او خرج شده است علاوه بر این‌كه در پایان سال معلوم نیست ترك كرده باشد.

درمان دارویی و سم‌زدایی و مواد جایگزین در یك دوره یك‌ساله هم حدود 1800000 تومان قیمت دارد و باز هم به اعتقاد ما تكیه كردن صرف بر دارو روش مؤثری برای ترك نیست و بعد از یك سال هر چه‌قدر هم كه بدن فرد را سم‌زدایی كرده باشند چون در جلسات با دیگر ره‌جویان حضور نداشته است دوباره به سمت مواد برمی‌گردد. حداقل با این دو روش زندان و دارو پول زیادی خرج می‌شود و نتیجه پایداری به‌دست نمی‌آید.

  • فرض كنیم كه موفق شدید با روش اردوگاه و خانه‌های بین‌راهی چند نفر را از اعتیاد برهانید این رقم چه‌قدر از رقم رشد اعتیاد را جبران می‌كند؟

 - بیایید فرض كنیم ما صد اردوگاه ترك اعتیاد در سراسر كشور داشته باشیم كه هركدام در طول سال 720 نفر ورودی دارند. مجموع كسانی كه وارد این اردوگاه‌ها می‌شوند 72000 نفر است.

 من اینجا می‌خواهم از آمار 43 درصد كه توسط تولد دوباره به‌دست آمده هم پایین‌تر بیایم و با فرض 30 درصد پاكی محاسبه را ادامه بدهم. با این فرض كه 30 درصد از كسانی كه یك سال را در اردوگاه‌ها و خانه بین‌راهی می‌گذرانند پاكی خود را حفظ كنند ما در سال حدود 21600 نفر معتاد پاك شده داریم. رشد اردوگاه‌ها در تهران و شهرستان‌ها بسیار سریع است و در یك برنامه بلند‌مدت می‌توان ظرفیت آنها را به 720000 نفر در سال رساند كه نتیجه آن 216 هزار بهبود یافته در سال است.

  • و تعداد معتادان جدید؟

 - در این مورد آمارهای بسیار متفاوتی وجود دارد. اگر بنا به ارقام رسمی معتادان را 2 میلیون نفر و بنا به آمار نیمه رسمی نرخ رشد را 7 درصد اعلام شده در نظر بگیریم سالیانه 140 هزار نفر به تعداد معتادان كشور افزوده می‌شود. رسیدن به همین تعداد بهبود یافته دور از انتظار نیست. روند رشد اردوگاه‌ها طوری بوده است كه ما در مدتی كوتاه از 50 مركز به 170 مركز اردوگاهی رسیده‌ایم.

  • ولی افزایش ظرفیت و تعداد اردوگاه‌ها هزینه‌بر خواهد بود؟

 - تمام موضوع در همین‌جا خلاصه می‌شود كه هزینه مصرف شده برای گسترش اردوگاه‌ها بسیار بسیار كمتر از رقم 1800000 تومان ذكر شده است. وقتی 72 هزار نفر وارد اردوگاه می‌شوند و هركدام 35 هزار تومان پرداخت می‌كنند و ورودی سالیانه 2520000 تومان است، اگر فرض كنیم 43 درصد این ورودی‌ها پاك بمانند یعنی 30960 نفر، خرج هركدام برای ترك اعتیاد در اردوگاه 81 هزار تومان و اگر 30 درصد پاك بمانند 116 هزار تومان است.

 یعنی هر فرد با 100 هزار تومان پول از مواد پاك شده. این ره‌جو اگر صاحب خانواده بود در جمع خانواده آموزش دیده و اگر به دلیلی به خانواده دسترسی نداشت در خانه‌های بین‌راهی درمان را ادامه می‌دهد و می‌تواند به‌طور قطعی از چنگال اعتیاد رها شود.

می‌بینید كه با فاصله‌ای نجومی از هزینه‌های فعلی صرف شده برای مبارزه با مواد مخدر می‌توان تعداد بهبود یافته‌های پایدار را به سطحی رساند كه موج گسترش مواد مخدر مهار شود.

در ایران نزدیك به 2 میلیون معتاد (و بنا به برخی اظهارات 4 – 5 میلیون) وجود دارد كه مجموعاً 11 میلیارد تومان را در طول یك روز صرف تامین مواد مخدر می‌كنند (ایسنا 27/8/85). این جمعیت معتاد كه اغلب دارای خانواده هستند بین 12 تا 15 میلیون نفر را به نوعی درگیر معضل مواد مخدر كرده‌اند (مشاور فرهنگی ستاد مبارزه با مواد مخدر 5/11/85) و 45 درصد جمعیت ورودی زندان‌ها را تشكیل می‌دهند (معاون سلامت سازمان زندان‌ها بهمن ماه 85).

 بد نیست برای دریافت ابعاد جهانی مسئله مواد مخدر این را هم داشته باشید كه بنا به آمار دفتر مقابله با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد در سال 2006 حدود 200 میلیون نفر از جمعیت 15 تا 64 ساله دنیا در 12 ماه گذشته حداقل یك بار مواد مخدر مصرف كرده‌اند.


چهارشنبه 27 آذر 1387

غلبه بر درد

   نوشته شده توسط: حسین اسماعیلی    نوع مطلب :روانشناسی اعتیاد ،آنچه خانواده‌ها باید بدانند! ،

 
آسیب‌ها- فخر السادات كهندانی :
به نظر می‌رسد آن دسته از كسانی كه فیلم خون بازی را دیده‌اند، چه در نگاه منتقد فیلم و چه در نگاه بیننده عام یك نقطه نظر مشترك دارند و آن متفاوت بودن این فیلم در نحوه پرداخت به مقوله اعتیاد است!

فیلم ضمن نمایش سیاه- خاكستری به این معضل اجتماعی تنها در یك قالب كلیشه‌ای نپرداخته، بلكه نشانه‌ها و علائم اصلی و فرعی بیماری وابستگی به مواد مخدر رابا طرح روابط بین فرد بیمار با خانواده به تصویر كشیده شده است.به عبارت‌ساده‌تر:

- در ابتدا اعتیاد به عنوان یك بیماری برای فرد معتاد با ویژگی‌های رفتاری آن مدنظر است.

 - نشانه‌های بیماری وابستگی ناسالم در روابط خانوادگی دیده می‌شود و تصویر از یك جامعه كه روابط سالمی در آن حاكم نیست.موضوع این مقاله نقد فیلم خون‌بازی نیست بلكه اشاره به نشانه‌ها و علائم بیماری وابستگی به مواد مخدر و تاكید بر اهمیت نقش «خانواده» در این زمینه به بهانه نمایش این فیلم است.

«خون بازی» در فرهنگ معتادان! یعنی تزریق به واسطه یك سوزن مشترك كه معتادان آن را به نوعی جزو مرام گروه خود به شمار می‌آورند.

 واقعیت این است كه شیوه تزریق برای یك بیمار وابسته به مواد مخدر دردناكترین نوع مصرف بشمار می‌رود. آنچه در این زمینه از اهمیت خاص برخوردار است، پردازش به شخصیت معتاد و ویژگی‌های رفتاری او همراه با بالا رفتن سطح اطلاعات خانواده‌ها از این خصوصیات است كه می‌تواند یك عامل مهم در برابر روند پیشرفت اعتیاد باشد.

پرسشی كه در اینجا مطرح می‌شود این است؛ آیا تلاش‌های رسانه‌های صوتی و تصویری و سازمان‌های مسئول در ترسیم چهره اعتیاد تاكنون توانسته سطح كیفی اطلاعات مردم را در این زمینه بالا ببرد؟ شاید باید گفت «بله».

 اما اگر چنین است چرا در جامعه كنونی جوانان ما به سمت مصرف مواد جدید با الگوهای مصرفی جدید حركت كرده‌اند. منظور كم ارزش جلوه دادن فعالیت‌های انجام شده در زمینه پیشگیری از اعتیاد نیست، اما ضروری است هر چند وقت یك‌بار خود را نقد كنیم. به راستی، چگونه باید در این زمینه آگاهی و اطلاعات مردم ارتقاء یابد؟

 در جایی كه ما همه روزه شاهد تیزرهای تبلیغاتی جذاب از رادیو و تلویزیون برای بازار فروش كالاهای تجاری مختلف هستیم، سیستم اعتیاد بدون هیچ‌گونه آگهی و تبلیغاتی بسیار ظریف كار خود را با مهارت و زیركی انجام می‌دهد؛ از به كار گماردن كودكان در نقش واسطه‌گری در خرید و فروش و حمل مواد مخدر گرفته تا آلوده كردن آنان به مصرف برای رسیدن به مقصود خود یعنی تجارت!

در قبال سیستم اعتیاد، سیستم ضد اعتیاد كه پیش از این از آنها با عنوان سازمان‌ها و ارگان‌های ذی‌صلاح در امر اعتیاد نام برده شد تاكنون چه برنامه و استراتژی‌هایی به كار گرفته‌اند تا به هدف كلی خود یعنی پیشگیری از وابستگی به مصرف مواد مخدر در جامعه دست یابند، فعالیت‌های پراكنده، موازی و بعضاً متعارض سازمان‌هایی نظیر ستاد مبارزه با مواد مخدر، دفاتر پیشگیری از اعتیاد سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش و... موجب شده سیستم اعتیاد مفرهای بسیاری را برای توسعه دامنه فعالیت خود و در نتیجه گسترش دام اعتیاد بیابد. به همین دلیل ایجاد یك شبكه قدرتمند و پویا با حضور سازمان‌ها و ارگان‌ها و نهادهای دولتی و همراهی مردم از هر طبقه اجتماعی می‌تواند میزان فعالیت را از سیستم اعتیاد بگیرد.

 اما پس از چنین انسجامی در برنامه‌ها و سیاست‌های دستگاه‌های مسئول همچنان كه اشاره شد ارتقای سطح آگاهی و اطلاعات جامعه تنها كلید مبارزه است كه به واسطه آموزش امكان‌پذیر است. اصلی‌ترین فعالیت آموزشی باید از سوی خانواده‌ها صورت بگیرد. به‌طور قطع و یقین بیماری اعتیاد از نوع ارتباط فرد وابسته به مواد مخدر با خانواده‌اش تأثیر می‌پذیرد.

 در فیلم خون بازی نیز، مادر سارا (بیتا فرهی) به دلیل بیماری «هم وابستگی» به شكل بیمارگونه پذیرای رفتارهای دخترش بود مثل رفت‌وآمدهای خودسرانه او و عدم قطع ارتباط با دوستان مصرف كننده مواد. سارا به عنوان یك معتاد نیز توانسته بود با بزرگ نمایی نقاط منفی مادر به خاطر جدایی از پدر و نیز تأكید بر نقطه ضعف عاطفی وی با تسلط بر احساسات مادر او را وادارد تا با او همراه شود.

بیمار وابسته به مواد مخدر خانواده را به سمت باج‌گیری عاطفی سوق می‌دهد. در این مرحله شناخت صحیح خانواده از معتاد، شخصیت و ویژگی‌های رفتاری او بسیار مؤثر است. در مرحله دوم می‌بایست مسئولیت بیماری از جانب خانواده بر دوش بیمار گذاشته شود به‌طوری كه بیمار بپذیرد كه تنها و تنها خود اوست كه می‌تواند به خودش كمك كند و آنها فقط همراه وی خواهند بود. مراحل تغییر روند در رفتار بیمار وابسته به مواد مخدر عبارت است از:

- ایجاد تغییر در باورهای شناختی

 - ایجاد تغییر در نگرش خانواده (همدلی و مشاركت)

 - ایجاد تغییر در رفتار (از وابستگی ناسالم به سمت وابستگی سالم)

خانواده اگر در مرحله انكار باشد یعنی مثل خود معتاد، بیماری فرزندش را انكار می‌كند و قبول ندارد فرزند او معتاد است. آنان اغلب این جملات را به كار می‌برند، فرزند من معتاد نیست، اصلاً در خانواده من معتادی وجود ندارد، ما دارای تحصیلات عالیه و... هستیم فرزند من هرگز معتاد نمی‌شود... ما با دیگران فرق داریم!

متأسفانه این طرز فكر و نگاه نشأت گرفته از همان تفكرات معتادگونه است كه به آن انكار واقعیت گفته می‌شود! با این نتیجه‌گیری كه اعتیاد یك بیماری خانوادگی است و البته بیماری كه با ویژ‌گی همه‌گیر بودنش، ‌نمی‌توان از آن مصون ماند!پس لازم است در گام اول با قبول و پذیرش بیماری و مسئولیت یك فرد از این جامعه حداقل در بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات خود فعال باشیم و با شناخت هر چه بیشتر از این بیماری راهكارهای پیشگیری آن را بدانیم.

سازمان‌ها و ارگان‌های مسئول دولتی نیز با به‌كارگیری قوانینی سختگیرانه می‌توانند در این فرآیند كمك بسزایی كنند. چرا كه اعتیاد به افكار روشنفكرانه یا سنتی ارتباطی ندارد بلكه این تنها ماده مصرفی است كه تفاوت‌ها را به شباهت آن هم به شكل اعتیاد بدل می‌سازد!

خانواده‌ها با عدم یادگیری مهارت‌های حل مسئله، قدرت، تصمیم‌گیری و كنترل بر احساسات و هیجانات خود می‌توانند تفاوت پررنگی را در زمان قطع مصرف در افراد وابسته به مواد ایجاد كنند.

«سارا» به عنوان یك فرد معتاد در فیلم خون بازی محصول یك خانواده از هم گسسته با حضور یك پدر الكلی و بیمار و مادر وابسته ناسالم است. آنچه می‌تواند خانواده را امیدوار به ترك فرزند بیمار خود در قطع مصرف مواد مخدر و ماندگاری در ترك اعتیاد نماید، در 4 مرحله اتفاق می‌افتد!

1 - آمادگی و شروع به اقدام برای ترك

 2 - اقدام فعالانه برای ترك

 3 - تقویت فعالیت‌های مثبت و جایگزین به جای مصرف مواد

 4 - پیشگیری از مصرف دوباره

متأسفانه بسیاری از خانواده‌ها، با تصور این كه ازدواج فرزندان، خرید خودرو، موبایل و یا در اختیار قراردادن سرمایه برای كسب و یا در صورت تأهل، تشویق آنها برای بچه‌دار شدن و... می‌تواند مؤثر در ترك مصرف مواد و یا قطع آن باشد.

آنها تصور می‌كنند مشوق‌های بیرونی و مادی قادر نیست انگیزه‌ها و اراده درونی فرد را برانگیزد این در حالی است كه قطع مصرف مواد و مقابله با آن تنها باید از درون خود بیمار شكل بگیرد و به عمل مقتدرانه تبدیل شود. در این میان خانواده‌ها نیز با آموزش در این مسیر دشوار همراه بیمار خواهند شد.


 
آسیب‌ها- گروه اجتماعی:
معاون آموزش اداره كل مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی گفت: قاچاقچیان، سالانه یكهزار و 500 میلیارد دلار از درآمد حاصل از تجارت مواد مخدر در جهان را پولشویی كرده و با آن اقدام به راه‌اندازی مؤسسات خیریه می‌كنند.

سرهنگ علی سماواتی در نشستی پیرامون قرصهای روانگردان و بحرانهای اجتماعی كه در دانشگاه مذاهب اسلامی برگزار شد، با بیان این كه جرم مربوط به مواد مخدر، جزء جرایم سازمان یافته و دومین تجارت غیرقانونی جهان بعد از قاچاق سلاح است، اظهار كرد: هم اكنون اعتیاد در جهان به عنوان چهارمین بحران جوامع به شمار می‌رود.

به گفته معاون آموزش اداره كل مبارزه با مواد مخدر ناجا،  قاچاق مواد مخدر در جهان، سالانه 600 میلیارد دلار درآمد دارد.

وی معتقد است: از آنجا كه اعتیاد، مرز نمی‌شناسد باید زمینه‌های پیشگیری با ایجاد تنفر از مواد مخدر فراهم شود. برای از رونق انداختن بازار عرضه باید در جهت كاهش تقاضا وارد عمل شد.

معاون آموزش اداره كل مبارزه با مواد مخدر ناجا در تشریح انواع مواد مخدر گفت: در گروه نخست، تریاك به چهار گروه طبیعی، نیمه طبیعی و مصنوعی تقسیم می‌شود كه عبارتند از تریاك، مرفین، شیره، سوخته و تفاله، هروئین كه تركیبی از ایندریواستیك و مرفین است در گروه دوم و متادون و... در گروه سوم جای می‌گیرند.

همچنین هروئین نیز چهار شماره دارد: شماره یك «مرفین»، شماره دو با دو تا سه درصد خلوص به هروئین خیابانی معروف است، شماره سه «كراك» است كه 60 تا 70 درصد خلوص دارد و به آن كلوخ، هروئین فشرده یا آزمایشگاهی نیز گفته می‌شود. شماره چهار هم هروئین 90 تا 100 درصد خلوص معروف به «كریستال» است كه به دلیل خلوص بالا به آن «اشك خدا» می‌گویند.

سرهنگ سماواتی همچنین هشدار داد: مخدر «كراك» كه هروئین شماره 3 است و در حال حاضر در بازار به فروش می‌رسد، كراك طبیعی نیست، چرا كه كراك اصلی تركیبی از جوش شیرین و كوكائین است و هر گرم بیش از 120 هزار تومان به فروش می‌رسد؛ حال آنكه قیمت كراكی كه هم اكنون میان متقاضیان در ایران توزیع می‌شود، بین 5 تا 15 هزار تومان است!

وی تصریح كرد: بر این اساس كراك غیرطبیعی به دلیل تركیبات غیرضروری و ناخالص، تخریب 5 برابری   دارد و ترك آن به سختی انجام می‌شود، چرا كه مصرف مواد مخدر بر روی غده كرتكس مغز تاثیر می‌گذارد.

به گفته معاون آموزش اداره كل مبارزه با مواد مخدر ناجا، موادی از قبیل تمجیزك، نورجیزك و بن‌جیزك كه برای ترك اعتیاد مورد استفاده قرار می‌گیرند، نه تنها به ترك اعتیاد منجر نمی‌شود، بلكه بر روی سیستم خونسازی بدن تاثیر گذاشته و كبد را از كار می‌اندازد، به طوری كه مصرف سه میلی‌گرم از این مواد، به اندازه 33 بار مصرف مرفین است و 25 تا 50 برابر از مرفین قویتر بوده و اعتیاد را افزایش می‌دهد.

10 میلیارد تومان هزینه روزانه تهیه مواد مخدر

از سوی دیگر دبیر اجرایی سمینار سراسری پیشگیری و درمان اعتیاد خاطرنشان كرد: براساس اخبار به‌دست‌آمده از دفتر پیشگیری و امور اعتیاد سازمان بهزیستی روزانه 10میلیارد تومان برای تهیه مواد مخدر از سوی معتادان در كشور هزینه می‌شود كه این مسئله نگران كننده است.

دكتر مسعود مسلمی با اشاره به سرانه هزینه پیشگیری از اعتیاد كه یك دلار است، گفت: هزینه درمان 30 برابر هزینه‌های پیشگیری می‌باشد لذا توجه هرچه بیشتر مسئولان به برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد كمك به اقتصاد كشور است.

اولین سمینار سراسری پیشگیری و درمان اعتیاد توسط انجمن پزشكان عمومی ایران از دوم تا چهارم خرداد در محل تالار غرضی بیمارستان میلاد برگزار می‌شود.


 
آسیب‌ها- سمیه شرافتی:
رئیس مركز ترك اعتیاد تهران، چند روز قبل، ضمن بیان این‌كه مصرف ماده محرك «شیشه» به‌شدت در بین معتادان كشور در حال گسترش است، نسبت به رواج استفاده از این ماده، بخصوص در معتادانی كه با روش متادون‌درمانی مصرف مواد مخدر سنتی را كنار می‌گذارند، ابراز نگرانی كرد.

این در حالی است كه تغییر الگوی مصرف مواد مخدر از انواع سنتی به مواد صنعتی و شیمیایی و استفاده از قرص‌های روان‌گردان، چند سالی است كه به‌عنوان یك تهدید جدی در كشور ما تلقی می‌شود.

مخدرهای صنعتی در واقع تركیبی از مخدرهای سنتی با مواد شیمیایی هستند. در میان مخدرهای صنعتی، شیشه، اثری تركیبی از توهم‌زایی و تحرك‌بخشی دارد و سیستم مركزی اعصاب را تحریك كرده و باعث بروز نوعی تشنج و حركات غیرقابل كنترل به همراه تعریق، گشادی مردمك چشم و در مجموع، كنش‌های شدید رفتاری می‌شود.

به عقیده متخصصان بر خلاف مخدرهای افیونی مانند تریاك كه عموماً آرام‌بخش هستند و استعمال‌كننده را به سمت سكون و كندی حركت می‌برند، شیشه، فرد را به سمت رفتارهای خشونت‌آمیز سوق می‌دهد.

دكتر شاهین شاد‌نیا، دبیر انجمن علمی سم‌شناسی و رئیس مركز مسمومیت‌های بیمارستان لقمان، ضمن اشاره به اینكه شیشه كه به اسامی گلس (Glass) و كریستال نیز شناخته می‌شود، می‌گوید: اوایل در بازار ایران این ماده جزء تركیبات مخدر شبه‌مرفینی (هروئین) به حساب می‌آمد، ولی بعد از مدتی این ماده مجدداً به شكل اصلی خود كه دارای تركیبات محرك است، برگشته است.

وی در ادامه می‌گوید: این ماده كه از خانواده آمفتامین‌ها است، اثراتش درست مثل قرص اكستازی است و باعث افزایش انرژی، پر‌فعالیتی، شادابی، بی‌خوابی، افزایش تمركز، بالارفتن درك و حس اعتماد به نفس می‌شود و به خاطر همین اثرات است كه افراد در سنین 18 تا 25 سال به این مواد روی می‌آورند.

دبیر انجمن علمی سم‌شناسی با بیان اینكه به دنبال استفاده از این تركیبات ترشح یك‌سری از مواد شیمیایی محرك كه عامل ایجاد احساس شادی هستند، افزایش می‌یابد، می‌گوید: در حالت نرمال این ترشحات به میزان متعادل در بدن ساخته و سنتز می‌شوند، ولی با مصرف این مواد میزان این ترشحات افزایش می‌یابد و در نتیجه ذخایر این ترشحات بیشتر تخلیه می‌شود.

به همین خاطر بعد از مدتی كه از مصرف این تركیبات می‌گذرد، احساس شادابی نیز از بین می‌رود و همین امر دوز مصرفی فرد را بالا می‌برد.

به گفته این متخصص، معتادان به شیشه، بعد از مدت زمانی احساس شادابی اولیه را دیگر ندارند و به تدریج افسردگی و احساس كسالت، خمودگی و بی‌‌‌اشتهایی در فرد زندگی او را از حالت عادی خارج می‌كند.

دكتر شادنیا با توضیح اینكه مسمومیت با این ماده می‌تواند علائم خفیف (افزایش ضربان قلب، فشار خون بالا، اضطراب، پرخاشگری) تا شدید (بالا‌رفتن درجه حرارت بدن، فعالیت بیش از حد عضلانی و تخریب بافت عضلانی، تشنج، كما و مرگ) ایجاد كند، می‌گوید: در حال حاضر مشكل اصلی ما با این تركیبات این است كه برای آنها درمان اختصاصی و داروی پادزهر وجود ندارد.

مثلاً در مورد شبه‌‌‌‌مورفین‌ها ما پادزهر داریم و در صورت مراجعه این بیماران به بیمارستان از این داروها استفاده می‌كنیم ولی درمان این بیماران صرفا حمایتی است و فقط می‌توانیم فشار خون و تشنج را در آنها كنترل كنیم.

به گفته كارشناسان، شیشه یك محصول آزمایشگاهی با كاربرد شیمیایی است و به خاطر فرآیند سختی كه در تولید این ماده وجود دارد، هزینه آن بسیار بالاست. به طوری‌كه قیمت یك كیلو شیشه چیزی حدود 55 تا 70 میلیون تومان است و  هر صوت‌ آن‌ با قیمت‌ بیش‌ از 20هزار تومان‌ فروخته‌ می‌‌شود.

به عقیده متخصصان اگر بیمار معتاد به این ماده مخدر شانس بیاورد و دچار جنون و توهم نشود، افسردگی‌های شدیدی گریبانگیرش می‌شود كه كنار آمدن با آن تقریباً محال است.

دكتر هومان نارنجی‌ها، معاون مركز تحقیقات سوء‌مصرف و وابستگی به مواد با تاكید بر اینكه متاسفانه تبلیغات سوئی كه در مورد این ماده می‌شود، این باور را جا انداخته كه برای ترك اعتیاد تریاك یا مورفین باید شیشه مصرف كرد، به همشهری می‌گوید: این باور غلطی است چون تریاك ضربان قلب را كند و شیشه تند می‌كند و همین ناهمسانی سكته قلبی و مغزی را به همراه می‌آورد.

دكتر نارنجی‌ها با بیان این كه خیلی‌ها فكر می‌كنند مصرف شیشه عوارض ندارد، تاكید می‌كند: چون این ماده تازه به بازار آمده، عوارضش هنوز برای كسی مشخص نیست، ولی همین الان هم در مراكز درمانی آسیب‌های جسمی و روحی این ماده كاملاً مشهود است.

او با بیان اینكه البته هنوز بسیاری از مراكز آموزش‌های كافی را در خصوص درمان این اعتیاد ندارند و كمتر كلینیكی را می‌توان در تهران یافت كه در درمان اعتیاد با شیشه موفق باشد، توضیح می‌دهد: اشكال این ماده این است كه چون در بازار قاچاق تولید می‌شود فرمولاسیون مشخصی ندارد و كاملاً به طور سلیقه‌ای تولید می‌شود و این درحالی است كه با وجود اینكه 3 سال از ورود این ماده به كشور می‌گذرد، در حال حاضر مصرف آن نسبت به سال پیش 30 تا 40 درصد افزایش یافته است.


 
آسیب‌ها- فرمانده نیروی انتظامی گفت: از آنجایی كه قرص های روانگردان و توهم زا فعلا راه درمان و جایگزین ندارد، فعالیت‌ها در پیشگیری متمركز شده است.

سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در زاهدان در جمع خبرنگاران با اشاره به اینكه این نیرو هنوز آمادگی لازم برای مقابله با مواد مخدر صنعتی را ندارد و در این زمینه نیازمند برنامه ریزی است، افزود: با توجه به اینكه قرص‌های روانگردان و غیره از فرمول‌های متعددی ساخته می‌شود هنوز وسایل آشكار ساز مناسب برای كشف آنها در اختیار نداریم.

وی تصریح كرد: گمرك نیز هنوز این مواد را از داروهای معمولی تشخیص نمی‌دهد زیرا وسیله‌ای برای شناسایی آنها در اختیار ندارد.احمدی مقدم ادامه داد: به همین سبب ما هنوز آمادگی مقابله با این مواد را نداریم اما شیوع و گسترش مواد مخدر صنعتی هم در كشور زیاد نیست و اعتیاد آن در مقایسه با مواد مخدر كمتر از5 در صد است.

وی اظهار داشت: با توجه به نوظهور بودن این مواد در كشور جامعه آگاهی لازم را از مضرات آن ندارد و تصور می‌شود كه این قرص‌ها برای لذت‌های زودگذر است و آثاری هم بر جا نمی‌گذارد این در حالی است كه موادمخدر صنعتی اعتیاد آور است و كسی هم كه معتاد شد اگر مصرف نكند دچار افسردگی‌های شدید و وابستگی روحی، روانی و حتی جسمی می‌شود.

وی یادآور شد: سال آینده اولویت اول ستاد مبارزه با مواد مخدر، بحث پیشگیری و اقدامات فرهنگی است. امسال نیز بخشی از درمان و كاهش آسیب معتادان در دستور كار ستاد قرار دارد.

دبیر كل ستاد مبارزه با مواد مخدر در مورد تعداد كارگران معتاد در كشور، گفت: در حال حاضر نمی‌توان آمار دقیقی از تعداد كارگران معتاد ارایه داد، اما امسال كار سرشماری با روش‌های مطمئن در حال انجام است و نتایج آن تا پایان سال اعلام خواهد شد، به طوری كه در این تحقیقات تعداد دقیق دانشجو، دانش‌آموز و در مجموع مرد و زن معتاد، نوع اعتیاد، میزان مصرف و میزان آلودگی‌شان به مواد مشخص خواهد شد.

60درصد هروئین انگلیس از ایران می‌گذرد

جانشین دبیركل ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز در نشست مشترك با چند تن از اعضای مجلس عوام انگلستان گفت: اروپا در زمینه مبارزه با مواد مخدر بیشتر با ایران احساس همدردی می‌كند تا كمك! و اگر قرار باشد، فقط ما در زمینه‌ی جلوگیری از ترانزیت مواد مخدر كه نفع آن به اروپا هم می‌رسد، هزینه بدهیم و اروپا همچنان فقط تماشاگر باشد، قطعا صبر ایران هم تمام خواهد شد.

این در حالی است كه حداقل 60 درصد هروئین ورودی به انگلستان از مسیر ایران عبور كرده است كه البته برخی این میزان را تا 90 درصد برشمرده‌اند و این امر از لزوم كمك جدی اروپا به ایران در تقویت استحكامات مرزی و جلوگیری از ترانزیت مواد به اروپا حاكی است.

محمدرضا جهانی یكی از مسیرهای مهم ترانزیت مواد مخدر از ایران را دریاچه بالكان به سمت اروپا دانست و با اشاره به خسارات ناشی از این ترانزیت برای اروپا، اظهار كرد: طبق آمار رسمی سازمان ملل متحد در 2006، از هر اروپایی 15 تا 64 ساله،7 نفر یك بار مواد مخدر مصرف كرده و این عدد 3 نفر بیشتر از فرم جهانی است كه این نكته زنگ خطر جدی برای اروپا محسوب می‌شود.

در ادامه این نشست، رئیس كمیسیون روابط خارجی پارلمان انگلستان، با تاكید بر این كه همكاری مشترك ایران و انگلستان در جنگ با مواد مخدر بسیار حائز اهمیت است گفت: ایران تاكنون فعالیت‌های قابل توجهی در كنترل جریان مواد مخدر و كنترل ورود و خروج آن از مرزهایش انجام داده است و گزارش برخی وزرای انگلستان نیز این امر را تایید می‌كند كه میزان تریاك توقیفی ایران بیش از هر كشور دیگر دنیاست.


 
آسیب‌ها- كاملیا مافی:
با توجه به كاهش شدید قیمت روان‌گردان‌ها و داروهای محرك در كشور و ناآشنایی ماموران مرزی با انواع متنوع آن، روزبه‌روز این مواد بیشتر وارد ایران می‌شوند.

به‌گونه‌ای كه در چند سال اخیر سن مصرف‌كنندگان این قرص‌ها از 18 تا 25 سال به 15 تا 20 سال تغییر كرده است. همچنین تنوع و تغییر پى‌درپى در تولید و طراحى این نوع داروها باعث شده بیشتر مردم، مسئولان و پزشكان از ماهیت واقعى این قرص‌ها بى‌خبر باشند.[رازهای زندگی: توهم‌زاها چگونه عمل می‌کنند؟]

متأسفانه این ناآگاهى تقریبا همه‌گیر است و در همه قسمت‌هاى كشور، مثل ماموران گمرك و حتى میان قضات هم وجود دارد. این موضوع را دكتر شهرام نادری، رئیس هیأت‌مدیره مؤسسه ارتقای سلامت ایرانیان مطرح می‌كند.

مصرف، روز به روز بالاتر می‌رود

آثار مخرب قرص‌های روانگردان موضوعی تازه نیست، ولی هر چه از آن بنویسیم و بخوانیم كم است، زیرا استفاده از آنها روز به روز در حال گسترش است. این قرص‌ها ابتدا در سال 1920 جهت مصارف پزشكی و دارویی وارد بازار شد، ولی بعد از مدت كوتاهی به خاطر عوارض بد آن از طرف سازمان ملل ممنوع شد.

در این میان، عده‌ای سودجو نه تنها تولید آن را متوقف نكردند، بلكه با تمام توان و قوت به تولید این كالای مرگبار پرداختند. به‌طوری‌كه هم‌اكنون انواع مصرفی این قرص‌های شیطانی به هزار و 400 نوع رسیده و بعد از نفت یكی از پردرآمدترین كالاهای جهانی شده است.

قرص‌های روانگردان كه در ایران بیش از 300 نوع آن شناسایی شده است، این روزها به شدت در حال افزایش مصرف و تعدد تركیبات است. این نوع قرص‌ها به نا‌م‌های مختلفی وارد بازار و چرخه تبلیغات اینترنتی می‌شوند. دلالان بازار سیاه روانگردان‌ها نیز برای فریب جوانان از نام، رنگ، جلد و تبلیغات مختلفی استفاده می‌كنند. تعدد این نام‌ها به معنای تفاوت در آثار مخرب آنها نیست. هم‌اكنون در ایران این قرص‌ها به «اكس» و گاهی به «قرص شادی‌آور» مشهور شده است كه همین عنوان شادی‌آور باعث كنجكاوی و جذب جوانان به سوی آن شده است.

یك شادی‌آور مخرب

هر كدام از این قرص‌ها قسمتی از مغز را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند و حس خاصی را در انسان تحریك می‌كنند؛ یكی تنفر را، برخی نیروی جنسی را، یكی شادی و دیگر توهم و... .
رئیس هیات‌مدیره مؤسسه ارتقای سلامت ایرانیان، كاهش حافظه و تمركز، اضطراب‌های شدید، بی‌میلی و ناتوانی جنسی در مردان، عوارض تناسلی، اختلال در قاعدگی و عقیمی در زنان، عوارض كلیوی- از جمله نارسایی حاد و آمفاكتوس‌ كلیه كه فرد مجبور به انجام دیالیز می‌شود- انواع عوارض قلبی و ریوی را از جمله مشكلاتی می‌داند كه برای فرد مصرف‌كننده ایجاد می‌كند. البته باید به این فهرست پرافتخار! معضلات جسمی، اختلال تنفسی و ابتلا به سندروم «ریه كراكی»، عوارض نورولوژیك مانند تشنج و سردرد و همچنین عوارض گوارشی مانند درد‌های شدید شكمی و تهوع را نیز افزود.

علیرضا. م یكی از مصرف‌كنندگان این قرص‌ها می‌گوید:« یك بار قرص تركاندم! انگار كسی دنبالم می‌كرد، توی مهمانی بودیم و از دوستم خبری نبود. دو ساعت بود كه غیب شده بود به هر جا سر زدیم نبود كه نبود، فقط توالت مانده بود به هر طریق كه ممكن بود بیرونش آوردیم.»

روانگردان‌ها و انتقال بیماری‌های عفونی

رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران با هشدار نسبت به بروز اختلالات مغزی و تبعات آن در افرادی که از مواد‌مخدر صنعتی استفاده می‌کنند، می‌گوید: «روانگردان‌ها وقتی وارد بدن می‌شوند، علاوه بر اینکه اختلالاتی در هوشیاری فرد ایجاد می‌کنند، سامانه دفاعی بدن را نیز از حالت اولیه خارج كرده و قدرت دفاعی بدن را در مقابل هرگونه ویروس و میکروب تحلیل می‌برند.»

 دکتر «ایرج خسرونیا» در ارتباط با اثرات مصرف مخدرهای صنعتی و بروز بیماری‌های مقاربتی نیز می‌گوید: «با توجه به اینکه مصرف این قبیل مخدرها بر روی سامانه تفکر و مغز افراد اثر می‌گذارد، شخص قادر به تصمیم‌گیری‌های درست و منطقی نیست. در نتیجه شخص نسبت به رفتاری که در آن موقعیت از خود بروز می‌دهد، هیچ تشخیص درستی ندارد و همین مسئله می‌تواند پیامدهای ناگواری همچون انتقال بیماری‌های عفونی از طریق تماس جنسی نادرست را به‌دنبال داشته باشد.»

اینترنت و گسترش فعالیت سوداگران

گسترش استفاده از این قرص‌ها به‌دلیل ارتباطات و استفاده‌های غیرقانونی از اینترنت و توزیع در مهمانی‌های شبانه، بوستان‌ها و اماكن زیرزمینی اجتناب‌ناپذیر است و این توصیفات بسیار ساده‌لوحانه است كه فقط دولت یا نیروی انتظامی را عامل جلوگیری از این فاجعه و زلزله بدانیم، بلكه باید به ضرورت آگاهی‌بخشی افراد و تقویت روحیه «نه» گفتن در برابر وسوسه‌های اینگونه در جوانان بیندیشیم.

سوداگران مرگ به ساده‌ترین روش تبلیغات كنونی كه اینترنت است، اقدام به ترویج آن می‌كنند و با زیباترین واژه‌ها و جملات سعی در تخریب افكار جهانی دارند كه یك نمونه آثار وحشتناك این تبلیغات، خودكشی‌های دسته جمعی ژاپنی‌هاست كه بارها در اخبار شنیده‌اید.

دكتر فریبرز نادران، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در این‌باره می‌گوید:‌ «هم‌اكنون 16 هزار سایت در جهان به‌صورت شبانه‌روزی، به نفع مصرف روانگردان‌ها‌ اطلاع‌رسانی مثبت می‌كنند، اما در برابر این حجم عظیم از تولید «باورهای غلط»، مسئولان هنوز با وجود ورود به حوزه اطلاع‌رسانی، در تغییر نگرش و ایجاد رفتارهای پایدار در جوانان ایرانی، تلاش كافی نكرده‌اند.»

وی با اشاره به پژوهش سال گذشته خود در بیش از 100 كافی‌شاپ تهران به‌عنوان یكی از اماكن عمده توزیع داروهای روانگردان می‌افزاید: «این مطالعه نشان داد كه علت عمده مصرف داروهای روانگردان كه به شدت توهم‌زا هستند، نیاز به مصرف یك ماده انرژی‌زا، بی‌هویتی و افسردگی جوانان مصرف‌كننده است كه در پی این نیازها، جوانان به‌دنبال روشی كاذب برای پر كردن خلأ هویت و نشاط خود می‌گردند.»

این پژوهشگر، برخی رسانه‌ها را نیز مورد نقد قرار داد كه از قرص‌های روانگردان‌  با نام قرص‌های شادی‌آور یاد می‌كنند و با این نامگذاری، این مواد موجب كنجكاوی جوانان برای مصرف داروهای مذكور می‌شود.

روانگردان‌ها، جایگزین مواد‌مخدر

دبیركل ستاد مبارزه با مواد‌مخدر هم از جایگزینی قرص‌های روانگردان به جای مواد‌مخدر سنتی هشدار می‌دهد و می‌گوید:«مبارزه با قرص‌های روانگردان صنعتی جدید در دستور كار ستاد مبارزه با مواد‌مخدر است، زیرا معتقدیم مواد‌مخدر آرام آرام از شكل سنتی به مواد صنعتی روانگردان در حال تغییر است كه برای كنترل این مواد به‌طور قطع افزایش آگاهی خانواده‌ها و جامعه اهمیت زیادی دارد.»

سردار اسماعیل احمدی‌مقدم می‌گوید: «با توجه به نوظهور بودن این مواد در کشور، جامعه آگاهی لازم را از مضرات آن ندارد و تصور می‌شود که این قرص‌ها برای لذت‌های زودگذر است و آثاری هم بر جا نمی‌گذارد. در حالی که موادمخدر صنعتی اعتیادآور است و کسی هم که معتاد شد اگر مصرف نکند، دچار افسردگی‌های شدید و وابستگی روحی، روانی و حتی جسمی می‌‌شود.»

وی از دوره جدید كنترل این مواد می‌گوید و تصریح می‌كند:« در دوره جدید برای كنترل مصرف مواد‌مخدر در كشور تاكید ویژه‌ای بر اجرای برنامه‌های آموزشی و پیشگیرانه مؤثر و قابل ارزیابی داریم و به همین علت برنامه‌های متنوعی با همكاری صدا و سیما و NGO‌ها تدارك دیده‌ایم كه ساخت فیلم‌ها و انیمیشن‌ها و پخش برنامه‌های آموزشی از طریق صدا و سیما از آن جمله است.»

به‌نظر می‌رسد جلوگیری از گسترش این مواد كه آثار زیانبار آن صدها برابر بیشتر از مواد‌مخدر است، بیش از هر چیز نیازمند آگاه‌سازی مردم به‌ویژه جوانان است و این مهم جز با همكاری تمام دستگاه‌های فرهنگی كشور محقق نخواهد شد.


 
عمومی- سمیه شرافتی :
مسمومیت‌ها شاخه‌ای از اورژانس‌های امدادی- درمانی را تشكیل می‌دهند كه گاهی تأخیر چند دقیقه‌ای در مداوای آنها ممكن است عواقب وخیمی را در پی داشته باشد.

وقتی ماده سمی از راه دهان وارد بدن می‌شود با توجه به قدرت و نوع سم مصرف شده‌، بعد از مدتی شروع به ایجاد علائم و نشانه‌هایی در شخص می‌كند كه این علائم با توجه به نوع سم‌، نسبت سم مصرفی به جثه شخص و طول مدتی كه سم خورده شده، متغیر است.

در محیط ما مواد شیمیایی بسیاری وجود دارند كه می توانند موجب مسمومیت از راه گوارشی یا تنفسی شوند.

در هنگام مسمومیت با هر كدام از این مواد، علائم خاص آنها ظاهر می‌شود كه ما می‌توانیم تا حدودی نوع سم را از روی علائم تشخیص دهیم.

مثلا بیشترین موارد مسمومیت شیمیایی به‌وسیله داروهای موجود در خانه و نیز مواد نفتی ایجاد می‌شود. 

این مواد به  چند دسته قابل تقسیم بوده و عبارتند از: داروها، گاز منوكسید كربن و دیگر گازهای سمی، سموم دفع آفات، محصولات بهداشتی، شوینده و آرایشی موجود در منازل، گیاهان سمی، فلزات سنگین، گزیدگی‌ها، غذای آلوده به سموم و مواد شیمیایی.
در كشور ما مسمومیت‌های دارویی حدود 40درصد از كل موارد مسمومیت را به خود اختصاص داده‌ا‌ند.

به گفته كارشناسان، با وجود اینكه بسیاری از این مسمومیت‌ها توسط كادر پزشكی- درمانی كنترل شده و به مرگ منتهی نمی‌شود،  اما خسارت‌های جبران‌ناپذیری به اقتصاد، سلامت و بهداشت جسمی و روانی جامعه و خانواده‌ها وارد می‌آورد.

طبق آمار اعلام شده از بیمارستان لقمان حكیم به‌عنوان تنها بیمارستان دارای بخش مسمومیت‌ها در تهران، تعداد افراد بزرگسال دچار مسمومیت مراجعه‌كننده به این بیمارستان حدود 30 هزار مورد در سال است كه از این تعداد حدود 12 هزار نفر بستری می‌شوند و به‌طور متوسط 500 نفر از آنان نیز در بخش مراقبت‌های ویژه بستری می‌شوند؛

علاوه بر آنكه 120 مورد -یعنی حدود یك درصد از این افراد- جان خود را از دست می‌دهند.  همچنین براساس گزارش سازمان پزشكی قانونی، سال گذشته  ۳۲۲نفر بر اثر مسمومیت دارویی و  ۷۴۹نفر نیز بر اثر سموم فوت كردند كه در  ۹ماهه امسال این آمار به‌ ترتیب  ۳۸۳ مورد و  ۶۰۲مورد است. 

همچنین در سال گذشته حدود 3 هزار و 650 نفر كودك به‌علت مسمومیت در بیمارستان لقمان حكیم تهران بستری شدند و متأسفانه 40  نفر از این كودكان جان خود را بر اثر این مسمومیت‌ها از دست دادند.

مسمومیت‌های دارویی در همه جای دنیا، یكی از مهم‌ترین مسائل نظام‌های درمانی هستند.

به طوری كه در كشور آمریكا شایع‌ترین علت پیوند كبد، مسمومیت با استامینوفن است یا در كشور انگلستان، دومین علت پیوند كبد همین است؛ همین دارویی كه فكر می‌كنیم اینقدر بی‌خطر است و هیچ عارضه‌ای ندارد.

اطلاعات آماری ارائه شده در این صفحه، از گزارشی كه در آخرین شماره فصلنامه علمی پزشكی قانونی ارائه شده بود، اقتباس شده است.

داروها در صدر

صرف‌نظر از مسمومیت‌های تعمدی كه افراد ظاهرا به قصد خود‌كشی به آن دچار می‌شوند، به عقیده كارشناسان، مهم‌ترین عامل مسمومیت، داروها به‌خصوص داروهای آرام‌بخش است.

دكتر ناصر جلالی، استاد دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی و رئیس سابق بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان لقمان می‌گوید: بیشترین مسمومیت‌ها در قرص‌ها مربوط به آرام‌بخش‌هایی از قبیل اگزازپام، آلپرازولام و دیازپام و ضد‌افسردگی‌هایی از قبیل نوروتریپتیلین هستند.

دكتر جلالی در توضیح عوارض این داروها خاطرنشان می‌كند: داروهای آرام‌بخش خواب‌آلودگی شدید، افت فشار خون و كاهش ضربان قلب را به همراه دارند.

همچنین داروهای ضد‌افسردگی بیمار را دچار علائم بی‌قراری، تحریك‌پذیری، تشنج و نابهنجاری در ضربان قلب می‌كنند كه البته اینها عوارض موقتی است  كه در بهترین حالت ممكن است رخ دهد.

در این میان داروهای ضد افسردگی چون برای بیماران افسرده تجویز می‌شود و اغلب به مقدار زیادی در اختیار آنها است، برای همین تمایل این افراد به خودكشی بیشتر از بقیه است، بنابراین ممكن است این افراد داروها را به صورت یكجا مصرف كنند و دچار عوارضی مثل تشنج‌های شدید، ‌اختلالات تنفسی،‌ عوارض قلبی و بعضا مرگ و میر شوند.

این در حالی است كه به گفته كارشناسان، در گذشته داروخانه‌ها داروهای اعتیادآور و داروهایی كه ایجاد مسمومیت می‌كردند را بدون نسخه پزشك به كسی نمی‌دادند ولی متاسفانه طی سال‌های اخیر كنترل مقامات بهداشتی - درمانی كمتر شده و داروها بدون تجویز پزشك داده می‌شود.

شمشیرهای دولبه

مواد‌مخدر نیز ازجمله مسموم‌كننده‌هایی هستند كه شاید بتوان آنها را شمشیر‌های دولبه خواند.  دكتر شاهین شادنیا، رئیس بخش مسمومان بیمارستان لقمان با بیان اینكه ما در علم پزشكی یك لبه این شمشیر را به‌عنوان مرفین و كدئین- كه در واقع همان تركیبات تریاك هستند- به كار می‌بریم، می‌گوید: لبه دیگر این شمشیر كه تیزتر هم هست، این است كه خود فرد اقدام به استفاده از این مواد كند و این لبه تیز علاوه بر اینكه خانواده و جامعه را نابود می‌كند، فرد را دچار مسمومیت‌های شدیدی می‌كند كه در بسیاری از موارد غیرقابل جبران هستند.

اما به عقیده دكتر شادنیا از بین داروهای مخدر كه نخستین عامل مرگ و میر در بین مسمومان است،آفت‌كش‌ها به خصوص قرص برنج عامل مهم دیگری در مرگ و میر ناشی از مسمومیت‌های دارویی است. 

«قرص برنج كه اكنون به راحتی در مغازه‌ها و عطاری‌ها به عنوان یك آفت كش با قیمت ارزان در اختیار مردم است یكی از عوامل مسمومیت و مرگ در كشور است كه هر بسته 10 تایی آن به قیمت هزار تا هزار و 500 تومان به فروش می‌رسد و  هر قرص آن 4 نفر را می‌كشد.»

وی با بیان این عبارات در توضیح نحوه مسموم‌شدن با این مواد می‌افزاید: اغلب افراد به خاطر اثرات جسمانی و سرخوشی اقدام به استفاده از این مواد می‌كنند ولی بعد از مدتی با بالا رفتن نیاز بدن دوز این داروها نیز افزایش می‌یابد تا جایی كه ماده مورد نظر دیگر كفاف نیاز جسمانی فرد را نداده و او را به سمت مواد دیگری سوق می‌دهد.

شادنیا ادامه می‌دهد: همین امر اكسیژن‌رسانی بافت‌های حیاتی بدن را دچار مشكل می‌كند و عوارض پایدار عصبی به همراه دارد كه در نهایت منجر به مرگ فرد می‌شود.


 
آسیب‌ها- دكتر پرویز مظاهری:
اعتیاد به مواد مخدر و سوء مصرف مواد، یكی از معضلات جامعه بشری است.

روند رو به ‌گسترش اعتیاد بنیان‌های جوامع را در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی تحت تاثیر قرار می‌دهد و آنها را از درون دچار فساد و تباهی می‌كند و در نهایت به انحطاط می‌كشاند.

با نگاهی واقع‌بینانه درمی‌یابیم كه سوء مصرف مواد افیونی از قرن‌ها پیش وجود داشته و اكنون نیز تقریبا كشوری وجود ندارد كه از گسترش آن در امان مانده باشد. در بسیاری از كشورها، ضمن غیرقانونی‌شمردن مصرف مواد مخدر، قوانین مختلفی جهت مجازات معتادان وضع شده است.

همواره با تنوع شیوه‌های مبارزه، پدیده اعتیاد نیز متنوع شده و این موجب عجز جامعه جهانی در كنترل آن شده است و به همین دلیل ورودی‌های سیستم اعتیاد (مبتلایان جدید) از خروجی‌های این سیستم (افرادی كه موفق به ترك می‌شوند) به مراتب بیشتر هستند.

طبق آمارهای ارائه شده، در ایران حدود 5/1 میلیون معتاد وابسته به مواد و حدود 4 میلیون معتاد تفننی  وجود دارد. اگر فرض كنیم هر فرد معتاد در طول عمرش حداقل یك نفر دیگر را گرفتار كند، احتمال آن می‌رود كه تعداد معتادان و افراد در معرض اعتیاد در آینده بسیار بیشتر از این باشد.

اگر هر فرد معتاد به طور میانگین دارای 4 نفر بستگان درجه یك باشد، حداقل 6میلیون نفر در معرض خطر گرایش به اعتیاد و آثار سوء آن خواهند بود و اگر هر فرد معتاد روزانه حداقل 100 تومان صرف استعمال مواد مخدر كند، روزانه 5/1 میلیارد ریال ضرر مادی نصیب جامعه می‌شود كه در سال رقمی نجومی خواهد شد.

متاسفانه گسترش سریع مواد مخدر  بین جوانان و نوجوانان و گرایش روزافزون آنها به مصرف مواد تهدیدی جدی برای جوامع بشری به حساب می‌آید.

تحقیقات نشان می‌دهد كه هر قدر آشنایی با مواد و مصرف تفریحی در سنین پایین‌تر انجام گیرد،خطر ادامه رفتار مصرف و استفاده از مواد مختلف با افزایش سن بیشتر می‌شود و طبیعتا این امر رسیدن به یك زندگی سالم را برای آنها در بزرگسالی بسیار دشوار و حتی غیرممكن می‌نماید.

فقر اقتصادی و فرهنگی، بیكاری، مهاجرت و شهرنشینی بدون امكانات، روابط نامساعد خانوادگی و ازهم‌پاشیدگی خانواده و سیاست‌های نامناسب جمعیتی از عواملی هستند كه به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در امر گسترش اعتیاد مؤثرند.

آمارها نشان‌دهنده این هستند كه در حال حاضر در ایران بالغ بر 60 درصدكل زندانیان را كسانی تشكیل می‌دهند كه جرمشان در ارتباط با مواد مخدر بوده است و بقیه زندانیان نیز كم و بیش از مواد مخدر استفاده می‌كرده‌اند.مبارزه با اعتیاد از 3 بخش اصلی تشكیل می‌شود: مبارزه با عرضه (تولید، توزیع، انتقال و مصرف)، درمان معتادان، كاهش تقاضا و كاهش آسیب.

در دوران قاجار، مصرف مواد از شكل انحصاری اشراف بیرون آمد و در میان طبقات مختلف جامعه ایرانی به‌صورت مصرف خوراكی یا تدخین رواج یافت. اولین بار در سال 1290، قانون تحدید تریاك تصویب شد.

در سال 1334 قانون منع كشت خشخاش از تصویب مجلس گذشت و وزارت بهداری مسئول امور معتادان شد. از سال 1290 تا 1358 بیش از 55 قانون، نظام‌نامه و مصوبه در ایران در خصوص مواد تصویب شد.

در سال 1347 ایران موفق‌ترین كشور در امر مبارزه با موادمخدر شناخته شد و مقام اول را در بین كشورهای جهان كسب كرد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در خردادماه 1359 سهمیه تریاك معتادان مجاز لغو و مدت 6 ماه به عنوان ترك اعتیاد برای آنها مهلت تعیین شد و از آن پس اعتیاد جرم و معتاد مجرم شناخته شد.

همزمان با تصویب لایحه تشدید مجازات مرتكبین جرایم مواد مخدر، ستاد هماهنگی مبارزه با مواد مخدر به عنوان تنها متولی كاهش عرضه و تقاضا تاسیس شد.

تا سال 1367 اقدامات انجام شده برای حل مشكل اعتیاد، منحصرا به فعالیت‌های مقابله با عرضه، اختصاص داشت. در سال 1367 و پس از پایان جنگ ایران و عراق، نهاد تازه تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، قانون جدید مبارزه با مواد مخدر را تصویب كرد.

تحقیقات نشان داده است بیش از 80 درصدمعتادان ایرانی در محدوده سنی 20 تا 45 سال قرار دارند و حدود 5درصد زیر 20 سال هستند و 90 درصد ازمعتادان مرد هستند.

علیرغم اینكه بیش از نیمی از معتادان متاهل هستند ولی نسبت افراد مطلقه متاركه كرده و بیوه در معتادان بیش از جمعیت عمومی است. اعتیاد در بی‌سوادان و كم‌سوادان بیشتر دیده می‌شود. بیش از 20درصد ایشان بیكار هستند و مصرف‌كنندگان تزریقی جوان‌تر هستند.

به طور كلی، علل و عوامل موثر بر اعتیاد  را می‌توان اینگونه فهرست كرد:

الف) عوامل فردی:

 پایین‌بودن اعتماد به نفس، ابتلا به اختلالات روانی مثل اختلالات شخصیت، اختلالات جسمی مزمن مثل سرطان، كنجكاوی، عدم وجود یا پایین بودن اعتقادات مذهبی، كسب لذت ، پایین بودن آگاهی، مورد تنبیه یا تبعیض واقع‌شدن، معاشرین ناباب، ضریب هوشی پایین.

ب: عوامل اجتماعی:

در دسترس بودن مواد مخدر،مصرف مواد توسط افراد خانواده، طرد فرد از خانواده، روش های غلط تربیتی، پرجمعیتی خانواده، عدم وجود مراكز تفریحی و ورزشی، فقر فرهنگی و اقتصادی، مهاجرت ، بیكاری، بحران‌های اجتماعی مثل جنگ و زلزله.

برای پیشگیری از اعتیاد باید به مردم در مورد خطرات و مضرات مواد مخدر آگاهی داد و مهارت‌های زندگی‌ مثل مهارت تصمیم‌گیری یا حل مسئله را به معتادان آموزش داد.

همچنین فعالیت‌های جایگزین را برای ارضای نیازهای روانی و اجتماعی معتادان تقویت كرد مثل افزایش مكان‌های تفریحی و ورزشی یا ایجاد شغل. ارتقای زمینه‌های فرهنگی و اعتقادی و فراهم‌كردن امكانات درمانی هم از دیگر عوامل پیشگیری هستند.

عوارض اعتیاد نیز شامل عوارض خانوادگی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی است:

1 - عوارض خانوادگی: از قبیل خشونت در خانواده مثل كودك‌آزاری و همسرآزاری، مشكلات تحصیلی، افسردگی و خودكشی فرزندان، جدایی و طلاق و كشمكش‌های مداوم. محدودیت در روابط سالم و معاشرت با بستگان، همكاران و همسایگان. بی‌كفایتی در سرپرستی خانواده.

2 - عوارض شغلی: از قبیل افت شدید عملكرد و موقعیت شغلی.

3 - عوارض اقتصادی: از قبیل خسارات ناشی از كاهش نیروی مولد و افزایش نیروی مصرف‌كننده جامعه.

4 - عوارض اجتماعی: از قبیل ضعف پایبندی به اصول اخلاقی و اعتقادی.

درمان اعتیاد همانند سایر بیماری‌های مزمن، فرایندی تدریجی دارد و در طول دوره درمان ممكن است فرد مجددا به مصرف مواد ادامه دهد. بی‌توجهی به پدیده عود و عدم توضیح آن برای بیمار و خانواده‌ وی، ممكن است موجب ناامیدی آنها شود.

هدف از درمان، رسیدن به عملكرد قبلی بوده و شامل موارد زیر است: زندگی‌كردن بدون مواد، ارتقای عملكرد فردی، پیشگیری از عود و كاهش عوارض و آسیب.

روانپزشك و دبیر انجمن روانپزشكان ایران


تعداد کل صفحات: 10 ... 5 6 7 8 9 10